✅ چرا برخی دانشجویان رشد میکنند و برخی متوقف میشوند؟
🔵 یکی از پرسشهای مهم در آموزش این است که چرا دو دانشجو با امکانات نسبتاً مشابه، نتایج کاملاً متفاوتی به دست میآورند؟
از منظر حکمت متعالیه، پاسخ این پرسش را باید در موانع رشد وجودی جستجو کرد.
🔷 نخستین مانع، نداشتن غایت روشن است: بسیاری از دانشجویان نمیدانند چرا درس میخوانند. وقتی مقصد روشن نباشد، انرژی انسان در مسیرهای مختلف پراکنده میشود و اراده قدرت تمرکز خود را از دست میدهد.
🔷 دومین مانع، فاصله میان دانستن و عمل کردن است: بیشتر دانشجویان میدانند که باید برنامهریزی کنند، مطالعه منظم داشته باشند و از زمان خود به خوبی استفاده کنند؛ اما این دانستن همیشه به عمل منجر نمیشود. از نگاه ملاصدرا، رشد واقعی زمانی آغاز میشود که شکاف میان آگاهی و رفتار کاهش پیدا کند.
🔷 سومین مانع، شکلگیری عادتهای منفی است: تعلل، بینظمی، به تعویق انداختن کارها و وابستگی به انگیزههای لحظهای، به تدریج به بخشی از شخصیت فرد تبدیل میشوند. در این مرحله، مسئله فقط یک رفتار نادرست نیست؛ بلکه ساختار شخصیت در حال شکلگیری است.
🔷 چهارمین مانع، فقدان خودآگاهی است: بسیاری از افراد علت واقعی مشکلات خود را نمیشناسند. شکستها را به شرایط بیرونی نسبت میدهند و فرصت اصلاح خویش را از دست میدهند. به همین دلیل، محاسبه نفس و بازاندیشی مستمر در عملکرد، یکی از ارکان مهم رشد در سنت اسلامی است.
🔷اما شاید مهمترین مانع، بحران هویت باشد: وقتی دانشجو دائماً با خود تکرار میکند: «من آدم منظمی نیستم.» «من استعداد کافی ندارم.» «من هیچوقت موفق نمیشوم.»
به تدریج این تصویر ذهنی به بخشی از هویت او تبدیل میشود.
🔵 در مقابل، رشد زمانی آغاز میشود که فرد خود را موجودی در حال شدن و تحول ببیند. این دقیقاً همان چیزی است که ملاصدرا بر آن تأکید میکند: انسان موجودی ثابت نیست؛ بلکه حقیقتی است که پیوسته در حال حرکت و تکامل است.
🔵 بر همین اساس، شاید بتوان مهمترین معیار موفقیت دانشجو را نه معدل و نه مدرک، بلکه این پرسش دانست: «آیا امروز نسبت به گذشته انسانی آگاهتر، منظمتر، مسئولیتپذیرتر و توانمندتر شدهام؟»
اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، فرایند رشد آغاز شده است؛ همان رشدی که ملاصدرا از آن با عنوان حرکت از نقص به کمال و اشتداد وجودی یاد میکند.
✍️ خانم زهرا گودرزی (مدرس و دانش آموخته فلسفه)
👈 یادداشت قبلی
#نظام_آموزشی
#حکمت_متعالیه
#یادداشت_سوم
ـ_ــ_ـ_ـ
#یادداشت_دریافتی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ مناظرهها در بابِ اسلام و زیستشناسی تکاملی
🔘 توصیف خدا از زبان علم و دین (بخش دوم )
👤 استاد حسین کامکار (روحانی و دارای تحصیلات حوزوی، فارغ التحصیل مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، دارای مدال طلای کشوری المپیاد فیزیک، کارشناسی ارشد علم و دین از دانشگاه شهید بهشتی)
👤 دکتر بنیامین فراهانی( پزشک، معلم المپیاد، دارنده مدال برنز المپیاد زیست شناسی)
#مناظره
#اسلام_زیستشناسی_تکاملی
#علم_دین
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#مناظره
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ فصلنامه حکمت اسلامی (۴۹) منتشر شد
▫️سوبژکتیویسم عرفانی یا شهود سوبژه؛ چیستی، امکان و اعتبار / محمد حسینزاده یزدی
▫️صورتبندی فلسفی نظریه «ولایت» از منظر شهید آیتالله العظمی خامنهای / علیرضا ملااحمدی
▫️نسبت علم و وجود ذهنی از دیدگاه آیتالله جوادی آملی / مهدی احمدی، محمد رضاپور
▫️تبیین نظریه ابنسینا درباره حقیقت وحی و نقد و بررسی آن با رویکرد حکمت متعالیه / مهدی بابایی المشیری، محمد نجفی
▫️نقد و بررسی دیدگاه شیخ اشراق در باب تصورات و تعریفات / محمدطاهر کریمی
▫️رویکردی فضیلتنگر به فرایند اجتهاد / علی نهاوندی، محمدمهدی سعیدی، مهدی شکری
▫️بررسی انتقادات خونجی بر ابنسینا در باب إنتاج صغرای ممکن در شکل اول / رحمتالله رضایی
▫️هویت مبادی حکمت عملی در نسبت با موضوع و مسائل این علم از نگاه فارابی / محمدعلی نوری
▫️تحلیل اهمّ واژگان کلیدی در هوش مصنوعی و علمالنفس فلسفی / سید محمد قاضوی، سیدمهدی قاضوی
▫️سیر تطور مسئلۀ توحید در دیدگاه بوعلیسینا و علامه طباطبایی / محمدرضا ارشادینیا
🌐 فصلنامه حکمت اسلامی ۴۷ و ۴۸ و ۴۹
https://hekmateislami.com/publications/faslnamehekmat
_ـ_ــ_ـ_
#خبر
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ فلسفه زمان
🔘 بخش اول
🔵 یکی از دیدگاه ها در مورد زمان را میشود دیدگاه دینامیک( پویا) از زمان یا نظریه زمان مند از زمان نام گذاری کرد. بر اساس این دیدگاه، لحظات زمان، به شکل گذشته، حال و آینده ترتیب بندی می شوند، و این مسائل از جنبه های واقعی و عینی جهان واقعی ماست.
🔵 گذشته دیگر سپری شده و وجود ندارد،و زمان حال واقعیست، آینده هنوز نیامده و واقعیت ندارد. اینچنین نیست که آینده، در ادامه مسیر منتظر ما باشد تا برویم و به آن برسیم ( منظورش این است که آینده یک چیز مشخص و تعیین شده نیست) آینده فقط یک چیز بالقوه است..
👤 ویلیام لین کریگ (فیلسوف و الهیدان)
_ـ_ــ_ـ_
#مصاحبه
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ چشم اندازی به فلسفه علم
🔘 سه دیدگاه کلاسیک درباره ماهیت علم ( بخش دوم)
🔵 در مقابل تجربه گرایی، رویکرد عقل گرایی قرار دارد که طبق نظر طرفداران آن موفقیت نظریات علمی مرهون اصول بدیهی و عقلی است که در آنها به کار رفته است. تجربه هر چند منبعی اولیه برای شکل دهی معرفت است، تنها منبع آن نیست. تجربه امری متغیر و وابسته_ به _ فرد است، در حالیکه معرفت مستقل _ از _ فرد،ضروری و مستقل از زمان و مکان است. چنین ویژگیهایی تنها در ریاضیات و سایر علومی که از بدیهیات عقلی استنتاج می شوند یافت شدنی اند. تردیدی در آنچه عقل به درستی آن حکم می کند نیست و بنابراین علم باید بر پایه اصول عقلانی که مورد قبول همگان اند بنیاد نهاده شود. چنین اصولی بدیهی، ضروری و کلی اند و پشتوانه معرفت علمی قرار می گیرند. تجربه در بسیاری از موارد گمراه کننده است. همه ما حرکت آشکار خورشید را در آسمان به دور زمین دیده ایم، اما حقیقت چیز دیگری است.
🔵 رنه دکارت، فیلسوف مشهور فرانسوی، از مهمترین مدافعان این مکتب بوده است. وی اعتقاد داشت که ساختار جهان را می توان با توسل به قوه عقل درک نمود، حتی قوانین بنیادی عالم با نور عقل قابل کشف اند. برای نمونه، قانون بقای ماده قانونی است که با صرف تأمل عقلی کشف میشود و البته چنین قانونی ضروری نیز هست. ریاضیات نزد عقل گرایان دانشی است که بر پایه اصول عقلانی و بدیهی بنا شده است. بنابراین، دقت و قوت علوم به میزان ریاضیاتی است که در آنها به کار رفته است. هر اندازه علمی از ریاضیات بیشتری استفاده کند، دقیق تر و محکم تر خواهد بود. طبق ایده آل عقل گرایان، علم تجربی نیز باید مانند هندسه اقلیدسی از مجموعه کوچک و درستی از اصول که عقل درستی و بداهت آنها را تأیید کرده است آغاز شود و آنگاه تمام نتایج و دستاوردهای علم از دل این اصول، به کمک قواعد منطقی، استنتاج شوند.
🔵 نقدهای فراوانی بر عقل گرایی وارد شده است و یکی از آنها از قضا سرشتی تجربی و مشاهداتی دارد.تولد زیست شناسی به عنوان دانشی چشمگیر در تبیین و توصیف جهان خارج، عقل گرایی را با چالشهای مهمی رو به رو کرده است.
📚 منبع: کتاب، آشنایی با فلسفه علم، نوشته حسین شیخ رضایی و امیر احسان کرباسی زاده
👈 یادداشت قبلی
_ـ_ــ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
10.22070_nic.2018.788.pdf
حجم:
234.4K
✅ معرفی مقاله: تبیین الگوی مفهومی نقشآفرینی زنان در تحقق تمدن نوین اسلامی
🔵 در طول تاریخ زنان عناصری موثر در تغییر ارزشها، باورها و رفتارهای جامعه دانسته شده و میشوند. زن به واسطه جایگاه تربیتی اش، محور کلیدی خانواده است و خانواده به عنوان مهمترین عنصر نظام اجتماعی و هسته بنیادین تحولات آن، نهاد فعال جامعهساز تلقی میشود؛ بنابراین زن در خانواده نقش بیبدیلی در انتقال تکاملگرایی به افراد خانواده و با واسطه به جامعه ایفا مینماید.
🔵 انقلاب اسلامی به عنوان نقطه عطف تاریخ تکامل اجتماعی و طلیعه تمدن اسلامی به شمار میرود و ظرفیتسازی و زمینه سازی برای ایجاد تمدن اسلامی است. این مهم از طریق پیریزی کلیه مناسبات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی مبتنی بر مبانی اسلامی و با توجه ویژه به موضوع زنان و خانواده محقق میشود.
🔵 براین اساس، هدف اصلی این تحقیق بررسی چگونگی نقشآفرینی زنان در ایجاد تمدن نوین اسلامیاز طریق استخراج و طراحی الگوی نقشآفرینی زنان در این تمدن است؛ لذا با استفاده از روش تحلیل مفهومی و سپس الگویابی روشن میشود که شکوفایی تمدن اسلامی از مسیر گسترش بیداری در عالم، بواسطه ارادههای انسانی محقق میشود.
🔵 این پژوهش با ارائه مدل نقشآفرینی زنان در تمدن اسلامی، چیستی این نقشآفرینی را تحلیل مفهومی نموده و بوسیله آن چگونگی ایفای نقش زنان در ایجاد تمدن اسلامی را الگویابی و تبیین میکند.
✍️ نویسندگان: زینب یاسری، نفیسه اخوان نیلچی
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ بررسی مقایسهای بین دو نظریه حیات (تولد) در نگاه حکما و (سوپ بنیادین) در نگاه علم مدرن
🔵 مسئله منشأ حیات همواره مرز مشترک علم و فلسفه بوده است. در حالی که قرن بیستم با آزمایشهای «میلر-یوری» و نظریه «سوپ بنیادین» اپارین و هالدین شناخته میشود، بررسی متون کهن نشان میدهد که منطق بنیادین این نظریات، قرنها پیش در آرای حکمای بزرگی چون ارسطو، ابوعلی سینا و ابنرشد تحت عنوان «نظریه تولد» وجود داشته است. در این یادداشت به صورت مجزا به دو نظریه پرداخته میشود، سپس اشتراکات و نتیجهگیری مطرح خواهد شد.
🔵 بخش اول: نظریه تولد
نظریه «تولد» در طب و طبیعیات قدیم به معنای پیدایش موجود زنده از امتزاج مواد، بدون نیاز به والدین یا زاد و ولد (توالد) است. مبانی اصلی این نظریه به شرح زیر است:
🔷 امتزاج عناصر چهارگانه: موجودات زنده (اعم از گیاه و حیوان) از ترکیب تدریجی اجزای ارضی (خاک) و مائی (آب) ساخته میشوند که با حرارت و هوا مخلوط شدهاند. این فرآیند «استحاله» نام دارد که طی آن ماده از یک جوهر پست به جوهری بالاتر تبدیل میشود.منطق تدریج و استعداد ماده: ظرافت اصلی نظریه حکما در تفکیک میان «آمادهسازی مادی» و «ظهور حیات» نهفته است:
🔶 استحاله (فرآیند تدریجی): آمادهسازی ماده، فرآیندی زمانمند و تدریجی است که طی آن کیفیات ماده (مانند گرمی، سردی و رطوبت) تغییر میکند تا به «استعداد» و پختگی (نضج) لازم برسد. در این مرحله که «استحاله» نام دارد، اساس و جوهر شیء هنوز ثابت است.
🔶 کون (جهش دفعی): به محض اینکه ماده مستعد شد، لحظه ظهور حیات فرا میرسد که حکما آن را «کون» مینامند. برخلاف استحاله، «کون» امری آنی و دفعی (خلقالساعه) است که در آن جوهر پست به جوهری بالاتر تبدیل شده و صورت حیات بر ماده افاضه میگردد. این دقیقاً مشابه تبدیل مولکولهای بیجان به اولین سیستمهای خود-سازمانده در علم نوین است.
🔷 نقش عفونت و فساد: در بسیاری از موارد، تعفن و فساد مواد رطوبی تحت تأثیر حرارت، راهی برای خلع صورت قبلی و آمادهسازی ماده برای پذیرش صورت حیوانی جدید (مانند پیدایش مگس از گوشت فاسد یا کرم از سرکه) تلقی میشد. در این نگاه، فساد به معنای نابودی نیست بلکه بازگشت ماده به اصل عنصری برای پذیرش صورتی نو است.
🔷 عوامل محرک سماوی: حکما معتقد بودند که حرارت خورشید و بهویژه تأثیرات قمر (ماه) بر رطوبت زمین، نقش حیاتی در تکوین و امتزاج عناصر دارند. برای تولد یک موجود، باید پیکربندی و تشکل نادری در افلاک رخ دهد.
🔷 افاضه جان (نفس): هنگامی که ماده به کمال استعداد رسید، نوبت به مرحله «دفعی» میرسد؛ جایی که «واهبالصور» (بخشنده صورتها) یا عقل فعال، صورت حیات یا «نفس» را بر ماده مستعد افاضه میکند.
🔵 بخش دوم: نظریه سوپ بنیادین
نظریه سوپ بنیادین در قرن بیستم توسط اپارین و هالدین بنا شد و امروزه با یافتههای نوین بیوشیمیایی بازتعریف شده است:
🔷 تکامل شیمیایی تدریجی: این نظریه بر این باور است که در شرایط زمین باستان، مولکولهای ساده معدنی تحت انرژیهای محیطی (صاعقه، UV و حرارت آتشفشانی) طی یک فرآیند خودسازمانده به آمینواسیدها و تکپارههای آلی تبدیل شدند.
🔷 گذار از مدل کلاسیک به مدلهای محصور: علم مدرن امروزه مدل «اقیانوس جهانی رقیق» را به دلیل پارادوکس غلظت رد کرده و بر «سوپهای محلی» تمرکز دارد. این سوپها در محیطهایی مانند برکههای گرم کوچک یا تالابهای جزرومدی شکل گرفتهاند که چرخههای خشک و تر شدن باعث تمرکز و پلیمریزاسیون مولکولها میشود.
🔷 نقش کاتالیزورهای معدنی: امروزه تأکید زیادی بر نقش سطوح معدنی (مانند رس، سیلیکا و شیشههای بوروسیلیکاتی) به عنوان کاتالیزور برای تشکیل اولین غشاهای سلولی و پلیمرهای اطلاعاتی وجود دارد.
🔷 متابولیسم و انرژی: برخلاف مدلهای قدیمی، تمرکز فعلی بر بیوانرژتیک است؛ یعنی حیات احتمالاً از گرادیانهای الکتروشیمیایی در منافذ صخرههای اعماق اقیانوس (دریچههای هیدروترمال قلیایی) آغاز شده است که شباهت زیادی به سازوکار انرژی در سلولهای امروزی دارد.
🔵 اشتراکات بنیادین دو نظریه: علیرغم تفاوت در زبان (شیمی آلی در برابر عناصر اربعه) و ابزار، این دو دیدگاه در لایههای زیرین شباهتهای شگفتآوری دارند:
🔶 ۱. وحدت در ریشه: هر دو نظریه بر این اصل توافق دارند که حیات میتواند و بایستی در مقطعی از تاریخ زمین، از دل مواد غیرزنده یا امتزاج معتدل موارد و بر اثر واکنشهای طبیعی ماده پدید آمده باشد.
🔶 ۲. فرآیند آمادهسازی تدریجی: آنچه حکما «امتزاج تدریجی عناصر برای رسیدن به استعداد» مینامیدند، در علم مدرن تحت عنوان «تکامل شیمیایی و پلیمریزاسیون گامبهگام مولکولی» شناخته میشود. هر دو بر این باورند که ماده باید مراحل نضج و پیچیدگی را طی کند تا مستعد حیات شود.
🔶 ۳. تأثیر مشترک ماه: در هر دو نظریه، ماه یک بازیگر کلیدی است؛ در نظریه تولد به عنوان مدبر رطوبت و ماده زمینی و در علم مدرن به عنوان عامل ایجاد جزرومد و چرخههای «تر و خشک شدن» در سواحل که برای غلیظ شدن سوپ آلی و تشکیل پلیمرها ضروری بودهاند.
🔶 ۴. بازیافت ماده: مفهوم «فساد و تعفن» در نزد حکما به عنوان بازگشت ماده به اصل خود برای پذیرش صورتی جدید، شباهت ساختاری زیادی به «چرخه مواد مغذی» در بیولوژی مدرن دارد که در آن تجزیه مولکولهای پیچیده، بستر را برای سنتز مجدد ساختارهای زنده فراهم میکند.
🔶 ۵. محیط آبی: هر دو نظریه پهنههای آبی (مانند برکهها، تالابها و محیطهای رطوبی) را به دلیل خاصیت حلالیت و توانایی درآمیختن مواد، گهواره اصلی و ضروری برای شروع حیات میدانند.
🔵 نتیجهگیری: نظریه تولد متقدم از نظریه سوپ بنیادین و نگاه پارادایم مدرنیته به پیدایش حیات است. با توجه به متقدم بودن نظریات حکما این سوال پدید میآید که اگر علم مدرن به صورت کامل خط بطلان بر نظریات حکما کشیده و آن را مردود میداند، پس چطور میشود که نظریه پیدایش حیات در علم مدرن شباهتهای زیادی در لایههای عمیق خود با نظریه تولد دارند؟ اگر نظریه تولد و امتزاج مواد باطل است، پس به هیچ مدل نباید نظریات مدرنیته شباهت با آن داشته باشند.
✍️ آقای محمدمتین محسنی ارجمند (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
#نظریه_حیات
#سوپ_بنیادین
#یادداشت_اول
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ تیم مادلین و نظریه مکانیک کوانتومی
🔵 یک فرمالیسم ریاضی وجود دارد که میدانیم چگونه پیش بینی ها را از آن استخراج کنیم و این پیش بینی ها می تواند تا ۱۴ رقم اعشار دقیق باشد. اما اینکه نظریه چیست؟ نظریه فیزیکی چیست؟ آن چیزی بیش از صرفاً یک فرمالیسم ریاضی با برخی قواعد است. آن باید هستی شناسی فیزیکی را مشخص کند، به این معنی که به من بگوید، در جهان فیزیکی چه چیزی وجود دارد. آیا ذرات وجود دارد؟ آیا میدان وجود دارد؟ آیا فضا زمان وجود دارد؟ و به من درباره این چیزها بگوید و بعد قوانینی را برای نحوه رفتار آنها تعیین کند. قوانینی که به من بگوید آنها در گذر زمان چگونه رفتار میکنند، و مشکل این است که کوانتوم استانداردی که به عنوان نظریه کوانتوم تدریس میشود، به این معنا بک نظریه نیست، بلکه فقط یک فرمالیسم است...
👤 تیم مادلین (استاد فلسفه دانشگاه نیویورک)
_ـ_ــ_ـ_
#مصاحبه
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ توفیق و خذلان در نگاه ملاصدرا
🔵 بحث توفیق و خذلان در آثار ملاصدرا، بهویژه در شرح اصول کافی، از عمیقترین مباحث او درباره حمایت الهی است؛ زیرا در اینجا او میکوشد نسبت میان اراده انسان، اختیار، لطف الهی و موفقیت در مسیر کمال را تبیین کند. نکته مهم این است که ملاصدرا نه مانند جبرگرایان میگوید همه چیز صرفاً از خداست و انسان نقشی ندارد، و نه مانند برخی اختیارگرایان میگوید موفقیت فقط محصول تلاش فردی است. او راه سومی را بر اساس حکمت متعالیه ارائه میکند.
🔷 ۱. توفیق چیست؟ در فهم رایج، توفیق یعنی «کمک خدا». اما ملاصدرا تحلیل فلسفی دقیقتری دارد. او معتقد است: توفیق عبارت است از فراهم شدن مجموعه علل وجودی که نفس را در مسیر خیر و کمال به حرکت درآورد. بنابراین توفیق صرفاً یک رویداد بیرونی نیست.
مثلاً: آشنایی با یک استاد خوب
یافتن یک کتاب تأثیرگذار
حضور در یک محیط سالم
پیدا شدن انگیزه برای عبادت
روشن شدن حقیقتی در ذهن
همگی میتوانند مصادیق توفیق باشند. در نگاه صدرایی، اینها تصادفی نیستند؛ بلکه بخشی از شبکه علل و اسبابی هستند که خداوند در عالم قرار داده است.
🔷 ۲. چرا بعضی افراد توفیق بیشتری دارند؟ اینجا ملاصدرا وارد تحلیلی بسیار ظریف میشود. او معتقد است که فیض الهی از جانب خداوند بخلبردار نیست. یعنی خداوند اصل فیض را از کسی دریغ نمیکند. پس تفاوت از کجا ناشی میشود پاسخ او بر مبنای تشکیک وجود است: هر موجود به اندازه ظرفیت وجودی خود فیض را دریافت میکند.
مثال مشهور صدرایی: خورشید بر همه جا میتابد.
اما: آینه نور را بهتر منعکس میکند.
شیشه مقداری عبور میدهد.
دیوار کمتر بهره میگیرد.
تفاوت در خورشید نیست. تفاوت در قابلیت گیرنده است. در مورد انسان نیز چنین است. نفسی که: صداقت دارد،اخلاص دارد، مجاهده دارد، ظرفیت بیشتری برای دریافت توفیق پیدا میکند.
🔷 ۳. خذلان چیست؟ خذلان نقطه مقابل توفیق است. اما ملاصدرا تأکید میکند: خذلان به این معنا نیست که خداوند عمداً انسان را رها میکند. بلکه: انسان در اثر انتخابهای مکرر خود، ظرفیت دریافت فیض را تضعیف میکند.
مثال؛ فرض کنید فردی بارها حقیقت را میفهمد اما عمل نمیکند. خطا را میبیند اما اصلاح نمیکند. خیر را میشناسد اما به تعویق میاندازد. در این حالت به تدریج نوعی تاریکی وجودی در نفس شکل میگیرد. در حکمت متعالیه، گناه فقط تخلف اخلاقی نیست؛ بلکه تغییری در ساختار وجودی نفس است.
🔵 نتیجه: نفس دیگر مانند گذشته آماده دریافت نور نیست. این وضعیت همان چیزی است که در متون دینی «خذلان» نامیده میشود.
✍️ خانم زهرا گودرزی (مدرس و دانش آموخته فلسفه)
👈 یادداشت قبلی
#نظام_آموزشی
#حکمت_متعالیه
#یادداشت_چهارم
ـ_ــ_ـ_ـ
#یادداشت_دریافتی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ رابرت اودی: خداباوری و فهم علمی درباره ذهن
🔘 مقدمه و اصطلاحات مربوط به مسأله (بخش اول)
🔵 رابطه میان دین و علم دیر زمانی به خصوص از چارلز داروین به این سو، از دغدغه های اصلی فلسفه دین بوده است. این رابطه اجزا بسیاری دارد ولی مهمترین شان ممکن است مباحث مرتبط با مفهوم ذهن باشد. مسأله اصلی در اینجا، در شکل بی قید و شرط اش، این است که آیا حقیقت خداباوری را میتوان با یک تصور علمی از ذهن هماهنگ ساخت، یا اگر بخواهیم لااقل وجهه تاکید پرسش را تغییر دهیم، مسأله این است که آیا تصوری مقبول علم درباره ذهن وجود دارد که با یک تصور خداباورانه موجه درباره شخص _ چه شخص بشری و چه شخص الهی _ هماهنگ باشد. از جمله مشکلات موجود در راه پاسخگویی به این پرسش آن است که نمی توان تعاریفی مقبول همگان از «خداباوری»، «علم تجربی»، «ذهن» یا دیگر اصطلاحات مبنایی را مفروض گرفت. حتی موجه ترین تعاریف از این اصطلاحات همچنان به شدت بحث انگیز اند. بهترین روش در اینجا آن است که برای هر اصطلاح مبنایی، توصیفی مقدماتی ارائه شود تا به کمک آن بتوان مهمترین مباحث فلسفی مربوط به مسأله را موضوع بحث قرار داد.
🔵 برای آنکه موضوع را مهارپذثر و ارتباط با روند اصلی بحث درباره مسأله مورد نظر را، حفظ کنم فقط یکتاپرستی و در حقیقت چیزی را که شاید بتوان از آن به خداباوری غربی «معیار» تعبیر کرد، بررسی خواهم کرد و این خداباوری از همان نوعی است که در مسیحیت، یهودیت و اسلام تشریح شده است و حول محور خدا به مثابت آفریدگار عالم مطلق، قادر مطلق، خیرخواه مطلق جهان متمرکز است. اگر این چهار اصطلاح را، همانطور که در فلسفه دین معمول است، به معنای چیزی بگیریم بیش از آنچه مردم عادی، معمولاً از «همه دان» ، «همه توان » و «کاملا خیر» و «آفریدگار» اراده میکنند _ برای مثال اگر قدرت مطلق به معنای توانایی بر هر امر «منطقا ممکن» و «آفریدگار» به معنای آفریننده عالم «از عدم» باشد _ در آن صورت می توان گفت خدا در خداباوری غربی معیار تعبیری فلسفی است و بنابراین مفهوم خدا یک مفهوم دینی که ریشه در کتاب آسمانی یا نهاد دینی روزمره داشته باشد،نیست.
🔵 اما حتی اگر این دیدگاه «تورم زدایانه» صحیح هم باشد، تصور سنتی از خداوند به مثابت آفریدگار عالم و برخوردار از این چهار صفت، هم در منابع مربوط به مسأله ما محوریت دارد و هم تصوری است که خداباوران عادی با تأمل در لوازم تصور در آغاز بسیط تر خویش از خدا، به راحتی به آن می رسند. برای رسیدن به این تصور از خداوند که به محض شروع به تأمل درباره حضرت او، اغلب چنین تصوری را مقاومت ناپذیر می یابیم، لازم نیست با تصوری فلسفی درباره صفات الهی آغاز کنیم.در مقابل، در یک بحث مختصر درباره خداباوری و فهم علمی درباره ذهن، نیازی نیست که مفروض بگیریم خداوند صفات «تخصصی» تر دیگری هم که غالباً اساسی به شمار می آیند، واجد است، برای مثال صفاتی چون انفعال ناپذیری، وجوب وجود، بساطت و لازمانی
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
_ـ_ــ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشتهای معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز
🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۴) | سننِ مختصِ جبهه حق: سنتِ «تکفیر و تبدیل» (پوشش و جبران تکوینیِ آسیبها)
🔵 کسانی که در جبهه حق و در مسیر تحقق ارادهی الهی شمشیر میزنند (اهل حق)، قطعا مصون از خطا و لغزشِ فردی یا تاکتیکی نیستند. با این حال، از آنجا که جهتگیریِ راهبردیِ آنها به سمت سعادت و اقامهی حق است، خداوند با فعالسازیِ سنتهای ویژهای، از آنها حمایتِ تکوینی میکند.
🔷 ۱. سنت تکفیر (پوشش الهی بر لغزشهای جبهه حق): «تکفیر» در لغت به معنای پوشاندن است و در هندسهی نبرد، به معنای محو کردنِ اثرِ خطاهای گذشته و آیندهی مؤمنان است.
🔶 شرطِ برخورداری: اگر رزمندگان جبهه حق از انحرافاتِ کلان و گناهانِ بزرگ (کبائر) دوری کنند، خداوند لغزشهای کوچک (صغائر) آنها را میپوشاند و اثرات منفیِ آن را از میدانِ عمل پاک میکند (إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ).
🔶 ترمیمِ جراحاتِ معنوی: اعمالی چون مقاومت، توبه و مجاهدت در راه خدا، به عنوانِ کاتالیزور عمل کرده و اثرات سوء گذشته را در دنیا و آخرت از بین میبرد.
🔷 ۲. سنت احباط (خنثیسازیِ ماشین جنگیِ باطل): در برابر جبهه حق، کسانی که کفر ورزیده و سدِ راهِ خدا میشوند (جبهه باطل)، مشمول سنت «احباط» میگردند (الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ). عقیم ماندنِ توطئهها: عملِ آنها باطل میشود؛ یعنی هرگز به آن مقصود و هدفِ نهاییِ خود (نابودیِ حق) نمیرسد. تمام هزینههای هنگفتِ جبهه استکبار، در نهایت هدر رفته و خروجیِ راهبردیِ آنها در دستگاه محاسباتی خداوند معادلِ صفر مطلق خواهد بود.
🔷 ۳. سنت تبدیل (تبدیلِ نقاطِ ضعف به قوت): یکی از شگفتانگیزترین حمایتهای الهی از جبهه حق، سنت «تبدیل» است (فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ). خداوندِ قادر، نهتنها آثارِ سوءِ خطاهای مؤمنانِ توبهکار را محو میکند، بلکه ماهیتِ آن خطاها را به «حسنه» (نقطه قوت و پاداش) تغییر میدهد. از آنجا که شاکلهی جبهه حق بر خیر استوار است، خداوند میتواند معادلات را به گونهای رقم بزند که حتی زمینخوردنهای آنها نیز در نهایت به پلهای برای صعود تبدیل شود
🔷 ۴. ضریبدهیِ تصاعدی به اعمالِ جبهه حق: برخلاف جبهه باطل که اعمالشان بیاثر میشود، کوچکترین اقدام (مالی، جانی و رسانهای) در جبهه حق مشمولِ ضریبدهیِ تصاعدی و هندسی میشود. قرآن کریم در مثالِ انفاق در راه خدا، این ضریبِ تکوینی را به صورت یک معادلهی ریاضیِ روشن بیان میکند: دانه ای که هفت خوشه میدهد و هر خوشه صد دانه دارد. به عبارتی، سودِ مجاهدت در این میدان با فرمولِ 1×7×100=700 محاسبه میشود که نشاندهندهی پاداشِ حداقل 700 برابری برای هر کُنشِ مؤمنانه است.
🔷 ۵. سیال بودنِ پروندهی نبرد تا لحظهی آخر: بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی، نفسِ انسان و استحقاقِ او برای پیروزی/شکست یا ثواب/عقاب، تا پیش از مرگ همواره در حالتِ «سیال و دگرگونشونده» است. یعنی به مجردِ انجام یک عملِ شایسته، انسان مستحقِ نصرت میشود، اما حفظِ این استحقاق به استقامتِ او بستگی دارد. این قاعده به رزمندهی جبهه حق هشدار میدهد که تا لحظهی آخرِ نبرد نباید مغرور شود و جبهه باطل را نیز در کابوسِ فروپاشیِ لحظهای قرار میدهد.
✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#سنن_الهی
#یادداشت_چهاردهم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute