eitaa logo
مهجور
123 دنبال‌کننده
172 عکس
31 ویدیو
2 فایل
هو‌ النور وصل‌ِتو کجا و من‌ِمهجور کجا..... مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان اللهم لاتکلني إلی نفسي طرفة عین أبداً @maroozbahani تلگرام: https://t.me/maaahjor
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 حاج آخوند:
«بچه‌ها کتاب مقدس مسیحی‌ها و یهودی‌ها دربارهٔ قوس‌و‌قزح داستان دلکشی دارد. هیچ‌وقت از یاد نمی‌برید. می‌گوید: قوس‌و‌قزح نشانهٔ عهدی‌ست که بین خداوند و
انسان‌هاست. این کمان خداوندست که لای حریر ابرها پوشیده و پنهان شده و با تابش آفتاب و بارش باران آشکار می‌شود. وقتی
نوح با مردم و حیوانات از سیلاب گذشتند، خداوند به نوح گفته بود وقتی قوس‌و‌قزح پدیدار شود، او نجات پیدا می‌کند.»
آیا کتاب مقدس مسیحی‌ها و یهودی‌ها، دربارهٔ اجساد بچه‌هایی که روی لباسشان قوس‌و‌قزح نقش بسته، نیز داستان دلکشی دارد؟! که هیچ‌وقت از یاد هیچ انسانی نرود؟! مثلاً این صحنه را چطور نشانهٔ عهدی بین خداوند و انسان‌ها معرفی کرده؟! از جسد نحیفی که لای حریر لباسش پوشیده شده و در بغل مادرش آرام گرفته حرفی زده؟! از رذالتی که با بازتاب دئانت و بارش باران گلوله آشکار شده؟! آیا هنوز در کتاب‌هایشان، خداوند به نوح می‌گوید وقتی قوس‌و‌قزح پدیدار شود، نجات پیدا می‌کنید؟! آیا وقتش نرسیده نوح قبیلهٔ ما نیز از راه برسد، و ما را از سیلاب این زمانهٔ لاکردار به سلامت نجات دهد؟! و هنوز زمان تابش آفتاب حقیقت در پس گریه‌های مظلومان عالم و پدیداری قوس‌و‌قزح نجات‌بخش، نرسیده است؟! مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
هدایت شده از مهجور
هو الأعلی
هر از گاهی برایم مِنوی سفر می‌فرستی! لابد فهمیده‌ای یکی از آرزوهایم سفررفتن است. مثلاً ایران‌گردی که تمام شد بعدش جهان‌گردی. چقدر باهوشی تو! درست است وقتی عرصه تنگ شود، سفر تنها چاره است. شگفت‌انگیز است از کجا می‌فهمی سفر لازمم! ذهن‌خوانی بلدی یا غیب می‌دانی؟! تا بو می‌کشی که اوضاع پیچیده بهم، فرصت را غنیمت شمرده و سریع دست به کار می‌شوی. شرایطش را فراهم می‌کنی، آن هم قسطی و هرجور که دلم بخواهد. چقدر تحسین‌برانگیز است سخاوتت ! خوب بگو ببینم چه لقمه کردی‌ای برایم. عجب!! چرا منوی سفرت فقیر است! خودت را به آن راه زدی یا نمی‌دانی وقتی سفرلازمم یعنی دلم غنا و ثروت و افزودگی می‌خواهد. کاربلد بودی که؟! نمی‌دانستی وقتی دل‌تنگ باشم و سفر لازم، دلم هرم آفتاب صحن، روبروی ایوان‌ طلا را می‌خواهد. مثل آن دفعه که شدت آفتاب همه را زیر سایه تارانده و من مانده بودم و او، در گرمای آفتاب آسمانش و هرم حریم آستانش. نمی‌دانی باید بروم آنجا که دردهای تلنبارشده‌ی روح و روان و حتی جسم سبک می‌شود. آنجا که درد می‌خرند و درمان می‌فروشند. باهوش بودی که! نه، از تو آبی گرم نمی‌شود. باید منتظر دعوتنامه‌ی خودش بمانم که بیا اینجا. می‌دانیم سفرلازمی. عجله کن زودتر بیا. امروز خیلی خوب است، فردا هم بدک نیست یا حتی تا یک هفتهٔ دیگر، ولی دیرتر نه، از دست می‌روی آخر. مطمئنم می‌فرستد. هم غیب می‌داند و ذهن و دل می‌خواند، هم مرا خوب می‌شناسد. و هم أمیر البررة است. @maahjor
مهجور
هو الأعلی هر از گاهی برایم مِنوی سفر می‌فرستی! لابد فهمیده‌ای یکی از آرزوهایم سفررفتن است. مثلاً ا
زل زده‌ام به راه که بخوانی‌ام ... و هنوز منتظرم نیست نای از جای برخواستنم مگر به دستانت که هنوز منتظرم...
هو 
ا
لخبیر «هر کتابی به شیوه‌ای وارد دنیای ذهن و زندگی انسان می‌شود.» 📚 حاج آخوند: سید عطاء‌الله مهاجرانی @maahjor
هو 
الهادی
«هفت خان، هفت شهر عشق است. رستم مرحله به مرحله هفت شهر را در هفت خان گذراند. هر انسانی در زندگی خود هفت خانی را در پیش دارد. تا روشنایی پیدا کند و چشم دلش بیدار شود. رستم می‌دانست که دارد پسرش را می‌کشد! بین پسرش و ایران، ایران را انتخاب کرد. رستم مثل ابراهیم بود و سهراب هم اسماعیل او. آزمونی که اتفاق افتاد. او عاطفه پدری را در پیش پای آرمان ایران قربانی کرد! اگر از هفت خان گذر نکرده بود که نمی‌توانست!» 📚 حاج آخوند: سید عطاء‌الله مهاجرانی @maahjor
هو 
ا
لأعلی
«مگر نگفته‌اند گنج در ویرانه است. خودمان را ویران کنیم تا گنج‌مان را پیدا کنیم. خود مصنوعی‌مان را ویران کنیم تا خود طبیعی و الهی‌مان را بیابیم. هیچ‌وقت در عمرمان خودمان را از دیگری بهتر ندانیم.» 📚 حاج آخوند: سید عطاء‌الله مهاجرانی @maahjor
هو 
ا
لأ
علم
«شک در معاد و زنده شدن مردگان شکی خردمندانه است. مگر ابراهیم در این باره شک نکرد؟ از خداوند پرسید چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟ خداوند پرسش را با پرسشی دیگر پاسخ داد. گفت مگر ایمان نداری؟ گفت چرا می‌خواهم قلبم آرام بگیرد. از این گفتگو می‌فهمیم که اگر فرد در حد ابراهیم خلیل هم باشد با ایمان، اطمینان قلبی پیدا نمی‌کند. دوست دارد دلیلی برای ایمان خویش جستجو کند. چه موقعی ما در جستجوی دلیل هستیم؟ وقتی که شک می‌کنیم؟ شک کردن یک مرحله بالاتر از فکر کردن است. حقیقت، نه در مرحلهٔ پیش از تفکر است و نه در مرحلهٔ پیش از شک خردمندانه.» 📚 حاج آخوند: سید عطاء‌الله مهاجرانی @maahjor
مهجور
هو الأعلم «شک در معاد و زنده شدن مردگان شکی خردمندانه است. مگر ابراهیم در این باره شک نکرد؟ از خداو
هو ذوالعرش
کنه خردم درخور اثبات تو نیست واندیشه من به‌جز مناجات تو نیست من ذات تو را به واجبی کی دانم داننده ذات تو به جز ذات تو نیست @maahjor
هو 
الباقی
«خیام مشغول مطالعه یا تدریس الهیات شفای ابن‌سینا بوده است. ناگاه، نشانه را لای کتاب می‌گذارد. کتاب را می‌بندد. به نماز می‌ایستد، نماز عشاء، به سجده می‌رود. در سجده می‌گوید: اللهم إنک تعلم أنی عرفتک علی مبلغ امکانی، فاغفر لی، فإن معرفتی إیاک وسیلتی إلیک. و جان می‌سپارد.» 📚 حاج آخوند: سید عطاء‌الله مهاجرانی @maahjor
مهجور
هو الباقی «خیام مشغول مطالعه یا تدریس الهیات شفای ابن‌سینا بوده است. ناگاه، نشانه را لای کتاب می‌گذ
هو الحی
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست گوشم شنید قصّهٔ ایمان و مست شد کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست یک دست جام باده و یک دست جعد یار رقصی چنین میانهٔ میدانم آرزوست مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
سلام و نور برای دریافت اشتراک رایگان نوار آیگپ رو نصب کنید. وارد آیگپ بشید. از نوار ابراز پایین وارد بخش آیلند بشید. بعد وارد شهر فرنگ، و بعد گزینه آیکست رو انتخاب کنید. و هدایت می‌شید به خرید اشتراک، که بعد از ثبت‌نام اشتراک یک‌ماهه رایگان دریافت می‌کنید و تمام. لذت ببرید از شنیدن کتاب‌ها 😊 استدعا: لطفا اگر مقدور بود، هر وقت سرخوش بودید از این اشتراک رایگان دل‌چسب، پدران و مادران آسمانی رو با یک صلوات و فاتحه مهمان کنید. 🌻 مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
خدا جان! ما را در پناه خودت بگیر از شرِّ عُجب از شرِّ منیَّت‌های پنهان... از شرِّ زبان ِ تیز و بُرنده. . . خدا جان! ما خیلی کوچک‌تر از آنیم که خیالمان راحت باشد. . . ما را از شرِّ خیال راحت در پناه خودت بگیر. . . @hobut68