هدایت شده از the riha | دِ ریحا
من دلم برای شما خیلی رقیقه. مثل یک شیشهی خیلی نازک. تا اسم «حسن» و «کوچه» کنار هم میاد واقعاً بهم میریزم. امشب شبِ آقازادهٔ شماست کریم اهلبیت؛ خودتون قساوت قلبمو کم کنید و اجازه بدید یک دل سیر گریه کنم برای قاسم(ع)تون.
این روزها تو جمعای مختلف میشینم و همه آدما حرف میزنن. مدام حرف میزنن و من هیچکدوم رو نمیشنوم. من فقط بغض میکنم برای امام و نائبش و برای مظلوم های این امت و ایکاش واقعا بیای واقعا برگردی و همه چیز رو دگرگون کنی صاحبنا
همیشه از عظمت روز عاشورا وحشت دارم حس میکنم باید تو مقتلخونی بمیرم بلکه حق این روز ادا بشه و از شرم و شرمندگیم کم بشه