توی کلاس یکی آب ریخته بود توی حیاط پسرا
بعدش معاون اینا اومدن گفتن کار کی بود و... بچه ها گفتن کار ما نبودش
یکم خیره شدم به میله های پنجره دیدم خیسه یه دست زدم گفتم نه اینجا آب ریختن کار همین کلاسه یعنی
گفت کار کیه گفتم نمیدونم چون حواسم به بیرون بود اون یکی داخل بودش (اگه میدونستم هم میذاشتم خودش اعتراف کنه )
بعدش گفت از همگی ۲ نمره کم میکنم ( همیشه میگن) یهو طرف اعتراف کرد کیف کردیم انقدر صادق بودش
با خودمون گاهی میومد زنگ تفریح حرف میزدیم ( از صادق بودنش واقعا خوشم اومد)
𝗦𝘁𝗮𝗿 ✶ جمع خفنان
با خودمون گاهی میومد زنگ تفریح حرف میزدیم ( از صادق بودنش واقعا خوشم اومد)
ولی خب چون سر دوست پسر اینا حرف زد هنوز یادم نخواهد رفت