eitaa logo
‧₊˚ گُم شُـده ܩیـانِ ڪِتـاب‌ها ֺ۪‌⊹ 
966 دنبال‌کننده
795 عکس
193 ویدیو
59 فایل
‌ ⊹₊ به نام اهورامزدا ؛ پروردگار سرزمینِ پارس 🌤🌬 ֙⋆ •جایـے بـَرایِ گُم شُـدن ܩیـانِ ڪِتـاب‌ها... 📚 ڪِتـاب | بـوڪ ܩارڪ | ڪِتـاب دَســتِ دُوم بخش رشد🐳💗 @tablighat768
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی بد‌شانسی اوردیم و راهم از خدمتکار مورد اعتماد مادرم جدا شد تنها و سرگردان شده بودم تو سرزمینی که تا حالا پام رو روش نزاشته بودم میترسیدم اما در عین حال میخواستم از ملکه انتقام بگیرم میدونستم که تا الان مادرم رو قل و زنجیر کرده میخواستم هر کاری کنم تا نفرین ملکه باطل شه و مادرم آزاد بشه⛓  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
به قصر رفتم تا بتونم به عنوان ندیمه به ملکه نزدیک بشم... تا اینکه فهمیدم ندیمه ولیعهد لیوای شدم روز ها می‌گذشت و من خیلی به شاهزاده نزدیک شده بودم... باهم آموزش می‌دیدیم باهم غذا می‌خوردیم باهم تمرین میکردیم تو این زمان خیلی چیز ها ازش یاد گرفتم...  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
تونستم تبدیل به بهترین مبارز یگان فرمانده ونژی بشم ملکه خبر نداشت که دختر بزرگترین دشمنش داره کنار پسرش تو قصر رشد میکنه و جایگاه خودشو محکم میکنه تا یه روز زهرشو خالی🩸 اما در تک تک این لحظات هر چه قدر هم که زمان می‌گذشت یا حتی وقتی احساسات من و ولیعهد به چیزی فراتر از یه دوستی ساده پیش میرفت هیچوقت مادرم رو فراموش نکردم و همیشه به این فکر میکردم که چطور میتونم با ملکه بجنگم و طلسمشو بشکنم  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اگه لیوای بفهمه که من کی هستم به چشم یه خائن بهم نگاه میکنه؟شاید با دستای خودش بخواد که منو نابود کنه⚔ روزگار هیچوقت آرام نبود دنیا هر لحظه در حال تغییرات بود تا وقتی که به من حق انتخاب داد دنیا شرطی به قیمت جون خودم و مادرم گذاشته که از پس آن برآمدن برایم غیر ممکن بود اما من نمی‌خواهم بشینم و دست روی دست بگذارم و احساسی عمل کنم تا روز اعدام مادرم را با چشمانم نظاره کنم... نمیزارم این اتفاق بیفتد ...  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
مجموعه دختر مهتاب داستان فانتزی با الهام از اساطیر شرقی یه تجربه خاص و جدیده برای هر خواننده ای🪄💚  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
رز و رن حالا ملکه‌ن… اما تاجی که روی سرشونه بیشتر شبیه یه نفرینه تا یه افتخار.  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
قصر پر از دروغه، اعتماد کمیابه و گذشته‌ای که سعی کردن پنهانش کنن، یکی‌یکی خودش رو نشون میده. رن هنوز دست از هدفش نکشیده و بازی قدرت تازه جدی‌تر شده  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
این بار دیگه بحث فقط انتقام نیست؛ بحث اینه که چه کسی لایق تاجه… و چه کسی بهای اون رو می‌پردازه  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
تو تاج نفرین‌شده معلوم میشه که سرنوشت دو خواهر به هم گره خورده. ادامه‌ی نفرت… یا شکستن یک نفرین هزارساله؟  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اینم عکسش  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«تاج شعله‌ور» ادامه‌ی سرگذشت دوقلوهای افسانه‌ایه که قرن‌ها بعد از نفرین ایانا به دنیا میان — رز و رن.⚡️ یه سرزمین پر از جادو، عشق، خون و خیانت...  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاج ها لرزیدن،و خواهرها دیگه کنار هم نیستن «در تــاج شـــعله ور» فـقط یـکی مـیتونه زنـده از خـاکستر بـلند شـه! 🙂  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪