eitaa logo
جمع چمرانی ها
723 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
862 ویدیو
96 فایل
✋سلام واحترام به کانال جمع چمرانی ها خوش آمدید ✏از تجارب؛محتوای تشکیلاتی؛ایده های عملیاتی. استفاده خواهیم کرد. راه ارتباطی: چریک سیاسی برادر @s_moustafa خواهر @sahab1209 ⭐ آدرس معرفی: zil.ink/m_chamran
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴ایران با زدن محل زندگی دانشمندان و مهندسان هسته‌ای در شهر عراد به دنبال گرفتن انتقام شهدای هسته ای بود 🔸شهر کوچک عراد؛ برای زندگی دانشمندان و مهندسان پایگاه اتمی دیمونای اسرائیل ساخته شد. 🔸ایران امشب محل سکونت دانشمندان و مهندسان اتمی اسرائیل را در شهر عراد هدف قرار داد. ایران امشب انتقام شهدای هسته ای بود. چمرانی ها👈 انتخاب✅
📣 🔹جلسه مهم تحلیلی ‼️ *بررسی پیام نوروزی و شعار سال* 📆 یک‌شنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵ ⏰ ساعت ۱۷ 🔻با ارائه: *حجت الاسلام مروستی زاده* مدرس منظومه فکری امامان انقلاب ▪️پیوند جلسه: 🔗 https://www.skyroom.online/ch/rafda/yazd ➕مرکز رسانه و فضای مجازی بسیج دانشجویی استان یزد👇 📲 @bso_yazd | https://eitaa.com/bso_yazd
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 خواست مردم؛ ادامه دفاع موثر و پشیمان‌کننده ✍🏼 بخشی از اولین پیام رهبر انقلاب اسلامی | ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ 📲 @rahbar_enghelab_ir
⚫️ از این لحظه به چیزی بیش از "منطقه" می‌اندیشیم 🖋سازمان اطلاعات سپاه: ◾️تاکنون در یک نبردمنطقه‌ای: تخلیه پایگاه‌های آمریکا، تثبیت قدرت در تنگه، کنترل انرژی جهانی، تخریب شرکت‌های فناوری اسرائیلی و نفرت جهانی از شما را محقق کردیم. از این لحظه به چیزی بیش از "منطقه" می اندیشیم؛ "بانک اهداف قرمزِ" فناوری و سیاسی در برابرتهدید نیروگاهی. در کمتر از ۴۸ ساعت! چمرانی ها👈 انتخاب✅
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر نیروگاه برقی ایران را بزنند چه اتفاقی می‌افتد؟ چمرانی ها👈 انتخاب✅
ایرانی‌ها نابغه هستند کاربر خارجی : کلاهک موشک بالستیک ایرانی در حال پرواز با سرعت مافوق صوت، در فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری از پرتاب و با دقت کمتر از ۵ متر، بر روی هدف خود در اسرائیل فرود می‌آید. مهندسی کاملاً شگفت‌انگیزی اینجا اتفاق می‌افتد. ایرانی‌ها نابغه هستند. چمرانی ها👈 انتخاب✅
جمع چمرانی ها
ایرانی‌ها نابغه هستند کاربر خارجی : کلاهک موشک بالستیک ایرانی در حال پرواز با سرعت مافوق صوت، در
🔻حال فعلی ما حال چهار دهه پیش؛دفاع مقدسه که جنگنده های بعث هم بمباران میکرد و حالا هم همینطور ... ولی یک فرق اساسی دارد؛ آن هم اینکه ایران الان دیگر ایران قبل نیست و نخواهد بود توانایی ما علم ما حال عمومی جامعه ما جمعیت رزمنده و مجاهد ما امنیت ما سیاست ما ....👌
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر فکر می کنی که با ترامپ بی ناموس پدوفیل تو این مرحله میشه آتش بس و توافق کرد؛ آقا معلم ومعادلات درس ریاضی چمرانی ها👈 انتخاب✅
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دوتا خانوم تو آلمان چقدر خوب جواب خبرنگار شبکه معاند رو دادن👌 چمرانی ها👈 انتخاب✅
📛واکنش پایگاه عبری والا به عقب‌نشینی رئیس جمهور آمریکا: بیانیه دراماتیک ترامپ! 🔹والا نوشت: رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که به مدت ۵ روز اولتیماتوم به ایران را متوقف می‌کند؛ایران پیروزی را جشن می‌گیرد، اسرائیل سکوت می‌کند. چمرانی ها👈 انتخاب✅
جمع چمرانی ها
📛واکنش پایگاه عبری والا به عقب‌نشینی رئیس جمهور آمریکا: بیانیه دراماتیک ترامپ! 🔹والا نوشت: رئیس جمه
حالا حالا ها باید جواب پس بدید و جبران خسارت کنید اینبار مردم در خیابان ماندند که حضور نحس آمریکا و صهیون کودک کش را از منطقه پاک کنند. چمرانی ها👈 انتخاب✅
🔰روایت ازدواج عروس رهبر شهید (همسر آقا سید مجتبی ) که شهید شدند، از زبان پدر شهیده، آقای حداد عادل ❇️ ازدواج پسر آقا (۱) 🔹 در سال ۱۳۷۷ یک خانمی زنگ زده بود منزل ما که می‌خواهیم برای خواستگاری بیاییم منزل شما. خانم ما گفته بود: «بچه ما فعلاً سال چهارم دبیرستان است و می‌خواهد کنکور بدهد.» ❓ آن خانم گفته بود: «حالا نمی‌شود ما بیاییم دختر را ببینیم؟» ♻️ خانم ما گفته بود: «نمی‌شود. اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. من نمی‌دانم چه کسی می‌خواهد بیاید!» ✳️ آن خانم گفته بود: «من خانم مقام رهبری هستم.» 🔹 خانم ما از هولش دوباره سلام و علیک کرده بود و گفته بود: «ما تا حالا هر کسی آمده بود، رد کردیم. صبر کنید با آقای دکتر صحبت می‌کنم، بعد شما را خبر می‌کنم.» 🔹 بعداً تماس گرفتند که ما حرفی نداریم. با خودمان می‌گفتیم شاید آنها آمدند ولی نپسندیدند. پس برای اینکه دختر هوایی نشود، بهتر است هماهنگی کنیم بیایند در دبیرستان بچه را ببینند تا بچه هم متوجه نشود چه کسی آمده او را ببیند. پس قرار گذاشتیم در دفتر دبیرستان. از قضا، خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود. ساعتی را خانم ما هماهنگ کرد و خانم آقا تشریف آوردند و در دفتر نشستند. خانم ما گفته بود: «من دخترم را صدا می‌زنم و به دفتر می‌آورم بعد شما او را ببینید.» او را دیدند. دختر هم رفت سر کلاس. خانم آقا هم رفتند. 🔺 چند روز گذشت که من برای کاری خدمت آقا رفتم. ایشان گفتند: «خانم استخاره کردند. خوب نیامده.» 🔹 من بعداً گفتم: «خدا را شکر که دختر ما نفهمید؛ مبادا به روحیه‌اش لطمه بخورد!» 🔹 يک سال از این قضیه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند که دوباره می‌خواهیم بیاییم. ❓ خانم ما گفته بود: «خانم، چی شده دوباره می‌خواهید بیایید؟ آخر آقا گفته بود که خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و خوب نیامده.» ♻️ خانم آقا گفته بود: «چون دخترتان دختر خوبی است و نمی‌توانستیم بگذریم و دختر محجبه و فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم و خوب آمد. اگر اجازه بدهید، بیاییم.» 🔹 آن موقع، دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. آمدند و وقتی مقدمات کار فراهم شد، قرار گذاشتیم پسر آقا و مادرش بیایند منزل ما، با یک قواره پارچه به عنوان هدیه تا عروس را ببینند و گفت‌و‌گو کنند. آمدند و نشستند صحبت کردند و وقتی آقا مجتبی رفتند، از دخترم پرسیدم: «نظرتان چیست؟» ایشان موافق بودند. به او گفتم: «خوب فکرهایت را بکن!» 🤝 بعد از چند روز رفتم پیش آقا. آقا فرمودند: «داریم خویش و قوم می‌شویم!» ⁉️ گفتم: «چه طور؟!» ✳️ گفتند: «اینها آمدند و پسندیدند و در گفت‌وگو به نتیجه رسیده‌اند.» و پرسیدند: «نظر شما چیست؟» 🔹 گفتم: «آقا، اختیار ما دست شماست!» ✳️ آقا گفتند: «نه، بالاخره شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما وضع مناسبی است، ولی [وضع زندگی] ما این‌جور نیست و اگر بخواهم تمام زندگی‌ام را بار کنم، غیر از کتاب‌هایم يک وانت بار می‌شود. اینجا هم دو تا اتاق اندرون داریم و يک اتاق بیرونی که آقایان و مسئولین می‌آیند و با من دیدار می‌کنند. من پول ندارم که خانه بخرم. يک خانه اجاره کرده‌ایم که یک طبقه را مصطفی و يک طبقه را مجتبی زندگی می‌کند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند می‌خواهد عروس رهبر شود! يک چیزهایی در ذهنش نباشد. ما يک زندگی این جوری داریم. شما این جوری زندگی نکرده‌اید، نسبتاً زندگی خوبی دارید؛ خونه دارید، زندگی دارید. حالا بخواهد وارد يک زندگی این جوری شود، مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می‌خواهد روحانی شود و برود قم درس بخواند و زندگی بکند و... همه را بگو تا بداند.» ✅ من آمدم با دخترم صحبت کردم و ایشان هم قبول کرد. برگشتیم و وارد مراحل بعدی شديم. 🔹 آقا يک خانه‌ای قبل از ریاست‌جمهوری‌شان داشتند توی جنوب تهران. ایشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگی‌شان را از آن در می‌آورند. ایشان حقوق بابت رهبری نمی‌گيرند و از وجوهات هم استفاده نمی‌کنند. خلاصه، برای مراسم عقد، مهریه و اینها گفتیم کجا برگزار کنیم؟ آقا فرمودند: «اولاً، سر مهریه و هر چه به اختیار دختر شما باشد، همان را مهریه دختر بگذارید، ولی من چون برای مردم خطبه عقد می‌خوانم و این سنت من بوده که بیش از ۱۴ سکه عقد نمی‌خوانم -تا حالا هم نخواندم- با این حال، اگر بخواهید، می‌توانید بیشتر از ۱۴ سکه هم بگذارید ولی من عقد را نمی‌توانم بخوانم، چون تا حالا برای مردم نخواندم پس برای عروسم هم نمی‌خوانم. بروید يک آقای ديگر بیاورید تا عقد را بخواند. اشکالی هم ندارد. از نظر من اشکالی ندارد. 🔹 ما گفتیم: «نه آقا، این که نمی‌شود. ولی باشد. حالا من صحبت می‌كنم با مادرش فکر نمی‌کنم مخالفتی داشته باشد. ✳️ گفتند: «می‌توانید مراسم عقد را در تالار بگیرید، ولی من نمی‌توانم شرکت کنم. 👈 ادامه در پست بعدی...