نمیدونمچراها ولی این دفعه حرمحضرتمعصومه؛ یجور دیگه بهم چسبید.
انگار که یبغل گرم و نوازشوار باشه برام.
خلاصه که ممنون از آقایامامرضا که ما رو به خواهر رسوند:)🕊⭐️
نمیدونم کجاست!🇵🇸
من دلمحرم میخواد آقایامامرضا. میبینی چقد محتاجم و داغون؟
الان که فکرشومیکنم امروز ینشونه بود.
یهویی بودنش و همهچیزش؛ نشونه بود..
ممنونم که حواست هست:)
ولی میشه سر اون موضوع هم کمکم کنی به خوبی تمومشه؟
الان که فکرشو میکنم؛
با این تایمایی که من اینترم کلاسداشتم و با این حجم درسا و استادای سختگیر و مزخرف؛
چقدر الحمدالله که مجازیشد-
دلممیخواد برم آشپزیکنم و چیزای جدید درستکنم تا شاید یکم حالم عوضشد.
ولی همون لحظه اون بُعد افسردهام بیدار میشه و میگه کهچی؟ مگه چیزی فرق میکنه بعد انجامدادنش؟
حقمیگه؛ منم سکوت میکنم و به ادامه کارای عادیِروزانم میپردازم.