eitaa logo
‹unsaid›
133 دنبال‌کننده
249 عکس
95 ویدیو
0 فایل
که وجودم همه اون گشت و من این پیرهنم
مشاهده در ایتا
دانلود
چشمی به تخت و بخت ندارم مرا بس است یک صندلی برای نشستن کنار تو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نه آنقدر نزدیک که قلب آرام گیرد،نه آنقدر دور که رشته های امید پاره شود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم پای تو مانده‌ام آنقدر که ویران بشوم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
می‌خواهمت ، نمی‌دانم که بودم که خواهم بود و چه می‌شوم اما می‌خواهمت ، تا نهایت ویرانی
‹unsaid›
من اگر دل بدهم، دل نشکستن بلدی؟ تا ابد مال تو باشم ، تو نرفتن بلدی؟ ﺑﻠﺪی ﺗﻜﻴﻪ کنی ، ﺟﺎ ﻧﺰﻧﻰ ، رد ﻧﺸﻮی؟ ﻣﻦ اﮔﺮ ﺷِﻜﻮه ﻛﻨﻢ دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻠﺪی؟ ﺑﻠﺪی دل ﺑﺒﺮی ، ﻋﺸﻮه ﻛﻨﻰ ، ﻧﺎز ﻛﻨﻰ؟ ﻏﻴﺮ از اﻳﻦ ﻫﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻧﺎز ﻛﺸﻴﺪن ﺑﻠﺪی؟ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺷﺎﻋﺮ ﭼﺸﻤﺖ ﺑﺸﻮم ﭘﺮﺳﻴﺪی ﺑﻴﺘﻰ از ﻋﺸﻖ ﺑﮕﻮ ، ﺷﻌﺮ ﺳﺮودن ﺑﻠﺪی؟ ﭼﺸﻢ تو ﺳﻮژه‌‌ی ﻧﻘﺎﺷﻰ اﻣﺮوز دﻟﻢ ﺑﻨﺸﻴﻦ، ﭘﻠﮏ ﻧﺰن، ﺧﻮب ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻠﺪی؟ دو ﺳﻪ ﺧﻄ ﻋﺸﻖ ﺑﺮای دلِ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻨﻮﻳﺲ! همه‌ی دار و ﻧﺪارم، تو ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺑﻠﺪی؟
‹unsaid›
تو همان بیت نشان کرده‌ی اشعار منی علت خنده‌ی من ، قدرت گفتار منی
‹unsaid›
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟ گرمی ثانیه‌ای خانه شدن را بلدی؟ تو که ویرانه کننده است غمت می‌دانم خوردن غصه و ویرانه شدن را بلدی؟ انقدر سوخته قلبم که قلم می‌سوزد شمع گریان شده ، پروانه شدن را بلدی؟ مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد بال و پر‌ در قدمت لانه شدن را بلدی؟ می‌نویسم من عاشق فقط از قصه‌ی تو در غزل های من‌ افسانه شدن را بلدی؟ اشک شب های سحر سوخته‌ام تلخی گریه‌ی مردانه شدن را بلدی؟ هر کسی دیده مرا شاعر " مجنون " خوانده تو بگو " لیلی " "دیوانه" شدن را بلدی؟ این همه ناز کشیدم بشوم معتکفت بدهم‌ تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
‹unsaid›
تو گل ناز منی گر همه خار جگرند باش با من که همه رهگذران میگذرند