💠 #کتاب_دشمنان_خدا💠
🔰 پنج جلسه منبر روشمند
♦️ مخصوص آخر صفر المظفر
🔻#موضوعات_مهم🔻
✅ اهمیت و ارزش تولی و تبری
✅ نظر امام خامنه ای درباره تولی و تبری
✅ آيا تبرّي بر تولّي رجحان دارد؟
✅ صلوات و لعن ابزار تولی و تبری
✅ دو رکن اساسی تولی و تبری
✅ چقدر خدا را دوست داریم؟
✅ شگفت انگیزترین فضیلت های امیرالمومنین ع
✅ دشمنان خدا چه کسانی هستند؟
✅ شدیدترین دشمن اسلام
✅ بدعت های امروزی جامعه
✅ آیا در انتخاب دین اجبار وجود دارد؟
✅ رفتار ما با مرتدین چگونه باید باشد؟
✅ برای تهیه #فایل پی دی اف و #کتاب_چاپی به ما پیام بدهید.
🆔 @Admin_asemani
💯 با ما #تحول_در_منبر را #تجربه کنید.
🔰معرفی کتاب #دشمنان_خدا
🔻در این کتاب می خوانیم:
✅#دوستان_خدا
همانطور که در آیات و روایات ما آمده است، محبوبان انسان سه دسته می شوند که انسان باید به ایشان علاقه و محبت نشان داده و با آن ها دوستی کند.
🔺اول : باید خدا را دوست بدارد.
🔺دوم : باید پیامبران و اهل بیت را دوست بدارد.
🔺سوم : باید تمام انسان های مومن و باخدا را دوست بدارد.
✅#دشمنان_خدا
در بحث #تبری مطلب اساسی که باید بیان کرد این است که دشمنان مسلمانان و یا بهتر بگوییم، دشمنان دین خدا چه کسانی هستند تا ایشان را به خوبی بشناسیم و به مبارزه با ایشان بپردازیم و به قول معروف از ایشان برائت بجوییم.
دشمنان خدا و مومنین عبارتند:
🔺1.کفار 🔺2.فاسقین
🔺3.ظالمین 🔺4.بدعت گذاران
🔺5.مرتدان 🔺6.منافقین
✅ برای تهیه #فایل پی دی اف و #کتاب_چاپی به ما پیام بدهید.
🆔 @Admin_asemani
💯 با ما #تحول_در_منبر را #تجربه کنید.
✅ موضوعات کتاب خانواده نبوی
1- پیامبر الگویی برای جهانیان
2- تفسیر خُلق عظیم
3- پیامبر و خانواده
4- پیامبر و والدین
5- پیامبر و همسرانش
6- چرایی تعدد زوجات پیامبر
7- پیامبر و جوانان
8- پیامبر و صله رحم
9- پیامبر و کودکان
10- پیامبر و دوستان
⭕️این کتاب شریف برای مخاطب مسجدی و هیأتی نگارش شده است.
⭕️ در این کتاب شریف یک آیه هر شب محور بحث قرار گرفته است.
⭕️ دوبیتی در فراق امام عصر عج
⭕️ در آخر هر جلسه روضه متناسب با این ایام آورده شده است
مثلا در شب اول روضه شام اربعین و در سه شب آخر روضه شب شهادت پیامبر ص ،روضه شب شهادت امام مجتبی ع و روضه شب شهادت امام رضا ع به صورت مجزا آورده شده است.
✅ برای تهیه #فایل پی دی اف به ما پیام بدهید.
🆔 @Admin_asemani
💯 با ما #تحول_در_منبر را #تجربه کنید.
🔰متن روضه اربعین حسینی
🔸صَلَّى اللهُ عَلَیْکَ یا مَظلوم یا اَباعَبْدِاللَّهِ ،وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّه آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
ما هیچ نبودیم ولی قسمت ما کرد
با پای پیاده سفر کرببلا را
”حسین جان…..”
🔸میدونی ان شاءالله نتیجه ی این حسین گفتن ها رو کی می بینی؟
درروایت میگه:مادر سادات وقتی میخوان وارد بهشت بشن،توقف می کنند،پشت سرشون رو نگاه می کنند، هر چی میگن:خانم وارد بهشت بشین، بهشت رو برای شما آماده کردن، همه منتظر قدوم شما هستن، بی بی پشت سرش رو نگاه میکنه، میگه: تا بچه هام وارد نشن من وارد نمیشم، تا محبینم وارد نشن من وارد نمیشم، تا گریه کن های حسین وارد نشن من وارد نمیشم. تصور کن این منظره روهمه تون دور فاطمه ی زهرا حلقه می زنید ان شاءالله.
🔸کامل الزیارات مینویسه:
وقتی دور فاطمه حلقه زدی، فاطمه ی زهرا شروع میکنه روضه ی حسین رو خواندن. تصور کن توی صحرای محشر شما بشید گریه کن، فاطمه ی زهرا بشه روضه خوان، میدونی روضه خواندن مادرت فاطمه چه طوره؟
یه وقت نگاه میکنی می بینی پیراهن خونی حسین رو روی دست بلند کرده. حسین جان…….
🔰پیاده روی اربعین وقتی چند کیلومتری راه میری، به پاهات فشار میاد، کف پات تاول میزنه، هر چند تا موکبی یه عده آماده اند زائرها بیان، خستگی ِ زائرها رو در کنند، پذیرایی کنند، مرهم به کف پای این بچه ها بگذارند، حالا تصور کن آدم بزرگ، جوان،نیرومند، این طور تحلیل میره، اما دلا بسوزه برا بچه های حسین، حسین….
نمیگذاشتن پا به پای بزرگترها راه برن، زن و بچه رو با طناب به هم بسته بودن، این بچه ها روی زمین می افتادن با تازیانه بچه هارو بلند می کردند، آی بمیرم براتون، کسی نبود این بچه هارو تحویل بگیره، کسی نبود مرهم به پای این بچه ها بذاره، آی حسین….
🔰وقتی جابر رسید کنار قبر مطهر ابی عبدالله، دست رو قبر گذاشت، خودش رو روی قبر انداخت، شروع کرد اشک ریختن و ناله زدن، شروع کرد با حسین در و دل کردن، اینقدر ناله زد بی هوش شد، کنار قبر روی زمین افتاد، آب به صورتش پاشیدن، جابر رو بلند کردن، اما بگم جابر کجا بودی وقتی زینب اومد وارد گودال قتلگاه شد؟ عجب زیارتی کرد از بدن حسین، جابر آب رو صورتت ریختن بلندت کردن،اما کجا بودی بچه های حسین رو با چه وضعیتی از بدن مطهر جدا کردن؟
فَاجْتَمَعَتْ عِدَّهٌ مِنَ الْأَعْرَاب
سکینه رو چه طور از بدن حسین جدا کردن، با تازیانه و کعب نی ،حسین…. گفت: داداش!
گودال پر از خون شد و ما سوی مدینه
رو کرده و گفتیم رسول ِ دو سرا را
یَا جَدّا، صَلَّى عَلَیْکَ مَلَائِکَهُ السَّمَاءِ هَذَا الْحُسَیْنُ بِالْعَرَاءِ، مَسْلُوبُ الْعِمَامَهِ وَ الرِّدَاءِ وَ بَنَاتُکَ سَبَایَا
داداش این منو داره میکشه
افسوس کمی رحم نکردند و ربودند
پیراهن و عمامه و نعلین و عبا را
جان از تن ما رفت در آن لحظه که دیدیم
چوب و لب و دندان ِ تو و تشت طلا را
🔰این بچه ها همه نشسته بودن یه گوشه ای از مجلس، بچه هایی که رنگ رخسارشون رو آفتاب هم ندیده، این بچه ها پشت مخدّرات، خودشون رو پنهان کرده بودن با این معجر پاره ها سرها رو پوشونده بودن، اما یه وقت دیدن ده ساله ی حسین رو پنجه ی پا بلند شده، یه جا رو داره نشان میده، هی میگه: عمه جان زینب! عمه جان نگاه کن سر بابام حسین ِ، دارن با چوب خیزران به لب و دندان بابام حسین، حسین
♦️کارخانه تولید محتوای مذهبی
http://eitaa.com/joinchat/3946119185Cc42a0286aa