هدایت شده از -- WHO I AM :)?
روز شهادت مادر سادات :))
۲۶ آذر ۱۴۰۲..
دم دمای اذان..
ملاقات با شهدای گمنام:)..طبق معمول مصلی:)
با رضوانه آجیم:))..
و چیزی که ازش خواستم و رو تابوتش نوشتم:)))
خدایا نذار فراموش کنم:)
خدایا منو لایق چیزی کن که ازش خواستم:)))
😂🙂
تصمیم مرگ و زندگیه انگار ک بخوام اینو ببینم
چون هم میترسم تا معلوم نی کی..
هم حسابان نمت بخونم
ب هرحال ک نمت حسابان بخونم
پس ده دقه ازشو میبینم فقط
چون نمیخوام بترسم وگرنه خوابم نمیبره🙂
نمیدونم کجاست!🇵🇸
وقتی اصلا رو مود نبستی و نمیتونی درس بخونی پس تصمیم میگیری یکم هیجانی طور رفتار کنی با زندگیت و میخ
واقعیتو بگم
فقط یک دقه و پنجاه و هشت ثانیه دیدم و برگام ریخت حقیقتا🙂🙂