میپرستم آدمایی رو که آرامش میارن برات؛
سعی میکنن با دیدباز نگاه کنن به قضیه و راحت رها میکنن.
و کمکت میکنن که توم راحت رها کنی؛
منطقیه و عالی و همینشه که خوبه راستش..
با همکوپهایه جدیدم آشنا شدم و یکم حرف زدم و دیوگاهشو دوست داشتم و واقعا حرفاش کمککننده بود.
الان قلبم آرومه.
کاش حرفاشو ضبط میکردم هرچندروز یبار گوش میدادم.
و مهمترین چیزی که دارم یاد میگیرم و بنظرم باید یاد بگیرم اینه که راحتباشم؛
ینی سخت نگیرم و شلکنم واقعا..
بیخیال واقعا بیخیال دنیا همینه پس اگه الانو نخندم و خوشحال نباشم معلوم نیست دودقه دیه حالم-چجسمی چروحی- چطور باشه..
پس بیخیال همهچیز رضوانه.
معلومه که فقط حرمآقایامامرضا ذوقمو روشن میکنه:)
واقعا باید اعتراف کنم که بعد مدتها ذوق کردم و یپروانهای تو قلبم دارم حس میکنم؛
و اونم بخاطر لحظهشماری برای دیدن امامرضاس:))))
نمدونم ولی خیلی باحاله-بده-؟ که تو شخصیتم یجوریه که هرکاری میکنم همیشه اولویت بقیهان.
نمیتونم انگار یچیزی درونم آزار میبینه وقتی به فکر خودم فقط باشم و از عذابوجدان تا چندروز میمیرم.
حتی اگه اون شخص یغریبهای باشه که تازه باهاش آشنا شدم.
هدایت شده از زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
چطوری میشه یه نفر رو با یه دستگاه کوفتی از ذهنت پاک کنی(تبدیل به غریبه)؟
از معدم که همیشه در هرصحنه و هرشرایطی تنهام نمیزاره و نمیزاه حس کنم یآب خوش از گلوم داره پایین میره کمال قدردانیوتشکر رو دارم.
من پساز تلاشهای فراوان تو قطار خوابم برد:(
و یهویی بیدارم کردن و گفتن داریم میرسیم و وای هنوز یکساعت مونده و دوستام منو بیدارکردن چون ازنظرشون داشتیم میرسیدیم.❤️