فقط استعداد دارن که حال منو از این بدتر کنن
بعدش همشون خفه میشن و حالشون خوب میشه و میرن دنبال زندگیشون
هه
هبچوقت امید الکی به کسی ندید.
-با چاقو بزن تو قلبوریههاش ولی امید الکی بهش نده-
POV:
بیدلیل یمکان برات سنگینه فضاش؛
و یهو بخودت میای میبینی کسی که ازش متنفری و حالت بهممیخوره از دیدنش عم تو اون مکانه.
خیلی جدی دارم سعی میکنم آروم باشم ولی نمیشه..
کاش میشد این فشاری که رومه رو یکم فقط یکم کمش کنم:)))))))