لانای عزیزم منم فکر کنم برای همیشه از دستش دادم مثل ستاره هایی که خورشید و توی روز از دست میدن
زویای عزیزم اونم در مورد بعدا صحبت میکرد در حالی که بعدا تمام احساساتم دیگه مرده بودن
اولیویای عزیزم من هم فکر نکنم آدم های اطرافم هیچ وقت متوجه ی آسیبهایی که بهم زدن بشن
اندوه پاییزی توی این هوا رو ترجیح میدم به سامرتایم سدنس توی سگ گرما لانای عزیزم.
هری استایلز عزیزم تو درست میگی من جوری از درد حرف میزنم انگار همه چیز خوبه ولی در واقع قسمتی از درونم مرده
نیبرهود عزیزم، منم میبینم که جوونیم داره اینجا از دست میره ولی کاری براش نمیتونم بکنم