و خوشحالم که امشب نرفتم هیئت؛
چون که ده شب میرسیدم خونه اونوقت پارم میکردم و هرجی بهم خوش گذشته بود رو کوفتم میکردن.
خوشحالم که ده برابر بیشتر اصرار نکردم تا راضی بشن..
دیدی بعضی آدما چقد حس ناامنی بهت تزریق میکنن با حرفاشون؟
اهوم خلاصه کاش میشد میتونستم تمومش کنم.
سیسیعا استاکر بودن واقعا حال میده.
مثلا طرف خبر نداره ولی تو شمارشو حتی پیدا کردی؛☝🏻
-بعد این سادهترین چیز تو استاکر بودنه-
بعد کل زندگیش بنسبت رو دایرس برات؛ اه وای و تو همه شبکه ها دنبالشی با اکانتای متفاوت.🚶♀️
سبحانالله؛
سرگرمیِ جذابیه خلاصه.
نمیدونم کجاست!🇵🇸
سیسیعا استاکر بودن واقعا حال میده. مثلا طرف خبر نداره ولی تو شمارشو حتی پیدا کردی؛☝🏻 -بعد این ساده
خصوصا اگهههه اگهههههه طرف کراشت باشه دیگه سبحانالله.
حس میکنم الان اگه دکتره بیاد کنارم و ببینه تو تاریکی گوشی دستمع جیغ میکشه و خفم میکنه.
چون وحشتناکه برای چشام و روند صعودی گرفتیم منو نمره چشام:)))))
بعد اینکه عینک نزدمم بدتره الان.
خودم قشنگ میفهمم ی مدلیه چشام
دارم فکرمیکنم به تموم کارایی که دوست دارم انجامشون بدم طبق لیستی که نوشتم؛
وطبق معمول به هیچکدومشون نمیتونم برسم بنابه شرایطِ شخصیای که دارم.
پس باید بشینم تا وقتش شه
البته شاید وقتش روزی بیاد که من مردم..
بهرحال زندگیه دیه هاها🚶♀️
پیشمیاد خب وا..!
چیکارکنم؟ بدرک..
-بعد از اینکه اونجوری رفتی خیلی بهمریختم؛
حسش اینجوری بود که انگار تنهایی توی زمان گیر افتادم:)
[نمیتونستم به عقب یا جلو برم]
بقیه داشتن جلو میرفتن:)
اما فقط من گیر افتاده بودم..
اما هیچکس منو درک نمیکرد و خیلی سخت بود..
فقط امید داشتمکه بتونم به آرومی و بیسروصدا بمیرم-
#دیالوگ