> به طاها ،هنرمندی که شخصیت خلق میکند،
اما هر کدامشان صدایی برای عدالت دارند.
تو فقط کاراکتر نمیسازی،
تو صدایی میآفرینی برای بیصداها.
کودکانی که میکشی، نگاههایی که طراحی میکنی،
در پس آنها، دردِ یک ملت پنهان است.
تو را یاد ناجی العلی میاندازی؛
هنرمندی که «حنظله» را آفرید:
پشت به ما، اما همیشه ایستاده، همیشه ناظر، همیشه زنده.
ناجی با دست خالی و قلمی کوچک،
جهان را تکان داد؛
و تو نیز، با سبک ویژهات،
صدای خاموشان را به بوم بازمیگردانی.
نقاشی تو برای فلسطین،
نه فقط یک اثر هنریست،
که بیانیهایست از ایستادگی.
تو هم مثل ناجی، در جهانِ ظلم،
دست به هنر بردی نه برای نمایش،
برای روشنگری.
هر خط تو، هر چهره، هر کاراکتر،
برشیست از حقیقتی که نمیخواهند دیده شود.
اما تو آن را به قاب میآوری.
و این، شجاعت است.
ــ برای طاها، هنرمندی که مانند ناجی العلی،
به ما یادآور میشود:
مقاومت، فقط با سلاح نیست
با قلم نیز میشود ایستاد.
به ماریوس، نقاش سکوت و رؤیا...
منظرههایی که تو میآفرینی، چیزی فراتر از تصویر طبیعتاند؛ آنها آینهای از ذهن منطقی و خلاق تو هستند. هر درخت، هر آسمان، و هر مه محوشدهات، گفتوگویی بیکلام با جهان درون توست.
در تو، ردّی از روح کاسپار داوید فریدریش دیده میشود؛ هنرمندی از قرن نوزدهم که با سکوت و تأمل، چشم به کوهها، درختان تنها، و آسمانهای بیانتها میدوخت.
فریدریش، همانگونه که تو، مردی بود درونگرا، منزوی، و اندیشمند.
او باور داشت:
«نقاش باید نه فقط آنچه در برابر خود میبیند، بلکه آنچه در درون خود میبیند، نقاشی کند.»
آثارش، نه روایت چشمانداز، که ترجمان فلسفه، احساس و ایمان خاموش بودند. او از چهرهها گذشت تا به ذات طبیعت برسد . همانگونه که تو، ماریوس، با منطق تیزبین و تخیل پررمزت، از شکل و ظاهر فراتر میروی و به درک درونی از جهان میرسی.
در جهانی که اغلب سطحی و پرهیاهوست، تو همچون فریدریش، ساکت و استوار ایستادهای نه برای دیدهشدن، که برای دیدن.
و این، بزرگترین شکل از هنر است.
به نپ، دختری که با چند خط و رنگ، شخصیتهایی میسازه که دل آدمو میبرن...
نقاشیهات، یه جور شیرینی خاص دارن؛ نه فقط بخاطر چشمهای درشت
لپهای گوگولی، بلکه چون از دل یه روح شاد و برونگرای پر از انرژی میان.
وایب کارهات یادآور «کائوری واکاماتسو»ئه هنرمندی که با استایل انیمهای و شخصیتهای کیوتش، یه دنیای نرم و فانتزی ساخته.
اون رنگهای دخترونه، اون قدرت شیرین در ساختن یک لبخند از دل چشمان یک شخصیت.
تو هنرمندی هستی که شخصیت خلق میکنی، نه فقط تصویر.
هر آدمک، یه روح داره. یه قصه کوچیک. یه شادی بیصدا.
نپ، تو جادوی انیمه رو به دنیای واقعی آوردی. ✨🌸
خب اینم از تقدیمی ها
امیدوارم مورد پسند تون باشه😔✨️
اگه کسی هم دوست داشت تو تقدیمی شرکت کنه مشکلی نیست هنوز ظرفیت پر نشده😔😂
اگه کسی جا موند بگه
@Arthur_00
به جوربه آن هنرمندی که با هر گربهای میکشد،
لبخند کوچکی روی صورت دنیا مینشاند.
تو از آن هنرمندانی هستی که فقط نمیکشند،
بلکه آرامش میآفرینند.
دنیای تو پر از موجوداتیست
که هر کدام یک گوشه از قلبت را نشان میدهند؛
گربههایی با چشمهای درخشان،
شخصیتهایی با داستانهایی که فقط تو میدانی.
تو من را یاد هایائو میازاکی میاندازی؛
مردی که دنیای استودیو جیبلی را ساخت،
با کاراکترهایی ساده اما فراموشنشدنی.
مثل او، تو هم "دنیا" میسازی،
نه فقط نقاشی.
و در این دنیا، همه چیز مهربان است،
لبخند دارد، و نیتاش کمک به دیگران است.
جوربه، تو با قلب بزرگی که داری،
نهفقط شخصیت خلق میکنی،
بلکه بخشی از خوبی دنیا را به تصویر میکشی.
تو مثل میازاکی،
یک جادوگری هستی که دنیایت از عشق ساخته شده.
بمان... و به کشیدن ادامه بده،
چون هنرت، قلبها را نرم میکند.