کاش میشد وقتی داره میخنده زمان رو نگه دارم،یه لیوان چایی برای خودم بریزم و بشینم ساعت ها محو خندیدنش بشم.
سطر های ننوشته ای بودم
چشم هایت
مرا سرود!
「 وقتی که باشی در خیالم شعر بیشک عاشق است
باید مرا باور کنی،این مرد کوچک عاشق است!
وقتی که کودک های قلبم تاب بازی میکنند
با دلهره حس میکنم این مهدکودک عاشق است
مثل کبوتر ها بیا پرواز کن دور و برم
پرواز کن دور و برم دیگر مترسک عاشق است
دنیا عوض شد،بعد تو هر چیز ممکن جان گرفت
دیوار با من حرف زد،دیدم عروسک عاشق است
دیشب که چون دیوانه ها در کوچه ها گم میشدم
در لابهلای طعنه ها گفتند: طفلک عاشق است」