ازم میپرسن فوبیات چیه و من نمیتونم بگم "اینکه یه روز دیگه دوستش نداشته باشم، درست همون روزی که دوباره یادش بیفتم"پس میگم ارتفاع.
𝖡𝗋𝗂𝗅𝗅𝗂𝗇𝖺
ازم میپرسن فوبیات چیه و من نمیتونم بگم "اینکه یه روز دیگه دوستش نداشته باشم، درست همون روزی که دوبار
ازم میپرسن فوبیات چیه و من نمیتونم بگم " یکی دیگه رو به من ترجیح بده " بنابراین میگم حشرات.
𝖡𝗋𝗂𝗅𝗅𝗂𝗇𝖺
ازم میپرسن فوبیات چیه و من نمیتونم بگم " یکی دیگه رو به من ترجیح بده " بنابراین میگم حشرات.
ازم میپرسن فوبیات چیه و من نمیتونم بگم : " اینکه براش کافی نباشم."
پس میگم تاریکی.
امیدوارم هیچوقت سر راه هم دوباره قرار نگیریم،چون نه من اونیم که تو شناختیش نه تو اونی هستی که منِ سابق شناختش.
When I see someone feeling left out in a group, I try to connect with them because I know the feeling.