امشب مسئولیت بچه ها افتاد به من خیلی یهویی و مجبور شدم چهار پنج تا بچه رو تا آخر مجلس سرگرم کنم
و خب هیچی از مراسم نفهمیدم
فقط میگفتم من دارم به خاطر خدا انجام میدم و حداقل کمک کردم مادراشون عزا داری کنن و کم کاری نمیکنم...