امروز بعدازظهر رفتم کلاس شیمی
و وایب خیلی عجیبی داشت کلاس واسم
ی حالت خاص و قشنگ و وایب خفنی داشت کلاس واسم
گرچه اینکه نمیتونیتم حل کنم اولش رو مخم بود ولی جلو خودمو گرفتم ک گریه نکنم:)
اونقدی نسبت ب نمره هام خنثی شدم که دیه مهم نیست واسم:)
و از شدت ناراحتی عصبی بودم زیاد امروزمه
خب امروز واقعا عصبی بودم و ناراحت:) و هی اشکم میومد:)
دیگه نمیکشم نمد چ کنم
من نمیفهمم چجوری دختره همه تستارو جلو جلو میزنه؟:)
بعد من سر کلاس بازم استاد هی میگه اوکی ای؟فهمیدی؟که حس اسکل بودن بم دست میده:)
و بازم اینجوریم هی تقریبا گرفتم چ شد!