داشتم میخ میزدم روی تخته،داداشم یه لحظه گفت حال میده اشتباهی چکش بزنی رو دستت.به ثانیه نکشید چکش خورد رو شستم:)))))))
همه دارن از گروههای درسی لفت میدن.ولی من دلم نمیاد.من نیاز دارم به آخرین روز مدرسه و گریه کردن.به بغل کردن معلمامون.به اخرین باری که روی نیمکتا میشینیم،حیاط رو متر کردن و غیبت کردن،خرید کردن از بوفه،منتظر زنگ تفریح بودم سر زنگ ریاضی و زنگ های هنر و قشنگیای خودش.