eitaa logo
‹unsaid›
132 دنبال‌کننده
249 عکس
96 ویدیو
0 فایل
که وجودم همه اون گشت و من این پیرهنم
مشاهده در ایتا
دانلود
‹unsaid›
چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعر‌های چشم تو هستم
تو را به قهوه چه حاجت؟ که چشم‌های خوش‌ات دو قهوه‌خانه‌ی دنج‌اند اگر که باز کنی
چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید بی چشم تو خواب چشم از چشم رمید‌ ای چشم همه چشم به چشمت روشن چون چشم تو چشم من دگر چشم ندید=)
من شاعر درباری ام و چشم تو کافیست؛ تا در آن باشم و انعام بگیرم
چشم هایت هدف روشن شاعر شدن است نیست در دفتر من تیررسی بهتر از این
حرف‌ها می‌زند از دور نگاهت با من برق چشمان تو الحق که شنیدن دارد
بیهوده نگردید به تکرار در این شهر او طرز نگاهش ، به خدا شعبه ندارد
گفت یه مصرع بگو از چشم نازِ دلبرت بعد از آن شاعر شدم ، دیوان نوشتم جلد جلد
چو چشمت هرگزم چشمی به چشمم در نمی‌آید به چشمانت که چشمم را به جز چشمت نمی‌باید
می‌دانم عزیز من ، نگاه تو تکرار نمیشود حتی اگر هزار چشم تازه بخواهد شبیهت شود
قصد من از حیات،تماشای چشم توست ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بیا
به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه می‌گویم که در نگاهِ تو بازارِ شعرها گرم است
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست آن جا که باید دل به دریا زد همین جاست