دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخے کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریہ کنی
کل دنیا سراب است
بخند
یک نفر اینجا دلش تنگست باور میکنی؟
یک گذر بر قلب او یکبار دیگر میکنی؟
یک نفر دارد هوای پر کشیدن در دلات
یک سفر شهباز من ، با این کبوتر میکنی؟
"ماه ِ من چشمان زیبایت مرا دیوانه کرد"
با من دیوانهای زیبای من سر میکنی؟
گل بده در باغ دل تا جان دهم در پای تو
گل بده لطفا ! قبول؟ دل را معطر میکنی؟
ساعتی پیشم نشین من خستهام از زندگی
خستگی را از تنم با بوسهای در میکنی؟
گوش من لج میکند وقتی که حرف از رفتن است
'صحبتِ رفتن تو با این آدم کر میکنی؟؟'
میشود اینجا بمانی؟ میشود؟ لطفا نرو
‹ درد قلبم را تو با یک خنده کمتر میکنی ›