" هرگز درک نمی کند چطور بعضی از آدم ها، آدم ها را به حیوانات ترجیح می دهند. "
"و اگر به اندازه کافی آدم پشت سرت ایستاده باشد، خودت هم کم کم هر چه را از دهانت در بیاید باور می کنی."
𝘛𝘩𝘪𝘴 𝘪𝘴 𝘢 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘢𝘣𝘰𝘶𝘵 𝘢 𝘵𝘰𝘸𝘯 𝘢𝘯𝘥 𝘢 𝘨𝘢𝘮𝘦, 𝘣𝘶𝘵 𝘦𝘷𝘦𝘯 𝘮𝘰𝘳𝘦 𝘢𝘣𝘰𝘶𝘵 𝘭𝘰𝘺𝘢𝘭𝘵𝘺, 𝘤𝘰𝘮𝘮𝘪𝘵𝘮𝘦𝘯𝘵, 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘦𝘴𝘱𝘰𝘯𝘴𝘪𝘣𝘪𝘭𝘪𝘵𝘪𝘦𝘴 𝘰𝘧 𝘧𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴𝘩𝘪𝘱; 𝘵𝘩𝘦 𝘱𝘦𝘰𝘱𝘭𝘦 𝘸𝘦 𝘥𝘪𝘴𝘢𝘱𝘱𝘰𝘪𝘯𝘵 𝘦𝘷𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘸𝘦 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘮; 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘦𝘤𝘪𝘴𝘪𝘰𝘯𝘴 𝘸𝘦 𝘮𝘢𝘬𝘦 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺 𝘥𝘢𝘺 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘥𝘦𝘧𝘪𝘯𝘦 𝘶𝘴. 𝘐𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘰𝘧 𝘢 𝘴𝘮𝘢𝘭𝘭 𝘧𝘰𝘳𝘦𝘴𝘵 𝘵𝘰𝘸𝘯, 𝘍𝘳𝘦𝘥𝘳𝘪𝘬 𝘉𝘢𝘤𝘬𝘮𝘢𝘯 𝘩𝘢𝘴 𝘧𝘰𝘶𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘦𝘯𝘵𝘪𝘳𝘦 𝘸𝘰𝘳𝘭𝘥.