eitaa logo
موعود آل یاسین( عج)
75 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
46 ویدیو
3 فایل
با سلام و تحیت و آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون شما عزیزان 🌺 این کانال ان شاءالله –به لطف و کرم خدای منّان- ذرّه ای است بسیار کوچک در راستای تبلیغ و ترویج معارف #قرآن و #اهل_بیت علیهم السلام تا ان شاءالله گامی باشد در راه گسترش فرهنگ قرآن و اهل بیت
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺 مزدِ عبادتهای خالصانه 🌺 (سلامُ الله عليها): کسی که های خالصانه اش را به سوی خداوند بفرستد، خداوند بهترین ها را بر او فرو فرستد. « مَن أصعَدَ إلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهبَطَ اللهُ إلیهِ أفضَلَ مَصلَحَتِهِ». 🌺 @m_ale_yasin313
🌺 حضرت زهرای مرضیه(سلامُ الله عليها) 🌺 زنی که در ای کوچک و خانه ای محقّر، انسان هایی کرد که نورشان از بسیطِ خاک تا آن سوی ، و از عالَم مُلک تا آن سوی اعلی می درخشد. و سلام خداوند تعالی بر این حجرة محقّری که جلوه گاه نور عظمت الهی، و زُبدگانِ اولادِ آدم است. از پیام به مناسبت روز زن(25/1/1361ش)(صحیفه نور/ج16/ ص125) 🌺 @m_ale_yasin313 (سلامُ الله عليها)
: (سلامُ الله عليها) –زن معمولی نیست؛ او(حضرت فاطمه زهرا(سلامُ الله عليها))موجود است که در عالَمِ(ناسوت به صورت)انسان ظاهر شده، بلکه موجودی الهی جبروتی در صورت یک ظاهر شده است. معنویات،جلوه های ملکوتی،جلوه های الهی،جلوه های جبروتی،جلوه های مُلکی و ناسوتی همه در این موجود است. صحیفه نور،ج6،ص185 🌺 @m_ale_yasin313 (سلامُ الله عليها)
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸مرتّب دورِ مادر می چرخید()🌸 🦋یادی از سردار شهیدعبدالخالق رضایی🦋 48 ساعت بیشتر نداشت امّا طاقتِ ماندن در همین 48 ساعت را هم نداشت؛ شور و شوق عجیبی وجودش را فرا گرفته بود مرتب دورِ می چرخید به او می داد و می گفت: فکر کنم نوبتِ من رسیده که به خدای بزرگ بروم. طاقت ماندن نداشت، 48 ساعت مرخصی اش شده بود 24 ساعت، و به سرعت به منطقه برگشت. باران شدیدی می بارید که نشان از پُربرکت بودنِ این عبدالخالق بود... 🌺 @m_ale_yasin313
🌸مادرجان! یا 🌸 در مَجد و شرف، یکّه و تنها هستی در فخرِ تو بس هستی که مقدّس شده، یک داشت تو یازده هستی 🌺 @m_ale_yasin313 (سلامُ الله عليها)
🌺 و فرهنگ و (علیهم السّلام) باشیم. 🌺 @m_ale_yasin313 👈 اجرتان با معصومین، حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها).
آیت الله العظمی : 🌷چنان عشق و علاقه ای به داشتم، که زندگی ام بود و... با هیچ جلسه ای و برنامه ای به اندازه مجلس درس، اُنس نداشتم طوری که در سن نوجوانی، حدودِ شانزده ساعت کار می کردم به کارهای فکری، شوق بسیار داشتم، به طوری که لحظه ای نمی آسودم و همیشه فکرم مشغول بود... در هر فرصتی و با هر پیشآمد و حادثه ای، وقت را غنیمت می شمردم و تلاش بیشتری می کردم... فاصله حجره ام از مدرسه تا بیش از هزار قدم نبود اما یکسال از به منزل نیامدم و تمام وقت مشغولِ درس بودم مدرسه یا حرم، محلِ دیدارم با بود رأسِ ساعت خاص که می دانست ساعتِ استراحتِ من است مدرسه می آمد و همدیگر را می دیدیم... علاوه بر کتابهای درسی حوزه و مطالعه آنها، وقت بسیاری جهت مطالعة کتابهای دیگری که برای طلبه مفید و لازم بود، صرف می کردم علاقه و پشتکار در راهِ مطالعة کتابهای درسی و تسلّط بر آنها بدان حد بود که برخی افراد، تقاضای درس می کردند و بنده هم قبول می کردم و این در حالی بود که چند روزی بیشتر از اتمامِ آن کتاب نگذشته بود از آنجا که احساس می کردم مجهولاتم و نقاط ابهام درس، در تدریس حل می شود، علاقة عجیبی به تدریس داشتم... در آن زمان عادت کردم قبل از ، بیدار شوم و تا هنگام طلوع آفتاب، مشغول درس و بحث باشم به طوری که گاهی قبل از اذان صبح، دو درس داشتم و پس از اقامه نماز صبح، دو درسِ دیگر؛ خورشید طلوع می کرد، درحالی که ما سه چهار انجام داده بودیم.. ولی عشق و علاقه، مرا همچنان سرِ پا نگه می داشت 🌺 از کتاب«آیت بصیرت»ص34تا 36 🌺 @m_ale_yasin313
🌸 ارواح زائرِ قبرِ سردارِ دلها سه بر محمد و آل پاکش🌸 🌺 m_ale_yasin313@