این چندمین بار است؟ چندمین سحری است که صبح نمیشود؟ چندمین شبی است که با گریه و اضطراب میگذرد به امید آنکه آفتاب برآید و بر نمیآید. چندمین روزی است که غم پیش از بیدار شدنمان بالای سرمان خیمه میزند و چای صبحانه با هیچ شکری شیرین نمیشود. چقدر باید بخوانیم اللهم انا نشکو الیك فقد نبینا؟ و تحمل کنیم بر غَیْبَهَ وَلِیِّنا وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بنا... چقدر دیگر باید این بار را به دوش بکشیم. ببینم و بچشیم و عذاب بکشیم و دم بر نیاوریم. چقدر زندگی در آخرالزمان سخت است. میدانم که "آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج هاست." میدانم که "غربالِ اِبتلائات، هیچکس را رها نمیکند." تمام اینها را میدانم اما سخت است که هر هفته و هر روز غمی از نو به مبارک بادمان بیاید. سخت است هر آن خبرِ داغ تازه ای بیاید پیش از آنکه حتی دلمان از اثر داغ قبلی سرد شده باشد. سخت است که ادامه دهی. سخت است کار درست را هر لحظه پیدا کنی و وظیفهی خود را بشناسی. فکر میکنم اولین بار از ۱۳ ام دی ماه ۹۸ بود که دیگر هیچ چیز مثل قبل نشد. از آن زمان بود که انگار جهان وارد دورهی تازهای شد. دورهای که این جغرافیا و این کشور در مرکز حوادث و تحولات آن قرار دارد. از آن به بعد بود که هواپیمای اوکراینی، ترور دانشمند کشور، ماجرای فلسطین و بیمارستانی که جگرمان را آتش زد، بمب گذاری در کرمان، سید رضی و... یکی یکی آمد و نگذاشت این قلب از غم خالی بماند. نگذاشت این زخم جگر خوب شود و ترمیم شود. اینطور تصور میکنم که هر کدام از این حوادث، هرکدام از این داغها که از سر گذراندهایم اثری -عمیق یا سطحی- اما جاودانه بر ما به جا گذاشته است. تصورم این است که هرکدام برای چیزی آماده میشویم. برای ورطۀ خودمان برای آن لحظهای که نوبت به ما میرسد. گاهی به این فکر میکنم که زمین من کجاست؟ منظور از اینکه در حساسترین و پرحادثهترین عصر در مرکز وقایع به دنیا آمدهایم چه بوده؟ یقین دارم که بی دلیل نیست. میدان من، آنجا که من باید در این قصهی پر فراز و نشیب نقشی ایفا کنم کجاست؟ آیا برای آنچه آماده میشوم ظرفیت دارم؟ نکند جایی من هم سر امتحانی، از این جریان جدا شوم و دور بیوفتم. نکند... میترسم. چقدر سخت است زندگی در آخرالزمان! سینهای داریم که انبوهِ اندوه است، خداکند بدانیم کجا باید آن را به کار بگیرم، خدا کند که حیف نشود.
این کدوم بدبختیه صبح تا شب دانشکده و بوده و الان تازه داره متنای همایش فرداشو حفظ میکنه
اینکه طرفدارای پزشکیان مردم رو از جلیلی میترسونن هم جالبه. مثل اینکه سال نود و هشت تو دولت اصلاحات روحانی بعد از گرونی بنزین مردم معترض رو با صحبت به خونه فرستادنو ما خبر نداریم😂🤷🏻♀👩🏻🦯
هدایت شده از من و راههای نرفته🇵🇸
انتخابات تموم شه ازفردا فقط مطالعه مطالعه مطالعه
فقط ورزش ورزش ورزش
فقط مسئولیت مسئولیت مسئولیت
فقط کوزتی کوزتی کوزتی
وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم