eitaa logo
احسان عبادی | ما و او
49هزار دنبال‌کننده
9.3هزار عکس
3.3هزار ویدیو
590 فایل
کانال دوم👈 @marefatemahdavi ✍️ احسان عبادی/طلبه درس خارج/ارشد ادیان و عرفان/دانشجوی دکتری قرآن و حدیث/از اساتیدمهدویت 🖥ادمین تبلیغات @Admintabligh_ma_va_o 📌ادمین سوالات @yasahebzaman113 انتشارمطالب باهرنامی مشکلی ندارد✅
مشاهده در ایتا
دانلود
👌 فرودگاه دبی زده شد تا شما باشین دیگه فرودگاه ما رو نزنین
احسان عبادی | ما و او
👌 فرودگاه دبی زده شد تا شما باشین دیگه فرودگاه ما رو نزنین
دولت امارات: آتش‌سوزی بزرگی در فرودگاه دبی رخ داده و ما در حال تلاش برای کنترل آن هستیم😅😅 باشه کنترلش کن 😎
احسان عبادی | ما و او
🌀چرا تطبیق دادن شرایط فعلی با خطر تکرار دوباره صلح امام حسن (ع) غلط محض است ⁉️ 🔰 علم منطق می گوید ب
👌یک سوال چرا کانالدارانی که مدام از مسئولین حرف می زنند و آن را به صحبت آقای شهیدمان ربط می دهند، شهامت ندارند که ادامه صحبت رهبری را هم بیاورند؟؟؟ چرا دروغگویی این افراد کار را به سخنان رهبری شهید کشانده ؟؟ رهبری شهید در ادامه فرمود : یک خصوصیّت دیگر اینکه این فتنه شبیه کودتا بود؛ یعنی بعضی‌ها هم در دنیا از این فتنه‌ای که اتّفاق افتاد، تعبیر کردند به کودتا؛ گفتند در ایران کودتایی راه افتاد که البتّه سرکوب شد، امّا کودتا بود. یعنی چه کودتا بود؟ یعنی هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در اداره‌ی کشور بود. به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند؛ این از جهت مادّی؛ به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند؛ این هم از جهت معنوی. آنچه کشور را اداره میکند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا. ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ 👆👆👆👆👆👆👆 حمله به مراکز اداری و معنوی، دلیل کودتا نامیدن. تماما هم کجا رهبری حرف از داخل و مسئولان داخلی زدند؟؟؟ درضمن چرا آن قسمت که رهبری فرمود راضی نیستم به مسئولین اهانتی شود را کردید؟؟؟ یعنی نشر سخنان رهبری اینقدر برای این جماعت درد آور است که از آن می ترسند؟؟؟؟ لا اله الا الله 👌هروقت شهامت داشتند این جماعت که دلیل کودتا گفتن از زبان رهبری را نشر دهند ، بعدا اسم خود را انقلابی بگذارند.
۲۶ رفیق شفیق! عادت کرده بودم به سحرهایت، به نجواهای دم افطار. روز بیست و ششم است؛ می‌ترسم فردا که شیطان آزاد شود، دوباره قلاده‌ی نفسم را بگیرد. مرا به حال خودم رها نکن. من در حصار امن تو زنده‌ام، بیرون از اینجا می‌میرم... ✍️احسان عبادی @ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
💠 توجه مهم ، تبلیغ تنها کانال فروش حرز مورد تائید بنده 👈 برای ختم قرآن اموات ، نماز و روزه استیجاری
✅ تنها مرکز خرید حرز امام جواد مورد تایید بنده، فعلا با همان قیمت قدیم سفارش دهید 👆👆👆👆 عبادی
⬅️ پخش رمان ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت پانزدهم ✅ بازخوانی هیجانی و امنیتی وقایع ظهور به شکل رمان ✍️ نویسنده : احسان عبادی 🌺 تقدیم به روح شهید آیت لله العظمی سید علی خامنه ای و حاج قاسم سلیمانی و همه شهدای مدافع امنیت و حرم
احسان عبادی | ما و او
⬅️ پخش رمان #دمشق_ساعت_صفر ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت پانزدهم ✅ بازخو
💠 رمان (قسمت ۱۵) قسمت پانزدهم: تندباد در شهر پیامبر و خروج پنهان 🏚 [حومه مدینه منوره – باغ‌های پنهان نخل – ساعات اولیه بامداد] سکوت عجیبی بر نخلستان‌های حومه مدینه سایه افکنده بود. وزش بادی خنک، غبار ناشی از التهابات شب گذشته را با خود می‌برد، اما در دل این سکوت، سنگین‌ترین و عظیم‌ترین واقعه‌ی تاریخ بشریت در حال تکوین بود. در پناه دیوارهای خشتی یک باغ قدیمی، دور از چشم دوربین‌های حرارتی و ماهواره‌های جاسوسی، حلقه‌ای از نور و اراده شکل گرفته بود. 🔰 آن‌ها دقیقا 313 نفر بودند. مردانی که در کسری از ثانیه، مرزهای فیزیک و مکان را درنوردیده و با پدیده از چهارگوشه جهان به این نقطه فراخوانده شده بودند. در میان آن‌ها، چهره‌هایی از نژادها و زبان‌های مختلف دیده می‌شد؛ وجه اشتراک تمام آن‌ها، قلب‌هایی بود که با ندای جبرئیل صیقل خورده و در برابر صیحه شیطانی سفیانی، ذره‌ای نلرزیده بود و مدتها بود منتظر این ماموریت ویژه بودند . فضا آکنده از عطری بهشتی بود. در مرکز این حلقه، حضوری حس می‌شد که کلمات از توصیف عظمت آن قاصر بودند. او، آخرین ذخیره الهی، پس از قرن‌ها پرده‌نشینی، اکنون در میان خاص‌ترین یارانش ایستاده بود. چهره‌اش در هاله‌ای از ابهت و نور مستتر بود، اما صدایش، که تجلی آرامش و صلابت بود، بی‌واسطه بر جان‌های بی‌قرار یارانش می‌نشست. فرمود: 🌺 خداوند شما را برای این روز برگزیده است. 🌺 صدای امام، همچون آبی خنک بر آتش دل‌هایشان ریخته شد. دوران اختفا به پایان خود نزدیک می‌شود. شیاطین انس و جن تمام قوای خود را برای خاموش کردن نور الهی به میدان آورده‌اند. اما مکر آن‌ها در برابر اراده‌ی پروردگار، سست‌تر از خانه عنکبوت است. ایشان نگاهی به سمت جنوب، به سوی کوه‌های مکه انداختند و ادامه دادند: این شهر، شهر جدم رسول‌الله، به زودی مورد هجوم کینه‌توزان قرار خواهد گرفت. چشمان سفیانی به این نقطه دوخته شده است. ما برای حفظ حرمت خون‌های بی‌گناه و برای آغاز قیام نهایی از کنار خانه خدا، باید پیش از رسیدن لشکر باطل، مدینه را به مقصد مکه ترک کنیم. قیام ما از کنار کعبه آغاز خواهد شد، آنگاه که حجت بر جهانیان تمام شود. یاران، با چشمانی اشک‌بار اما قلب‌هایی کوهومند، سر به تایید تکان دادند. آن‌ها می‌دانستند که این مسیر، مسیر خون و شمشیر و مقاومت است. 🏚 [دمشق – پناهگاه زیرزمینی فرماندهی سفیانی – همان زمان] در اتاق جنگ دمشق، بوی گنداب ترس و جنون به هم آمیخته بود. سفیانی با چشمانی سرخ و خون‌گرفته، مانند گرگی در قفس به دور میز نقشه می‌چرخید. گزارش ثبت ۳۱۳ مورد انتقال کوانتومی در مدینه، پایه‌های امپراتوری پوشالی‌اش را به لرزه درآورده بود. طارق المری، فرمانده میدانی و خونریز ارتش سفیانی، با خشم مشتش را روی میز کوبید و گفت: قربان! چرا وقت تلف می‌کنیم؟ مختصات حدودی آن‌ها در حومه مدینه مشخص است. اجازه بدهید همین الان دو اسکادران از بمب‌افکن‌های استراتژیک را بفرستم و کل آن منطقه را با بمب‌های ترموباریک شخم بزنند. حتی خاکسترشان هم باقی نخواهد ماند! . قطعا دوستان ما در آمریکا هم می توانند با هواپیمای بی 2 ما را کمک کنند. سفیانی ناگهان ایستاد. با قدم‌هایی سنگین به سمت طارق رفت و یقه یونیفرم او را با دو دست گرفت و او را به سمت خود کشید. چهره سفیانی از شدت خشم در هم تنیده بود و با صدایی که از میان دندان‌های کلیدشده‌اش خارج می‌شد، غرید: احمق! تو یک سرباز بی‌مغزی! آیا می‌فهمی مدینه کجاست؟ سفیانی او را با تحقیر به عقب هل داد و رو به سایر ژنرال‌ها و دیویس، نماینده غربی، فریاد زد: مدینه، قلب تپنده و خط قرمز اعتقادیِ بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان است! شیعه و سنی بر سر قداست آن جان می‌دهند. اگر من، کسی که خودم را منجی و مصلح جهان عرب معرفی کرده‌ام، با جنگنده‌های غربی به شهر پیامبر حمله هوایی کنم، چه اتفاقی می‌افتد؟ تمام آن عملیات روانی با ‘پژواک بابل’ نابود می‌شود! افکار عمومی جهان اسلام علیه من متحد خواهد شد. آن وقت دیگر نیازی به ظهور مهدی نیست، خود مردم با دست خالی ما را تکه‌تکه خواهند کرد! دیویس که سیگارش را خاموش می‌کرد، با خونسردی تایید کرد: ژنرال درست می‌گوید. یک حمله هوایی به مدینه، یک خودکشی استراتژیک و رسانه‌ای است. شما باید چهره‌ی حق‌به‌جانب خود را حفظ کنید. سفیانی نفس عمیقی کشید تا بر اعصابش مسلط شود. او نقشه عربستان را روی صفحه لمسی بزرگ باز کرد و با انگشت روی مدینه زد. ما این کار را روی زمین انجام می‌دهیم. کثیف، اما کنترل‌شده. طارق! طارق المری خبردار ایستاد. بله قربان!