نمیدونم میتونه تاثیری تو حالم داشته باشه یا نه ولی امروز یچیزی فهمیدم
اینکه من هیچی واس خودم ندارم هیچی
راستیتش شخصیتم یجوریه که دارم آسیب میبینم:) بدم دارم آسیب میبینم
و خب با ی سری واقعیتا روبه رو ام که نمیشه گفتشون یا تکرارین ولی خب فهمیدم که واس خودم هیچ قدمی برنداشتم حتی زندگی مادیم زندگی روزانم، استایل، چمد هرچی
هرچی که فکرشو کردم دیدم انگاری هیچی ندارم واس خودم
یکمی از خودم بدم اومد و البته از اطرافیانم
ولی با این حال خداروشکر کردم بایت یچیزایی:)
امروز با همه فشارایی که روم بود؛
نخوابیدن
روزه بودنم
بچه های مدرسه و استاد
کلی کمک کردن تو خونه تکونی
ندیدن محفل
و معده درد شدید که کل روز درگیرش بودم
با همه اینا ی سری خوبیا داشت
اینکه مثلا رفیقام سعی میکنن که حواسشون باشه بم
یا مهمم واسشون و هرجور شده اینو بهم میفهمونن:)💘
یا اینکه بابام بهم اعتماد کرد و گذاشت یاد بگیرم، فرش پهن کردنو پرده وصل کردنو یا تلویزیون راه انداختنو و تنهایی انجامشون دادم:)
یا اینکه افطاری ای که چسبید و فهمیدم خوشحالن:)
یا اینکه هرجور شده خودمو کنترل میکردم که فشارایی که رومه تو قیافم ظاهر نشه و بخندم و چیزی نگم
و امیدوارم مثل بچه های کلاس کنکورمون اینقدر اهل زر زدن نباشیم و به رخ هم نکشیم
و اینکه اگر یکی میخنده دلیل نمیشه حالش خوب باشه:)
فقط داره سعی میکنه یکم فراموش کنه همین!
اصلا نمیدونم چرا الان اینقد دارم حرف میزنم
من با خودم عمدتا اینقدر زیاد حرف میزنم نه اینجوری
عاره تو مجازی زیادی برونگرام یهویی:/
نخونید بزنید بره
خواستم خالی شم که شاید بهتر شم