eitaa logo
از دل بر آمده🌱
573 دنبال‌کننده
751 عکس
510 ویدیو
2 فایل
﷽ « مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه » ارتباط : @melikahoseini 🦋 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=6YKcsTdX6Pr4U8uY&btn=پیام.ناشناس 💬
مشاهده در ایتا
دانلود
جانِ خواهر ❤️ @m_nevesht
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای بارون ... بوی نم خاک ... زیستن برای وطن ... آرامش شب ... خدایا شکرت ✨ @m_nevesht
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده‌ ی خدا ، به خدا پیوست 🕊 شهید لاریجانی در واکنش به تعیین جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای ارائه اطلاعات درباره ایشان ، نوشته بودند : قال الإمام الحسين عليه السلام : « إني لا أرى الموتَ إلا سعادةً ، ولا الحياةَ مع الظالمين إلا بَرَماً » امام حسین علیه‌ السلام فرمودند : « من مرگ را جز سعادت نمی‌‌ بینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمی‌‌ دانم » دهه‌ ها خدمت کردند و اجرش را بردند عروج متفاوت و درس‌ آموزی داشتند زمانی رفتند که شاید بیش از همه ایام به ایشان احساس نیاز میشد شهادت ایشان بسیار مهم و غم‌ انگیز بود امروز خدا صلاحیتتون رو تایید کرد خوش به سعادتتون مثل ما خجالت زده رهبر نیستید @m_nevesht
ماه رمضان عجیبی شد ... امام خامنه‌ ای و یارانش به معنای واقعی کلمه به مهمانی خدا رفتند ... @m_nevesht
@m_neveshtVID_20260307_024709_697_15032026.mp3
زمان: حجم: 803.3K
محبوب من بین ما هم آخر جدایی افتاد 💔 @m_nevesht
۲۰ سالم بود که این کتاب رو به لطف و هدیه ی مادرم خوندم امروز دوباره رفتم سراغش برای اندکی رفع دلتنگیِ عزیزِ دلم ... اگر دوست داشتین به روحتون هدیه کنید @m_nevesht
همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (ع) می برده و به او می‌ گفته : به وسیله‌ ی امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند کودک ، معصومانه رو به امام رضا (ع) می‌ کرده و به او توسل می‌ جسته یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرار شده اما این بار نشانه‌ های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده ، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه ی صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده ، با امام رضا صحبت کرده او مثل کسی که در برابر امام ایستاده ، با امام صحبت می کرده و به شدت اشک می‌ ریخته به حدی که مادربزرگش از کرده ی خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد دو روز بعد ، تلفن خانه به صدا در می‌ آید تا صدای من را بشنوند من آزاد شده بودم و از خانه ی برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم 📚 خون‌ دلی‌ که‌ لعل‌ شد ( خاطرات خودنوشت رهبر شهید ) @m_nevesht
خدا را شاهد می‌ گیرم اشک های ما ذره ای از اضطراب نیست از دلتنگی ست @m_nevesht
ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی بی آنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد 💔 @m_nevesht
بابا جانم 🤍 @m_nevesht
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر جا که تاریکی های دنیا و آدم هاش خواست منو با خودش ببره یادم میمونه عاشق رنگ معشوق میگیره و من دختر این پدرم ✨ رو جفت چشمام خونه داری بابا علی 🤍 @m_nevesht