eitaa logo
‧₊˚ گُم شُـده ܩیـانِ ڪِتـاب‌ها ֺ۪‌⊹ 
1.5هزار دنبال‌کننده
806 عکس
199 ویدیو
60 فایل
‌ ⊹₊ به نام اهورامزدا ؛ پروردگار سرزمینِ پارس 🌤🌬 ֙⋆ •جایـے بـَرایِ گُم شُـدن ܩیـانِ ڪِتـاب‌ها... 📚 ڪِتـاب | بـوڪ ܩارڪ | ڪِتـاب دَســتِ دُوم بخش رشد🐳💗 @tablighat768
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌دونین چیزی که من عاشق قلم مت هیگم چیه؟ 🥹🤍 اینکه موقع خوندن کتاباش حس می‌کنی یه نفر روبه‌روت نشسته و داره آروم باهات درد و دل می‌کنه... انقدر شخصیت‌هاش واقعی و ملموسن که یه جاهایی ناخودآگاه خودت رو جاشون می‌ذاری و باهاشون می‌خندی، ناراحت می‌شی و حتی به فکر فرو میری. 📖✨  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
و حالا قراره با یه ترجمه‌ی خوب و یه نشر معتبر، دوباره وارد یکی از دنیاهای قشنگ مت هیگ بشیم... دنیایی که بعید می‌دونم دست خالی ازش برگردیم. 🤍🌙  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
یه چیزی هم بگم؟ 😭🤍 اولین چیزی که چشممو گرفت، رنگ جلد و لبه های کتاب بود... یه سبز اقیانوسی آروم و فوق‌العاده قشنگ که تا حالا بین جلد سخت‌هامون همچین رنگی نداشتیم. 🌊💚 واقعاً از اون کتاباست که قبل از اینکه بازش کنی، دلت می‌خواد چند دقیقه فقط نگاش کنی. 🥹📚  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
این شماااا... و اینم مهمون امروزمون!🥹🤌 🚆 قطار نیمه‌شب 🌌✨ یکی دیگه از داستان‌های قشنگ مت هیگ داستانی که قراره آروم‌آروم دستمون رو بگیره و با خودش به سفری بین گذشته، انتخاب‌هامون و «ای کاش...»هایی که گاهی توی ذهنمون تکرار می‌شن، ببره. 🤍 حالا... آماده‌این با هم سوار این قطار بشیم و ببینیم چه قصه‌ای منتظر ماست؟🫂✨  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اول بذارین با ویلبر آشنا بشیم... 🥹🤍 از بیرون که نگاهش کنی، انگار همه‌چیز داره... پول، موفقیت، یه خونه‌ی بزرگ و زندگی‌ای که خیلی‌ها آرزوشو دارن. ولی مگه خوشبختی فقط به ایناست؟... خود ویلبر یه جمله داره که حسابی به دلم نشست: «یه خونه‌ی بزرگ چه فایده‌ای داره، وقتی توش خالی باشه؟»  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
ویلبر یه روزی عاشق دختری به اسم «مگی» بود... و یه کتابفروشی داشت، همون چیزی که فکر کنم آرزوی خیلی از ما کتاب‌بازهاست.😭📚  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
بالاخره ویلبر و مگی به هم رسیدن... 🤍 روزهایی که فکر می‌کردن قراره قشنگ‌ترین فصل زندگیشون باشه، کنار هم توی ونیز شروع کردن... 🇮🇹✨ همه‌چیز شبیه یه رؤیا بود... تا اینکه یه تصمیم... همه‌چیز رو تغییر داد. و از همون‌جا، داستان واقعی «قطار نیمه‌شب» شروع می‌شه... 🚆🌙  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
همه‌چیز توی یه چشم به هم زدن تغییر کرد... یه تصمیم... یه لحظه... و از اون به بعد زندگی ویلبر دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نشد...🫠  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
سال‌ها گذشت... ویلبر خودش رو غرق کار کرد ... اون‌قدر که از یه کتابفروشی کوچیک، به یکی از موفق‌ترین آدم‌های شهر تبدیل شد.  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اما بعضی خاطره‌ها... هرچقدر هم ازشون فرار کنی، یه جایی دوباره سراغت میان.🌾  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
تا اینکه یه تماس... همه‌چیز رو تغییر داد. و وقتی ویلبر چشم باز می‌کنه، خودش رو توی یه ایستگاه قطار عجیب می‌بینه... 🚆🌌 میگن این قطار میتونه اون رو به گذشته ببره...  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اما یه قانون داره: ❌ گذشته رو می‌بینی... ولی اجازه نداری تغییرش بدی. حالا سؤال اینجاست... اگه تو جای ویلبر بودی، سوار این قطار می‌شدی؟ 👀🤍  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪