فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#تست_هوش و دقت
❓چند سوال از بچه های هوشیار
❤️ @maadar_khoob
مادر خوب
احساس مربوط به روح انسان است. ما نیازهای روحی داریم. احساسات، نیازها و وضعیت روح را منعکس می کنند. د
سومین مسئله بعد از حس و احساس، «حال» است. حس و احساس در ذهن اتفاق می افتند ولی حال در بیرون از ذهن اتفاق می افتد. حال، تجربه ی روح در خارج از ذهن است. ما منشأ حال را نمی شناسیم به همین دلیل آن را تبدیل به یک واژه ی سخیف و بی ارزش کرده ایم مثل: حالشو ببر، ضد حال زد، حال ما رو گرفت... در حالی که «حال» واژه ی بسیار باشکوهی است؛ تجربه ی عرفا و بزرگان است. حال تجربه ی روح خارج از ذهن است.
به یاد دارید که همیشه از ذهن باز (مخروط رو به بالا) و ذهن بسته (مخروط رو به پایین) صحبت کردیم. حال، تجربه ی ذهن باز است. ارتباط ذهن باز با هستی و کائنات است. این که ما حالمان بد است یا خوب، در رابطه با ذهن است.ذهن های بسته تجربه ی بسیار کمی از حال دارند.
همه ی ما تجربه ی حال را داریم، امکان ندارد کسی این تجربه را نداشته باشد. مثل تجربه ی لجظه هایی که بعداً به هیچ شکلی نمی توانیم توصیفش کنیم. در روانشناسی انسان گرا، مزلو از حال به نام تجربه ی اوج نام می برد و گاردنر به آن هوش وجودی می گوید. بین همه ی انسان ها مشترک است ولی قابل توصیف نیست چون ما چیزی را می توانیم توصیف کنیم که ذهنمان آن را بفهمد خارج از ماهیت خودمان را نمی توانیم بفهمیم چون قابل فهم نیست.
معنویت را نمی توان فهمید و حال، تجربه ی معنویت است. ویکتور فرانکل از دانشمندان انسان گرایی به آن معنا گرایی می گوید. ویکتور فرانکل سال ها شکنجه های اردوگاه نازی ها را تحمل کرد و سالم ماند چون در حال بود. تمام شقاوت های نازیسم نتوانست او را از بین ببرد.
حال، تجربه ی ورای جسم و ورای ذهن است. کسی به آن دسترسی ندارد به همین دلیل تغییرناپذیر است. حال نقطه ی اتصال ما است، قابل انتقال و وصف نیست؛ تأثیرش را در احساس می بینیم، حاصل آن آرامش است و ما با کلماتی که احساسات را بیان می کنیم، سعی می کنیم که حال را نیز توصیف کنیم مثل "خیلی عالی بود". حال یک تجربه ی شخصی است و هر کسی تجربه ی خودش را دارد. (ادامه دارد...)
#احساس {قسمت4}
[مباحث کودک متعادل]
❤️ @maadar_khoob
💕💕
اگر فرزند باهوشی دارید به او اجازه دهید در چند رشته ورزشی و یا غیر ورزشی و یا چند رشته خدمات اجتماعی فعالیت کند.
بهره هوشی بیش از حد مانند قد خیلی بلند باعث گرفتاری است.
بچهای که به هر دلیلی باهوش است را نباید تحت فشار قرار داد که بیشتر و بیشتر در یک خط بماند یعنی هوش او باید پخش شود.
باید انقدر کارهای متفاوت در دست داشته باشد که یکدفعه فیزیکدان و شیمیدان بار نیاید که فاجعه به بار خواهد آمد.
ضمنا بچههای باهوش را در ورزشهای انفرادی شرکت ندهید زیرا در ورزشهای انفرادی مانند شنا دوست دارد رقابت کند و پیروز باشد ولی چون در انتها به جایی میرسد که هیچ کس در آنجا نیست، تنها میماند و میشکند ولی در بازیهای جمعی اینطور نیست.
اتومبیلی که سرعت بسیار بالایی دارد را نباید با گاز بیشتر سرعتش را بیشتر کرد چون تصادف خواهد کرد.
بچههای باهوش باید در بازیهای جمعی مانند بسکتبال و فوتبال مشارکت داده شوند تا در آنجا در حد خودش بدرخشد.
حتی فرزند خود را به مدارس خصوصی هم نفرستید.
فرزند شما باید بچه خوبی باشد
خواهر یا برادر خوبی باشد
همسر خوبی باشد
پدر یا مادر خوبی باشد
همکار خوبی باشد.
قرار نیست دانشمند باشد.
خدا هم آدمهای متوسط را بیشتر دوست دارد چون تعداد بیشتری از آدمهای خلق شده، آدمهای متوسط هستند.
ما به این دنیا آمدهایم که زندگی کنیم.
ما نیامدهایم که برنده شویم.
ما نیامدهایم تنها شویم.
ما نیامدهایم از بقیه جدا شویم.
بنابراین بچههایی که تواناییها و ظرفیتهای بالایی دارند را در قسمتهای مختلف بگذارید که جنبههای مختلف و متفاوتشان رشد کند وگرنه یک بچه ناقصالخلقه خواهید داشت یعنی بچهای درست میکنید که سری بزرگ ولی دست و پای کوچکی دارد.
من بسیاری از استادان برجستهای دیدهام که از دیدن زندگیشان مات و متحیر مانده بودم که آخر این چه زندگی است که آنها دارند.
دست از روحیه رقابتی دادن به فرزندتان بردارید.
به خاطر موضوعاتی که فرض میکنید درست است و یا حتی به خاطر خودتان فرزندتان را به آتش نکشید.
نیازی نیست کسی به ما بگوید فرزند خود را کجا بفرستید یا نفرستید. ما ابدا نمیخواهیم دانشمند درست کنیم.
ما میخواهیم انسان بار بیاوریم.
در اینگونه موارد مهمترین چیز «آزادی» است.
مهمترین فرصتی که در اختیار بچه باهوش باید قرار گیرد آزادی است و بدترین چیز آن است که در یک خط قرار گیرد و دیگران برای او تکلیف تعیین کنند.
بگذارید بچه های باهوش درست رشد کنند.
#دکتر_هلاکویی
❤️ @maadar_khoob
⭕️ لزوم عادت دادن فرزندان بزرگتر از هفت سال، به سختی و کارهای سخت ⭕️
وقتی زندگی دکتر حسابی رو نگاه می کنید، میبینید بیشتر از اینکه درس خوانده باشد،کار سخت انجام داده.
گاهی اوقات مجبور بودند غذای خودشون رو از باقی مانده غذای دیگران که دم در می گذارند، بردارند.
در اثر شدت فقر، مادرش مجبور میشود بچه هایش را یک مدرسه مسیحی بگذارد ، بعد نگران میشود که مبادا بچه هایش دین و معنویت خودشان را از دست بدهند، مجبور میشود این مادر خودش شبها بهشان قرآن و متون دینی را آموزش بدهد تا اینها دینشان را از دست ندهند، درحالیکه دارند تعلیمات مسیحی می بینند.
بعنوان یک مهندس در کشورهای غریب جهادگرانه کار میکند و بعد در کنار کارش، فیزیک میخواند.
این طور نیست که شما بچه ای را فقط بگذاری درس بخواند، به جایی برسد..
"استادپناهیان"
❤️ @maadar_khoob
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💕💕
کپلک مهمونا رفتن داره به باباش کمک میکنه😍
❤️ @maadar_khoob
گربه ی تنبل رو موش طبابت میکنه.mp3
3.39M
#قصه_شب
🐈گربه تنبل موش را درمان می کند
❤️ @maadar_khoob
مادر خوب
سومین مسئله بعد از حس و احساس، «حال» است. حس و احساس در ذهن اتفاق می افتند ولی حال در بیرون از ذهن ا
برمی گردیم روی موضوع احساس که بخش مهمی از ذهن را تشکیل می دهد. بخشی از شبکه ی عصبی حس است. ما سلول های حسی و سلول های حرکتی داریم که شبکه ی عصبی حاصل اتصال این دو به هم است. مأموریت حس این است که انسان را در مسیر رشد هدایت کند. دوباره مثال هواپیما را می زنم، وظیفه ی حس و احساس مثل وظیفه ی کابین خلبان است که خلبان را در مسیر پرواز هدایت می کند. هر کجا که از مسیر خارج شود به او هشدار می دهد؛ اگر در بخشی از هواپیما نیز مشکلی پیش آید، به خلبان خبر می دهد و این جا خلبان است که باید تحلیل کند که این اتفاق در مسیر درست هواپیما است یا نه و اگر نیست آن را اصلاح کند.
نقش اول احساس این است که مرتب به ما نشان دهد که در مسیر رشد قرار داریم یا نه؟. چه جوری به ما خبر می دهد؟ با احساس خوشایند و احساس ناخوشایند. چراغ سبز نشان گر احساس خوشایند و چراغ قرمز نشان گر احساس نا خوشایند است. هر زمان که احساس ناخوشایند دارید بدانید که از مسیر خارج شده اید. نه دیگران را سرزنش کنیم و نه خودمان را بلکه مسئولانه ببینیم که کجا قرار داریم و خودمان را تحلیل کنیم.درک مقصر و مظلوم و مسئول را به یاد آورید. خلبان در کابین نشسته و دستگاه ها به او هشدار می دهند حالا او بنشیند و خودش را و کارخانه ی سازنده ی هواپیما و دیگران را سرزنش کند چه می شود؟ خوب هواپیما سقوط می کند. پس مسئولانه ببینیم که کجا از مسیر خارج شده ایم.احساس مهم تر از عقل است. احساس به ما مسیر را نشان می دهد. عقل موتور است.
نقش دوم احساس تأمین انرژی است. احساس هم مسیر را به ما نشان می دهد و هم انرژی حرکت می دهد. طبق فرمول قبل از رفتار، احساس می آید. احساسات انرژی هستند، بد و خوب ندارند بلکه طراح ی شده اند که در خدمت انسان قرار بگیرند تا انسان خوشبخت باشد و در مسیر رشد حرکت کند و به تعالی برسد، از حس و احساس عبور کند و وارد حال شود. تمامی احساسات خوب هستند و باید باشند مهم این است که چه استفاده ای از آن ها می کنیم، در مسیر رشد یا در مسیر سقوط؟
رشد عاطفی یعنی که بدانیم از احساسات چگونه استفاده کنیم و چگونه بین احساس و بقیه ی ابعاد رشد به خصوص عقل، هماهنگی ایجاد کنیم. احساس و عقل را چگونه با هم ترکیب کنیم؟ احساس با معنویت، با جسم و در کل بتوانیم رابطه ی احساس را در چرخه ی هوش متعادل تعریف و تمرین کنیم.درست مثل کاری که یک خلبان می کند. پرواز یعنی آشنایی با دستگاه های هواپیما و استفاده از آن ها. رشد هم یعنی آشنایی با احساسات و چگونگی استفاده از آن ها.
چند نفر ما خلبان ورزیده ای هستیم؟ همه ی ما فقط تئوری عمل کرده ایم یعنی نشستیم پشت میز و به ما گفتند که یک خلبان خوب چه کار می کند و ما نوشتیم، کارورزی نکرده ایم. تمرین خلبانی با هواپیما در پرواز است. ما باید عامل شویم . مطالبی را که می خوانیم و یاد می گیریم به آرامی تمرین کنیم. نترسیم و عمل کنیم اول 2 متر پرواز کنیم که اگر زمین خوردیم خیلی آسیب نبینیم بعد 5 متر و بیشتر. یک دلیلی که ما در زندگی مان به عمل نمی رسیم این است که یکباره می خواهیم یک بوئینگ را به پرواز درآوریم بعد هم وحشت می کنیم و به کل از همه چیز صرفنظر می کنیم . تمرین را از کم شروع کنید و کار کنید. (ادامه دارد...)
#احساس {قسمت5}
[مباحث کودک متعادل]
❤️ @maadar_khoob