eitaa logo
ᵉʳʳᵒʳ⁴⁰⁴
686 دنبال‌کننده
6 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
موقع ِدعوا و گات بلاک نکن!! با تکستای اینجا روح و روانشو به اتیش بکش: https://eitaa.com/joinchat/1671038752C2736152f9f توی دعوا کم میاری؟ بیا اینجا 🙂‍↕️🫵🏻
عمل به قول خودک!ش!ی دخ®تر نو ج×وان😭😭 https://eitaa.com/joinchat/1277560591Cc72616c3c9 https://eitaa.com/joinchat/1277560591Cc72616c3c9
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت؛ سین گلا بیاید ش‍.پتون کنم دخترا؛ پسرم کجاست پسرا؛ با خودت Me; @aNeH11780tv We; https://eitaa.com/joinchat/3346924612C567f000ded
هدایت شده از no_lie
انقدر اخلاقم بده حداقل خیالم راحته هر کی مونده پیشم واقعا دوسم داره @no_lie
هدایت شده از مِه؛
563.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت نآزم ؛ بیاین پرایوت اسمای نازتونو بگید بر اساس وایبش یه عروسک تقدیمت کنم🍓 ꭑᥱ |‌ @Pv_Pluie ᥕᥱ | https://eitaa.com/joinchat/1187776285C5530688ffa
هدایت شده از مِه؛
هدایت شده از مِه؛
عروسکتو هم وایبتو گرفتی ؟ https://eitaa.com/joinchat/1187776285C5530688ffa
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت؛ سین گلا بیاید ش‍.پتون کنم دخترا؛ پسرم کجاست پسرا؛ با خودت Me; @aNeH11780tv We; https://eitaa.com/joinchat/3346924612C567f000ded
عمل به قول خودک!ش!ی دخ®تر نو ج×وان😭😭 https://eitaa.com/joinchat/1277560591Cc72616c3c9 https://eitaa.com/joinchat/1277560591Cc72616c3c9
هدایت شده از ‌اینجانب
📜 قسمت شانزدهم: منوچهر؛ خونِ ایرج مرگ ایرج همه‌چیز را برای فریدون عوض کرد. همان پادشاهی که روزی ضحاک را شکست داده بود و مردم را از سال‌ها ستم نجات داده بود، حالا برای نخستین‌بار خودش را در برابر دردی می‌دید که هیچ قدرت و پادشاهی نمی‌توانست از او دورش کند؛ مرگ فرزندش. ... فریدون از سلم و تور به‌شدت خشمگین بود. اما هنوز نمی‌توانست به جنگشان برود. ایرج از دنیا رفته بود و فریدون نمی‌خواست با عجله، کشور را دوباره وارد جنگی بزرگ کند. او منتظر ماند تا ببیند از نسل ایرج چه کسی باقی خواهد ماند. ... مدتی بعد، خبر خوشی به فریدون رسید؛ ایرج پیش از مرگش فرزندی از خود به جا گذاشته بود. کودکی که نامش منوچهر بود. برای فریدون، این کودک فقط نوه‌اش نبود؛ آخرین یادگار ایرج و امیدی برای ادامه خاندان او بود. ... منوچهر زیر نظر فریدون بزرگ شد. هرچه سنش بیشتر می‌شد، شباهتش به پدرش و پدربزرگش بیشتر به چشم می‌آمد. اما فریدون نمی‌خواست او فقط با نام و نسبش شناخته شود؛ به همین دلیل از همان کودکی برایش آموزش و پرورش یک شاهزاده واقعی را فراهم کرد. ... به او سوارکاری، تیراندازی، شکار و فنون جنگ را آموختند. منوچهر خیلی زود در میان پهلوانان جای خودش را پیدا کرد و نشان داد که فقط وارث خون ایرج نیست؛ خودش هم توانایی تبدیل شدن به یک فرمانروای بزرگ را دارد. ... در طرف دیگر، سلم و تور هنوز بر سرزمین‌های خودشان فرمانروایی می‌کردند. آن‌ها تصور می‌کردند با مرگ ایرج، دیگر خطری از سوی خاندان او تهدیدشان نمی‌کند. اما خبر رشد کردن منوچهر، کم‌کم به گوششان رسید. ... سلم و تور فهمیدند که اگر منوچهر بزرگ شود، خون ایرج را فراموش نخواهد کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتند پیش از اینکه او به قدرت برسد، از شر این تهدید خلاص شوند. آن‌ها دوباره به فکر توطئه افتادند. ... منوچهر که حالا جوانی نیرومند شده بود، آماده مقابله با عموهایش شد. فریدون هم دیگر نمی‌خواست این خون بی‌پاسخ بماند. او سپاهی بزرگ فراهم کرد و منوچهر را برای گرفتن انتقام خون پدرش راهی میدان کرد. ... جنگ بزرگی میان دو طرف شکل گرفت. منوچهر در میدان نبرد نشان داد که از نام ایرج فقط برای مشروعیت استفاده نمی‌کند. او خودش فرماندهی می‌کرد، می‌جنگید و سپاهش را جلو می‌برد. سرانجام سپاه سلم و تور شکست خورد و راه برای انتقام ایرج باز شد. ... منوچهر پس از پیروزی، به دنبال سلم و تور رفت. سرانجام تور به دست منوچهر کشته شد و خون ایرج انتقام گرفته شد. سلم هم که شکست را دیده بود، گریخت؛ اما سرنوشت او هم قرار نبود برای همیشه از منوچهر پنهان بماند. فریدون حالا به نوه‌اش نگاه می‌کرد؛ همان کودکی که روزی تنها یادگار ایرج بود و حالا تبدیل به پهلوانی شده بود که توانسته بود قاتل پدرش را از میان بردارد. فریدون منوچهر را فراخواند و به او سفارش کرد که مانند ضحاک گرفتار قدرت و بیداد نشود. به او گفت پادشاهی فقط تاج و تخت نیست؛ اگر شاه از داد و خرد فاصله بگیرد، همان قدرتی که به دست آورده می‌تواند سرزمینش را نابود کند. ... منوچهر قول داد که راه پدربزرگش را ادامه دهد. فریدون هم با خیال آسوده‌تر، تاج و تخت را به او سپرد. حالا پس از سال‌ها، فرمانروایی خاندان ایرج دوباره در ایران ادامه پیدا می‌کرد. ... مدتی بعد، فریدون از دنیا رفت. مردی که روزی مردم را از چنگال ضحاک نجات داده بود، حالا پس از سال‌ها پادشاهی چشم از جهان فروبست. با مرگ او، یکی از بزرگ‌ترین دوره‌های اسطوره‌ای شاهنامه به پایان رسید. ... منوچهر پس از مرگ فریدون بر تخت نشست و پادشاه ایران شد. او حالا دیگر فقط نوه ایرج نبود؛ شاهی بود که با شمشیر خودش حق خاندانش را پس گرفته بود. اما در روزهای نخست پادشاهی او، سرنوشت دوباره پای یک دشمن قدیمی را به داستان باز کرد؛ دشمنی از سرزمین توران که قرار بود نسل‌های بعدی ایران را هم درگیر جنگ کند... ادامه دارد... 『@badtweeti 』