هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_آدرینا؟ میدونستی که زیبا ترین دختری هستی که تا به حال دیدم :) جهت اطلاع Sahar هستممم
+وااای خیلی لطف داری زیبا(((:
البته یکم منطقی بنظر نمیاد چون که تو منو ندیدی😔😂
ولی خب بازم...نظر لطفته دوشیزه خیلی متشکرم((:
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_🫀🫀🫀بیا ! همشون مال تو ؛) فقط یادت باشه کسی نشکوندش ..... آخه از ستاره ها گرفتمشون
+گااااد(((:
خیلی خوبی شما(:
متشکرم..✨👀
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_های چطوری؟
+درود.
متشکرم شما چطوری دوست عزیز؟((:
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_درود برادر ... گفتم شاید هنوزم از متنای این بنده ی حقیر خوشت بیاد ... پاهای کوچکش را در آب فرو کرد و به تماشای ماهی های کوچک دریاچه نشست ؛ گویی هیچ کاری مهمتر از دیدن نفس کشیدن آنها در زیر آب نداشت. موهای دختر به رنگ عسل بود و چشم های تاریکش به رنگ قهوه ، دستی بر آن موها کشید و تاج ظریفش را صاف کرد . دامن کوتاهش تا روی زانو می آمد ؛ دقیقا چند سانتی متر بالا تر از ساق پوتین هایش . صدای پای کسی را از پشت سر شنید و با کنجکاوی برگشت تا نگاهی بیاندازد . - ترسوندیم ... دوست نیمه مرئیاش لبخندی شرارت آمیز زد و پرسید : - همیشه همین کارو میکنم دیگه ... مگه هنوز عادت نکردی ؟ روح موهایی مشکی و چشم هایی نافذ داشت و لبخند هایش آن مجموعه ی رازآلود را تکمیل میکردند . - اینکارو نکن ، راشِل ... صدای خندهاش در سرار جنگل پیچید . خنده ای که اینبار در آمیخته با مظلومیتی ناراحت کننده بود ... - داری چی کار میکنی ؟ این چیه ؟ تصویری به آرامی در حال شکل گرفتن بود ... دختری با لباسی آلوده به خون خودش ، موهایی کوتاه ، چشم هایی اشک آلود و دست هایی لرزان . دیگر خبری از آن روح کوچک و آزاردهنده نبود ... دختر با استیصال گفت : - ولی تو ... راشِل چشم هایش را بست و زمزمه کرد : - پنهان شدن خیلی دردناک بود . - میدونم ... میدونم فرشته ی من . #فلیسین
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
+:))))))))))))))))))
خیلی قشنگ بود دختررر((:
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_سلامی... معرفی کن از خودت بگو
+به به سلام.
وای ببین ، برای این یکی نیاز به زمان دارم..پس صبح ایشالا
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_میدونستی شربتای دیفن هیدرامین زمان رو مثل ما حس نمیکنن؟ برای اونا هر هشت ساعت یک قاشق میگذره
+ای بابا..😔😂
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_ما دو پیراهن بودیم، بر یک بند...! یکی را باد برد... دیگری را باران هر روز خیس میکند
+آخ..خیلی قشنگ و غمناک بود(:
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_من ارگ بمو خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان هروَجبت ترمه و کاشی شعرخوب
+زیبا بود..جدا!((:
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_فیلم جاده خاکی رو دیدی؟
_ببین، تا آسفالتش نکردن
+😂😂😂😂😂چشم
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_انگار چاییم یخ کرده، بستنیم آب شده، پیرهنم نخکش شده، آب گل پاشیده به لباسم، با جوراب پا گذاشتم تو دمپایی خیس، چایی ریختم رو کتاب امانتی
+ای بابا..ای بابا.!
برا چی دوست عزیز؟؟!
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_چک کردن ناشناس کار بسیار پسندیده ایست.
+عذرخواهم..بالاتر توضیح دادم.