چیزی که تورو نکشه ،باعث میشه ساعت ۱ و نیم صبح هایده پلی کنی و زل بزنی به سقف و اشکات همیتجوری سرازیر بشن.
من از پایانها بیزارم، از آخرین قسمتها، آخرین روزها، آخرین خاطرهها، آخرین بارها، از تمام شدن سالها، رابطهها و آدمها.
حتی وقتی پایان زیباست، بازهم پایان است.