✅ ویلیام هاسکر: خداباوری و زیست شناسی تکاملی
🔘 تکامل و قصد و غایت الهی
🔵 آنچه برای یک تفسیر دینی پذیرفتنی از تکامل ضرورت دارد این است که فرآیند تکاملی را باید وسیلهای دانست که خداوند برای تحقق مقاصد خلاقانه خویش برگزیده است. این سخن لزوماً بدین معنا نیست که باید معتقد بود خداوند فعالانه در چنین فرایندی مداخله می کند ( گو اینکه یقیناً چنین امکانی را به صورت مقدم بر تجربه منتفی نمی داند). اینگونه نیست که چون تبیین های طبیعت گرانه مستوفایی از خاستگاه ستارگان و کوه ها در اختیار داریم، چیزی از خالقیت خداوند نسبت به آنها کم شود. اما برای آنکه تکامل وسیلهای باشد که خداوند از طریق آن ( موجودات را) خلق میکند، باید هم بتوان گفت که نتایج تکامل به واقع هماهنگ با مقاصد خداوند است ( صرف نظر از اینکه کدام تلقی از آن مقاصد معقول است) و هم خداوند بتواند پیشاپیش به این هماهنگی علم داشته باشد. معارضه های جدی در برابر یک تفسیر خداباورانه از تکامل، آنهایی است که در یکی از این مدعیات ( یا هر دوی آنها) مناقشه می کنند.
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
#ویلیام_هاسکر
#خداباوری_زیست_شناسی_تکاملی
👈 بخش قبلی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ نقش خدا در نظام فکری دکارت
زیرا اولاً اذعان دارم که محال است خداوند هرگز مرا فریب دهد، چون هرگونه فریب و نیرنگ خود نوعی نقص است و هر چند به نظر می رسد که قدرت بر فریبکاری خود ناشی از هوشیاری یا توانایی است، اما بدون شک قصد فریب دلیل ناتوانی و خبث ذات است و وجود این دو در خداوند محال است.
👤 دکارت
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
_ـ_ــ_ـ_
#جملات_منتخب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ فلسفه اسلامی؛ میان تاریخ اندیشه و حیات فلسفی
🔵 چرا وقتی در بسیاری از دانشگاههای اروپا و آمریکا از فلسفه اسلامی سخن میگویند، نامهایی چون فارابی، ابنسینا، ابنرشد، غزالی و فخر رازی زودتر برجسته میشوند، اما در فضای فکری ایران، ذهن بسیاری از اهل فلسفه بیشتر به سوی سهرودی، خواجه نصیر، میرداماد، ملاصدرا، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة، شرح منظومه و اسفار میرود؟ این تفاوت، صرفاً تفاوت در علاقه به چند فیلسوف نیست. در پس آن، دو شیوه متفاوت در مواجهه با فلسفه اسلامی قرار دارد.
🔵 در غرب، فلسفه اسلامی غالباً در دل تاریخ فلسفه، مطالعات اسلامی، الهیات، مطالعات عربی، فلسفه قرون وسطی و تاریخ علم خوانده میشود. از این رو، پژوهشگر غربی معمولاً میپرسد این متن چگونه پدید آمده است؟ چه نسبتی با فلسفه یونانی دارد؟ چگونه از یونانی به عربی و سپس به عبری یا لاتینی منتقل شده است؟ ابنسینا چه تأثیری بر فلسفه یهودی و مسیحی گذاشته؟ ابنرشد چگونه در جهان لاتینی خوانده شده؟ و کلام اسلامی چگونه با مفاهیم فلسفی درآمیخته است؟
🔵 در ایران اما فلسفه اسلامی بیشتر بهمثابه یک سنت زنده فهم میشود. فیلسوفان اسلامی فقط موضوع تاریخ نیستند؛ هنوز خوانده میشوند، تدریس میشوند، شرح داده و نقد میشوند و در بحثهای فلسفی و الهیاتی امروز حضور دارند. در این فضا، پرسشها غالباً درونیتر و دستگاهیترند؛ پرسشهایی نظیر اینکه: اصالت وجود چیست؟ تشکیک وجود چگونه فهم میشود؟ حرکت جوهری چه پیامدهایی دارد؟ علم حضوری چه جایگاهی در معرفتشناسی دارد؟ نسبت عقل، وحی، عرفان و فلسفه چگونه باید تبیین شود؟
از همینجا تفاوت اصلی آشکار میشود. غرب فلسفه اسلامی را بیشتر از مسیر تاریخ، زبان، نسخهها، ترجمهها، انتقال مفاهیم و پیوند آن با سنتهای یونانی، عبری و لاتینی میخواند؛ ایران آن را بیشتر از مسیر تدریس، شرح، تداوم سنت، الهیات، عرفان و مسائل زنده متافیزیکی دنبال میکند.
🔵 با این حال، نباید تصویر را ساده کرد. غرب فقط به ابنسینا و ابنرشد محدود نمانده است؛ در دهههای اخیر، به سنتهای پس از ابنسینا، کلام فلسفی، منطق متأخر، فخر رازی، خواجه نصیر، سهروردی و حتی ملاصدرا نیز توجه بیشتری شده است. در ایران نیز ابنسینا و فارابی جایگاهی بنیادین دارند. پس مسئله اصلی، نام فیلسوفان نیست؛ مسئله، نوع نگاه به فلسفه اسلامی است. هر دو رویکرد قوت و ضعف خود را دارند. غرب در دقت تاریخی، متنشناسی، نسخهشناسی و تحلیل میانفرهنگی نیرومند است، اما گاهی از زیست زنده فلسفه اسلامی فاصله میگیرد. ایران در فهم درونی سنت، آموزش متون و درک دستگاهی مفاهیم و استفاده از سنت برای پاسخ به مسائل نوپدید قدرت دارد، اما گاهی کمتر به تاریخ علم، انتقال متون، نسخهشناسی و ادبیات جدید جهانی توجه میکند.
🔵 آینده مطالعات فلسفه اسلامی را میتوان در تعامل سازنده میان این دو رویکرد مکمل جستوجو کرد؛ از یک سو، دقت تاریخی، متنپژوهی، نسخهشناسی و روشمندی نوین؛ و از سوی دیگر، فهم درونی سنت فلسفی و توجه به مسئلههایی که این سنت همچنان درباره وجود، معرفت، انسان و جهان پیش روی ما میگذارد. چنین پیوندی امکان میدهد که فلسفه اسلامی در بستر تاریخی و فکری خود دقیقتر فهم شود و ظرفیتهای نظری آن برای مشارکت در گفتوگوهای فلسفی معاصر آشکارتر گردد. در این صورت، مطالعات فلسفه اسلامی میتواند جایگاهی فعالتر در فضای علمی و فلسفی جهان پیدا کند و سهم خود را در طرح و بررسی مسائل بنیادین جهان انسانی بهتر ایفا نماید.
✍️ دکتر جواد طالبی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#فلسفه_اسلامی
#یادداشت_دوم
_ـ_ــ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
PMS_Volume 13_Issue 1_Pages 125-136.pdf
حجم:
445.2K
✅ معرفی مقاله: پرورش توانایی «اندیشیدن» بهمنزله اصل بنیادین «فلسفی زیستن» از منظر ملاصدرا
🔵 پرورش توانایی تفکر از مولفههای بنیادین در پروژه فلسفی زیستن است که قابلیت طرح در فلسفه ملاصدرا را به همراه دارد. بر همین اساس، پرسش مقاله این است که چگونه میتوان «مبانی انسانشناختی صدرا» را بهمنزله «مدلی برای توسعه و تعمیق تفکر» مرتبط کرده و طرحی از این نسبت دایرمدار پروژه فلسفی زیستن به دست داد؟ فرضیه مقاله بر امکان این نسبت استوار است.
🔵 بدینگونه، اگر تصور «برنامه» برای هر مدل از زیستن مستلزم خردورزی است؛ در مرتبهای عمیقتر و مبتنی بر فلسفه ملاصدرا، اعتلای عقل همچون برنامهای برای فلسفی زیستن به حساب میآید.
🔵 از دیگر سو، فعلیت تعقل منوط به لحاظ امکان و استعداد اولیه برای تحقق این فرایند است. فرض این بینش که علاوه بر توجیه انتزاعی-فلسفی میتواند منطبق بر سیر بیولوژیکی نوع انسان نیز باشد، ضرورت تصور سطوح متمایز عقل را تقویت میکند. سپس، در فرایند پرورش تواناییهای وجودی-ذهنی این امکان به نهایت فعلیت رسیده و عقل در کاملترین مرتبه محقق میشود.
🔵 بدینسان، هر انسان این توانایی را دارد تا طبق فرایند «فلسفی زیستن» به پرورش جنبههای وجودی خویش مبادرت ورزد؛ این سیر استعلایی در اندیشه صدرا، با تمرین تفکر آغاز شده و با رعایت قواعد ذهنی و ضوابط عملی به نحوهای متمایز از «بودن» و شیوه شگفتی از درک موجودات ختم میشود.
✍️ نویسنده: محمدحسین کیانی
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشتهای معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز
🔘 معادلات پنهان نبرد (۹) | هندسه تکالیف و ظرفیتها در میدان جنگ؛ بازخوانی سنت «رعایت وُسع»
🔵 وقتی جبهه حق با دستانی به ظاهر خالی در برابر یک ماشین جنگیِ مجهز به پیچیدهترین فناوریهای کشتار جمعی و حمایتِ اقتصادهای بزرگ جهان میایستد، یک پرسش اساسی در ذهن شکل میگیرد: «آیا خداوند از ما توقعِ پیروزیِ فیزیکی بر چنین هیولایی را، در هر شرایطی و با هر امکاناتی دارد؟»
پاسخِ این اضطرابِ ذهنی، در یکی از زیباترین قوانینِ حاکم بر هستی نهفته است: «سنت رعایت وُسع» یا همان عدم تکلیفِ ما لا یُطاق. این سنت، مرزِ دقیقِ میانِ «وظیفه» و «نتیجه» را در میدان جنگ ترسیم میکند.
🔷 ۱. منطقِ تکلیف؛ پرهیز از تحمیلِ محالات: «وُسع» به معنای مقدار طاقت، گنجایش و توانمندیِ درونی و بیرونیِ یک انسان یا یک جامعه است. بر اساس سنت الهی، خداوند هرگز چیزی فراتر از توانمندیهای انسانها از آنها طلب نمیکند. همانطور که در نظام تکوین، از گوش توقعِ دیدن و از چشم توقعِ شنیدن نمیرود، در نظام تشریع و صحنه نبرد نیز خداوند از گروهی که در محاصرهی کامل است، توقعِ اقداماتی فراتر از ظرفیتِ مادی و معنویاش را ندارد. این سنت، یک پیام روشن برای رزمندگانِ دارد: خداوند، میزانِ وفاداری و مجاهدتِ شما را با مترِ امکاناتِ خودتان میسنجد، نه با مترِ امکاناتِ دشمن.
🔷 ۲. تناسبِ وسع، فطرت و دوری از تَکلُّف: چرا خداوند تکلیفی خارج از توان نمیدهد؟ علامه طباطبایی (ره) در تحلیلی ژرف، این مسئله را به «فطرتِ انسان» پیوند میزنند. ایشان میفرمایند فطرتِ آدمی تنها به سمتِ کارهایی هدایت میشود که خداوند وسایلِ رسیدن به آن را فراهم کرده باشد. تکلیفِ سخت و طاقتفرسا، در واقع خروج از مسیر فطرت و ورود به وادیِ «تَکلُّف» است. به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) در قرآن میفرمایند:«وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ». راهِ جبهه حق، راهِ مقاومتِ فطرتی است که با ظرفیتهای انسان همخوانی دارد. در مقابل، جبهه باطل برای سرکوبِ این فطرتِ بیدارشده، مجبور است دست به «تکلف» و تقلاهای مصنوعی بزند؛ از پمپاژِ میلیاردها دلار سلاح تا سانسورِ جهانیِ اخبار. باطل در حالِ تحمیلِ باری بر دوشِ تاریخ است که با ساختارِ هستی سازگار نیست و همین تقلا، در نهایت او را از پای درخواهد آورد.
🔷 ۳. جریمهی ترکِ وسع؛ سقوط در درهی «اِصر»: سنتِ وُسع، در کنار آرامشی که میدهد، یک هشدارِ سهمگین نیز در دل خود دارد. اگرچه خداوند بیشتر از توانِ ما تکلیف نمیکند، اما اگر انسان همان مقدار تکلیفی را که در توانش هست انجام ندهد، مشمولِ عذاب یا «اِصر» خواهد شد.اگر ملتی توانِ دفاع از خود را داشته باشد، اما از روی ترس یا عافیتطلبی از این توان استفاده نکند، دچارِ ذلت، تسلطِ بیرحمانهی دشمن و تاوانهای تاریخیِ به مراتب دردناکتر از سختیِ جنگ خواهد شد. عدم استفاده از وُسعِ موجود، وُسعهای آینده را نیز میسوزاند.
🔷 ۴. تقاطعِ وسع و رزق؛ دیپلماسیِ ظرفیتها: یکی از شگفتانگیزترین ابعادِ این سنت، ارتباطِ تنگاتنگِ آن با «سنت رزق» است. خداوند، رزق مادی و به ویژه رزق معنوی را دقیقاً به تناسبِ ظرفیت انسانها عطا میکند. علامه طباطبایی در این باره تأکید دارند که سنتِ پروردگار، گشایش یا تنگیِ روزی بر اساس مصلحت و آگاهیِ او از حالِ بندگان است تا اعتدال حفظ شود.در میدانِ نبرد، ما شاهدِ تجلیِ «رزقِ معنویِ متناسب با وُسع» هستیم. چگونه مادری در غزه، پس از از دست دادنِ تمام اعضای خانوادهاش، با صلابتی ماورایی خداوند را شکر میگوید؟ زیرا او در کوره ابتلائات، «وُسع» و ظرفیتِ روحیِ خود را گسترش داده است و خداوند نیز به تناسبِ این ظرفیتِ عظیم، رزقِ معنویِ «صبر، یقین و سکینه» را بر قلبِ او نازل میکند. کسانی که ظرفیتِ درونی خود را بزرگ نکرده باشند، از درکِ این معارفِ عمیق در میانه بحران، کاملاً بیبهرهاند.
🔵 جمعبندی؛ عمل در محدوده مقدورات، اتصال به نامحدود: سنتِ «رعایت وُسع» به ما میآموزد که در جنگِ ارادهها، نیازی نیست نگرانِ کمبودِ عِده و عُده در برابر زرادخانههای دشمن باشیم. وظیفه ما تنها یک چیز است: به میدان آوردنِ تمامِ توانمندیِ موجود. هنگامی که جبهه حق تمامِ وُسعِ مادی و فکری خود را خالصانه به میدان بیاورد، از مرزِ تکالیفِ خود عبور کرده است؛ از اینجا به بعد، خداوند با سنتهای یاریگرِ خود کمبودهای مادی را جبران میکند.دشمن محاسباتش را روی داشتههای مادی ما تنظیم کرده است، اما نمیداند که به میدان آوردنِ نهایتِ وُسع، کلیدِ اتصالِ مقاومت به قدرتِ نامتناهیِ خداوند است.
✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#سنن_الهی
#یادداشت_نهم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفت شناسی دکارت
🔘 بخش اول
🔵 مسأله ای که در معرفت شناسی مطرح است، این است که معرفت عبارت از چیست؟، پاسخ پذیرفته ای که برای این پرسش وجود دارد این است که معرفت عبارت از باور صادق است ولی صرف باور صادق هم نیست، یعنی باید امر دیگری به باور صادق افزوده شود تا آن را تبدیل به معرفت کند، بنابراین مسأله این است که « چه چیزی را باید به باورهای صادق افزود تا آنها را تبدیل به معرفت کند؟ یکی از معروفترین پاسخ هایی که به این مسأله داده شده است به مبناگرایی معروف است.
🔵 بر طبق یک روایت از مبناگرایی (foundationalism) آنچه باور صادق را تبدیل به معرفت میکند کیفیت دلایلی است که به نفع آن اقامه میکنیم.همانطور که در حوزه اخلاق یک فعل در صورتی موجه است که اصول اخلاقی موید آن باشند، یک عقیده نیز در صورتی موجه است که اصول معرفتی موید قبول آن باشند. اما چنین روندی برای توجیه باورهای صادق چگونه است؟ این توجیه متکی به استدلال هایی بینه گرایانه است که خود بر بنیادهایی استوار اند که از آنها به باورهای پایه تعبیر میشود. این باورهای پایه باورهایی هستند که بدون هیچگونه ابتنا بر باورهای دیگر مورد اعتقاد ما قرار گرفته اند. پرسشی که در اینجا مطرح می شود، این است که اگر این باورها بر پایه استدلال مورد اعتقاد قرار نگرفته اند، این همه اعتبار خود را از کجا بدست میآورند ؟ پاسخ هایی که به این پرسش داده می شود، در دو دسته کلی قرار میگیرد.
🔵 یک دسته آنهایی است که معتقدند این باور های پایه فارغ از سیاق ها و ساختار های اجتماعی برای ما معتبر است و به عبارتی بی زمان و مکان اند و پاسخ های دیگر در اعتبار این باورها، سیاق ها و ساختار ها اجتماعی و تاریخی را نیز دخیل می دانند. کسانی که عقاید پایه را به صورتی فارغ از سیاق ها و ساختار های اجتماعی معتبر میدانند یا معتقدند عقاید پایه، عقایدی هستند که ابتدائا از طریق حواس یا درون نگری به دست آمده اند( که سنت تجربه گرایی امثال لاک و هیوم بر این نظر رفته است) یا لااقل برخی عقاید پایه را نتیجه شهود عقلی میدانند (که نظر امثال دکارت، اسپینوزا و لایب نیتس بر این است).
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
#معرفت_شناسی_دکارت
_ـ_ــ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: «اخلاق، روانشناسی و الهیاتِ هوش مصنوعی: واکاوی ایدهی تکینگی»
🔘 تأملی میانرشتهای در مرز شناخت، فناوری و الهیات
🔵 این کتاب تلاشی است برای فهم این پرسش بنیادین که با ظهور سامانههای هوشمند، تصویر ما از ذهن، انسان و امر الهی چه تغییری میکند. نویسندگان کتاب، با تکیه بر علوم شناختی، روانشناسی، فلسفه و الهیات، AI را نه صرفاً یک ابزار فنی، بلکه یک «چالش مفهومی» برای درک انسان از خود میدانند. این کتاب میپرسد: اگر «هوش»، «یادگیری» و حتی «تصمیمگیری اخلاقی» را بتوان به ماشینها سپرد، آیا مفاهیمی مانند روح، مسئولیت اخلاقی، اختیار و شباهت انسان به خدا همچنان همان معنا را خواهند داشت؟
🔵 در بخشهای نخست، کتاب نشان میدهد که بسیاری از بحثهای مربوط به AI، در واقع ادامهی پرسشهای کلاسیک علوم شناختیاند:آیا آگاهی چیزی فراتر از پردازش اطلاعات است؟ اگر یک سامانهی هوشمند بتواند تصمیم بگیرد، یاد بگیرد و حتی خطا کند، آیا میتوان از عاملیت اخلاقی آن سخن گفت؟ آیا خلقت موجودات هوشمند مصنوعی، تقلید از «آفرینش الهی» است؟
✍️ نویسندگان: John Senior ؛ Éva Gyarmathy
لینک کتاب
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_27542761477.pdf
حجم:
718.2K
✅ معرفی مقاله: بررسی پدیدارشناسی در فیزیک کوانتومی و حکمت صدرایی
🔵 تفسیر کپنهاگی فیزیک کوانتومی متأثر از مبانی فلسفی پدیدارشناختی، با دوگانهانگاری پدیده و پدیدار، پدیدارشناسی فیزیک کوانتومی را مطرح کرد که حاصل آن نیز ذاتی بودن شانس و احتمال حاکم بر طبیعت است. لذا نتایج آزمایشهای مربوط به ذرات کوانتومی غیرخوش تعریف همانند الکترون و فوتون، در هر آزمایش امکان تفاوت دارد.
🔵 از سوی دیگر، نظام حکمت صدرایی با توجه به مبانی فلسفی موجود در حکمت، همانند نفی صدفه و علتمند بودن پدیدهها در جهان هستی، توانایی ارائه تفسیر واقعگرایانه و علی از مشاهدات فیزیک کوانتومی را دارد. از این رو ضرورت دارد ضمن بیان رویکرد پدیدارشناسانه فیزیک کوانتومی در توصیف احتمال ذاتی و عدم تعین حاکم بر طبیعت، تفاوت بنیادین آن با مبانی حکمت متعالیه بیان گردد.
🔵 براساس یافتههای این پژوهش، شانس و احتمال ذاتی حاکم بر طبیعت نیست و میتوان از تجربیات کوانتومی توصیف علی و واقعگرایانه ارائه کرد. به عبارت دیگر تفاوت پدیدارها در تکرار آزمایش مشابه از پدیده معین، حتی در سطح تک ذرهها، تابع روابط علی است. در این نوشتار دادهها به صورت کتابخانهای جمعآوری و به صورت توصیفی - تحلیلی بررسی میگردد. چشمانداز آن نیز پیامدهای فلسفی هر یک از تفاسیر فیزیک کوانتومی همانند طرد یا پذیرش واقع گرایی است
✍️ نویسندگان: سیدامیر سخاوتیان، حمید پارسانیا، مسعود عبداله زاده
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ شلاق نقد داوری اردکانی بر تن عقل و اخلاق منزوی در ایران
🔘 مقام فلسفه در ایران ( فلسفهای که عقل عملی ندارد، بود و نبودش یکی است): محتوای این مطلب به بررسی نقدهای دکتر اردکانی بر مفاهیم بنیادین اخلاقی و عملی در ایران میپردازد. این محتوا با استناد به آثار اردکانی، بر شکاف میان «تن» و «عقل» در جامعه ایران تأکید میکند و معتقد است این دوگانگی منجر به چالشهای اخلاقی و عملی متعددی شده است.
🔵 پیام اخیر رضا داوری اردکانی، فیلسوف و رئیس پیشین فرهنگستان علوم، به همایش «مقام فلسفه در دوره تاریخ ایران اسلامی»، یک بازخوانی انتقادی، شجاعانه و تبارشناسانه از مسیر هزارساله تفکر فلسفی در ایران است. داوری با به چالش کشیدن نظام آموزش رسمی، تأکید میکند که تفکر فلسفی آموختنی نیست و تقلیل آن به «بهشتِ دلایل و براهین انتزاعی»، فلسفه را از رسالت اصیل خود که فهم وضعیت تاریخی انسان و پیوند با «مدینه انسانی» است، دور میسازد.
🔵 «تفکر فلسفی» آموختنی نیست!: رضا داوری اردکانی پیام خود را با اشاره به پرسشی آغاز کرد که به گفته خودش سراسر عمر با او همراه بوده است؛ پرسشی درباره چیستی تفکر و نسبت انسان با آن: «همه عمر من با این پرسش گذشته است که تفکر چیست و انسان شرف راهیابی به تفکر را از کجا یافته و چرا این شرف به او اختصاص دارد؟ فلسفه، صورتی از تفکر است که در آن از چیستی موجودات و چرایی وجود آنها بحث میشود و این بحث در تاریخ با طرح و ترتیب اصول و قواعد، نظم علمی پیدا کرده و فلسفه صورت علم آموختنی یافته است اما تفکر فلسفی را نمیتوان آموخت.»
🔵 فلسفه، علم انتزاعی نیست: داوری سپس به موضوع اصلی پیام خود یعنی «تأسیس فلسفه در دوره اسلامی» پرداخت؛ موضوعی که سالها در آثار او محل بحث بوده است. او تأکید کرد که منظورش از طرح این بحث، بزرگداشت یا مباهات تاریخی نبوده، بلکه کوشیده است نحوه ورود فلسفه به جهان اسلامی و جایگاه آن را در فرهنگ ایرانی توضیح دهد: «من اگر از تأسیس فلسفه دوره اسلامی گفتم قصدم این بود که نحوه ورود و جایگاه فلسفه در بخشی از جهان اسلامی را بشناسم و نشان دهم و بگویم فلسفه یک علم انتزاعی صرف نیست، بلکه با زندگی و تاریخ ارتباط دارد یا لااقل مایل به این ارتباط است.»
🔵در سنت فلسفی ایران «عقل عملی» تضعیف شده است: بخش مهم و انتقادی پیام داوری اردکانی به نسبت فلسفه اسلامی با «اخلاق»، «سیاست» و «عقل عملی» اختصاص داشت. او معتقد است که در طرح فارابی، اگرچه فلسفه جایگاهی ممتاز یافت، اما در همان حال «خرد عملی» به حاشیه رانده شد و اخلاق و سیاست در سنت فلسفی پس از او، کمرنگ ماند. به تعبیر او، «متأسفانه در طرح فارابی خرد عملی و اخلاق و سیاست اندکی پوشیده شد و هرچند عقل نظری مطلق انگاشته نشد، عقل عملی تا حد مقبولات و مشهورات تنزل پیدا کرد. فلسفهای که با فرهنگ و اخلاق و سیاست و نظم زندگی در تناسب و هماهنگی نباشد، بود و نبودش یکی است. چیزی که به آن نیاز نداریم بهتر است که نباشد.»
🔵 چرا فلسفه به «درسی بیرونق» بدل شده است: او در پایان گفت که فلسفه، دانشی صرفاً آموزشی یا مجموعهای از محفوظات نظری نیست، بلکه نحوهای از آگاهی تاریخی است که باید بتواند نسبت انسان را با جهانش آشکار کند. داوری اردکانی در فراز پایانی پیام خود گفت: «فلسفه اگر در این اواخر به درس بیرونقی مبدل شده است تا دو قرن گذشته چندان غریب نبوده و جایگاهی در تاریخ و زندگی مردم داشته است. فلسفه گزارش و بیان نسبت وجود آدمی با عالم خویش است و اگر از عهده آگاهسازی مردمان از وضع عالم تاریخیشان برنیاید دیگر نمیتوان آن را تفکر دانست، هر چند که شباهتی با تفکر دارد.»
🔵 نکات کلیدی این پیام:
🔷 دوگانگی تن و عقل: این پیام به چگونگی جدایی و تضاد میان جنبههای فیزیکی و عقلی وجود انسان در فرهنگ ایرانی اشاره دارد و پیامدهای آن را در زندگی روزمره بررسی میکند.
🔷 چالشهای اخلاقی و عملی: اردکانی، نشان میدهد که چگونه این دوگانگی، ریشهی بسیاری از معضلات اخلاقی و رفتاری در جامعه است.
🔷 نقد بر داوری: بخش «نقد داوری» به معنای ارزیابی و قضاوت در مورد مسائل اخلاقی و عملی است که در این پیام مورد توجه قرار گرفته و رویکرد اردکانی در این زمینه تشریح میشود.
🔷 اخلاق محوری: این پیام بر اهمیت بازنگری در مبانی اخلاقی و تلاش برای ایجاد وحدت میان تن و عقل برای رسیدن به یک جامعه سالمتر و بالندهتر تأکید دارد.
🔵 این پیام با نگاهی عمیق به مسائل فلسفی و اجتماعی، تحلیلی تازه از وضعیت اخلاقی و عملی در ایران ارائه میدهد و خواننده را به تفکر دربارهی این شکاف بنیادین دعوت میکند.
🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇
لینک مطلب
_ـ_ــ_ـ_
#چکیده_سایت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ فراخوان جشنواره: نوآرایی ایران تمدنی
🔹بخش اول: روایت سامان و سازمان
📚 موضوعات قابل ارسال:
۱. تجربهنگاری پایداری ایرانیان
۲. روایتهایی از همبستگی، مقاومت و بازآفرینی
۳. بازخوانی ایران در گذار از متابعت به نوآرایی
۴. وحدت در کثرت؛ روایت ایران امروز
۵. بازشناسی ایران تمدنی در متن زندگی معاصر
۶. از پایداری تا بازآرایی؛ روایت مردم ایران
۷. روایتهای مردمی از سامان اجتماعی ایران
۸. تجربههای زیسته از همدلی و سازمانیافتگی
۹. ایران؛ سرزمین تنوع، پیوستگی و پایداری
۱۰. بازتاب کنش نخبگانی در ایام بحران جنگ
👤 مخاطبان جشنواره: فعالین جهادی و فرهنگی
📑 شرایط شرکت در جشنواره: شرکت در درسگفتار فرم های تجربه نگاری
⏳تاریخ آغاز ثبت نام: ۱ خرداد ماه
⌛️پایان ارسال آثار: ۳۱ تیر ماه
⏱️زمان اعلام نتایج: ۲۰ مرداد ماه
📱 ثبتنام و اطلاعات بیشتر
📂 قالب آثار:
- تجربهنگاری
- موردپژوهی
- گزارش صوتی
- گزارش تصویری
📲 نحوه ارسال آثار
#ایران_اسلامی
#علوم_انسانی_اسلامی
#نوآرایی_ایران_تمدنی
#تجربه_نگاری
#پایداری_ایرانیان
#هویت_ایرانی_اسلامی
_ــ_ـ_
#خبر
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ افقی نو در تاریخ علم (علوم اختری)
🔵 در اکتبر ۲۰۲۴، دکتر حمید بهلول، فارغالتحصیل پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران و پژوهشگر پسادکترای گروه تحقیقاتی ماکس پلانک، به ارجاعی از یک نسخه خطی کتاب صور الکواکب عبدالرحمان صوفی (نگارش در حدود ۹۶۴ میلادی) دست یافت. این اثر درخشان تاریخ نجوم دوره اسلامی، پیشتر در کتابخانه اوقاف عامه در موصل عراق نگهداری میشد؛ اما در هیچیک از اسناد، نامی از کاتب یا تاریخ کتابت آن به میان نیامده بود.
🔵 دستیابی به اسکن یا تصاویر نسخ خطی در کتابخانههای اروپا، آمریکا، ایران یا ترکیه معمولاً ممکن است، اما در کشورهای جنگزدهای چون عراق، سوریه و افغانستان وضع بهکلی متفاوت است. کتابخانه اوقاف عامه موصل با بیش از ۵٬۰۰۰ نسخه خطی، در دوران اشغال داعش (۲۰۱۴–۲۰۱۷) بهطور کامل سوزانده و نابود شد. در چنین شرایطی، این نسخه چگونه میتوانست رازهای خود را آشکار کند؟
🔵 خوشبختانه فهرست مکتوب آن کتابخانه همچنان پابرجا بود و نویسنده آن، اطلاعاتی پایه به همراه تصویری از صفحه پایانی (انجامه یا همان کلوفون) کتاب ارائه داده بود. دکتر بهلول با تکیه بر همین تکتصویر، نه تنها موفق به شناسایی کاتب نسخه شد، بلکه جزئیات مهمی از تاریخ کتابآرایی برای خزانه الغبیگ —سلطان، ریاضیدان و ستارهشناس سده پانزدهم تیموری— کشف کرد. رصدخانه الغبیگ در سمرقند، امروزه همچنان به عنوان نمادی از شکوه علوم اختری در جوامع اسلامی سرپا است.
🔵 دکتر بهلول در این پژوهش رویکردی نو اتخاذ کرده است؛ او به جای تمرکز صرف بر متن اصلی، به سراغ حاشیهنویسیها، تعلیقات و یادداشتهای انجامه رفته است. خواندن این حواشی نه تنها دادههای ریاضی و نجومی ارزشمندی به دست میدهد، بلکه متون علمی را «بافتمند» میکند. حواشی به ما میگویند متن در چه جغرافیا و شرایطی خوانده یا نسخه برداری شده است و حتی پرده از وقایع محلی نظیر طاعون و زمینلرزه برمیدارند.بررسی این تعلیقات نادیده گرفته شده، شبکههای خانوادگی منجمان در دربارهای تیموری را آشکار کرد. برای نمونه، مشخص شد که علاوه بر غیاثالدین جمشید کاشانی (درگذشته ۱۴۲۹ میلادی)، اعضای خانواده او نیز در تدوین زیج الغبیگ نقشی کلیدی داشتهاند. یادداشت حاشیهای معینالدین کاشی (کاتب قدیمیترین نسخه موجود اثر) نشان میدهد که جمشید کاشی پیش از دعوت به سمرقند در سال ۱۴۲۲، به حاکمی محلی به نام کمالالدین محمود خدمت میکرده که این رابطه با تلخی پایان یافته است. او سپس تا سال ۱۴۰۹ به دربار شاهزاده اسکندر در شیراز و اصفهان رفت و تا سال ۱۴۱۴ با دو اختربین درباری دیگر رقابتی شدید داشت. این حواشی حتی نشان میدهند که او نوهای همنام خود (جمشید) داشته که در اردستان کاشان متولد شده بود.
🔵 یافتههای دکتر بهلول نشان میدهد که پیوندهای خویشاوندی و شبکههای خانوادگی، نقشی اساسی در سازوکار دعوت از دانشمندان به دربارها داشته است. نکته مهم دیگر، اصلاح مرزبندیهای مدرن ماست؛ امروزه ما علوم سماوی را به دو بخش اخترشناسی (نجوم) و اخترگویی (طالعبینی) تقسیم میکنیم، اما در سده پانزدهم چنین مرزی وجود نداشت؛ همان دستهایی که میل سیارات را محاسبه میکردند، سرنوشت پادشاهان را نیز از روی ستارگان میخواندند. در این جهان علمی، پیشگویی و دقت ریاضی، هنری واحد و درهمتنیده بودند. در مجموعه نسخههای خطی فارسی، احکام نجومی و محاسبات زایچه (هورسکوپ) در کنار جداول دقیق ریاضی قرار دارند. در آن دوران، فرهنگ «ثبت سرنوشت» چنان رایج بود که تقریباً هر شخصیت مهم درباری یا سلطنتی، یک «دفتر تولد» (Nativity) داشت که موقعیت دقیق سیارات را در لحظه تولد او ثبت میکرد.
🔵 وقتی حواشی را همپای متن اصلی جدی میگیریم، تاریخ دیگری از علوم اختری پدیدار میشود. نامها، تاریخها و یادداشتهای سریع کناره صفحات، صرفاً تفسیر متن نیستند، بلکه «سنت عملی» و زنده دانشمندان را ثبت کردهاند. پژوهش بر روی این حواشی کمتردیده شده، راه را برای فهم چگونگی رونق اخترگویی در دربار تیموری هموار میکند و تصویری از روال روزمره، فعالیت دانشمندان و کاربرد روزمره دانش آسمانی را نشان میدهد که معمولاً در رسالههای رسمی سانسور یا حذف میشدند. هنوز رسالههای خطی بیشماری در قفسه کتابخانهها منتظر بررسی هستند؛ موادی حیاتی برای درک جوامع گذشته. کنایه ظریف تاریخ در این است که به لطف کار دقیق مورخانی چون بهلول، هرچه از جهان تیموری دورتر میشویم، جزئیات آن با وضوح بیشتری در برابرمان جان میگیرند.
🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇
لینک مطلب
_ــ_ـ_
#چکیده_سایت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ بازخوانی فلسفه الهی از منظر حضرت علی (ع)
🔵 حضرت علی (ع)، نه تنها به عنوان یک رهبر سیاسی و نظامی شناخته می شود، بلکه به عنوان یک فیلسوف الهی نیز جایگاه ویژه ای دارد. فلسفه الهی حضرت علی (ع) تبلوری از دانش عمیق و بصیرت الهی است که در کلام و رفتار ایشان به وضوح مشاهده می شود. این فلسفه الهی با تبیین دقیق موضوعات مرتبط با مبدأ و معاد جهان، وحی، نبوت و اصل علیّت، نقش بسزایی در شکل گیری و توسعه تفکر اسلامی و الهی داشته است. در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف فلسفه الهی حضرت علی (ع) پرداخته می شود تا نشان داده شود چگونه ایشان با درک عمیق و شهود بی نظیر خود، مفاهیم پیچیده و عمیق الهی را به زبانی شیوا بیان کرده اند.
🔵 حضرت علی (ع) و فلسفه الهی نظری: اگر فلسفه را این چنین تفسیر كرده اند كه «صیرورة الإنسان عالما عقلیّا مضاهیا للعالم العینی»، پس حضرت علی (ع) یك فیلسوف الهی است، زیرا هم درباره مبدأ جهان سخن گفته و هم پایان جهان را مورد نظر و تشریح قرار داده است. آن چنان عالمانه در این باره سخن می گوید كه احدی در جهان فلسفه این گونه سخن نگفته است. دانش عمیق و الهی حضرت علی (ع) درباره مبدأ و معاد و هستی و نیستی جهان طبیعت، آن چنان گسترده است كه از او فیلسوفی به تمام معنی، بصیر ساخته است. او خود پیرامون علم خویش بر مبدأ جهان هستی می فرماید: «ما كنت أعبد ربّا لم أره»، من نه تنها خدا را می شناسم، بلكه معبود خویش را با چشم جانم «می بینم» و هرگز خدای نادیده را نپرستیده ام.و درباره حقیقت عالم و پایان جهان چنین می گوید: «لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا» كه مردم همه در خواب غفلت اند و چون مرگشان فرا رسد بیدار می شوند «النّاس نیام و إذا ماتوا انتبهوا». اگر پرده های وجودی عالم طبیعت را نیز به كناری زده شود، ذرّه ای بر یقین حضرت علی (ع) نسبت به حقیقت هستی و كنه فلسفه آفرینش افزوده نمی شود، چرا كه برای او غطایی و حجابی وجود ندارد.
🔵 اصل علیّت در تفكّر علوی: از جمله اساسی ترین پایه های فلسفه اسلامی «اصل علیّت» است كه در واقع ما در تمامی قوانین و تفكّرات بشری است. در نهج البلاغه خطبه ای است كه سید رضی، به بلندای محتوای آن اقرار كرده و می گوید، مضمون این خطبه در دیگر خطبه ها نیست. این خطبه كه از عمیق ترین مسائل فلسفه الهی مشحون است، با حمد خداوند آغاز می گردد و سپس چنین ادامه می دهد: «كلّ معروف بنفسه مصنوع و كلّ قائم فی سواه معلول». هر آنچه كه قابل شناخت است و می توان آن را با علم حصولی حكیم و با علم شهودی عارف یافت، او دیگر «صانع» نمی تواند باشد، بلكه یك «مصنوع» است. هر چه كه به دانش قابل دسترسی است (خواه از روزنه برهان، خواه از دریچه عرفان)، او «مصنوع» است نه «صانع». زیرا صانعی كه خود «فكر» و «متفكّر» و «تفكّر» را آفرید و به تعبیر ظریف عارف شبستر: «بنام آنكه جان را فكرت آموخت» آن خدا «محاط» علم هیچ حكیمی نمی شود و اگر شهود عارف است، شاهد و شهود را «او» ساخته است و هرگز سازنده شاهد، مشهود او نخواهد شد (كلّ معروف بنفسه مصنوع)....
🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇
لینک مطلب
_ــ_ـ_
#چکیده_سایت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute