‘حیف که نیستی و نمیدانی چهقدر غصه میخورم. میفهمی که،هیچوقت با هیچکس مثل تو صمیمی نمیشوم.
مثل عکسی سیاه و سفید؛ ژیل ژاکوب’
‘باشد که حافظه ام را از دست بدهم
و از همه ی پل های در حال ریختن، عبور کنم!
اما همچنان، می خواهم تو را ببینم.
احمدرضا احمدی’
‘در ظاهر روی پاهایم ایستاده ام.
گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم،
اما حقیقت این است که خسته هستم..
میخواهم فرار کنم.
میخواهم بروم و ناپدید شوم.
فروغ فرخزاد’