eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
136 ویدیو
95 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ سومین پیش‌نشست همایش ملی اخلاق و روان‌شناسی ذیل محور فلسفه اخلاق و روان‌شناسی 🟡 عنوان: استقلال دانش اخلاق‌شناسی از دانش روان‌شناسی 👤ارائه‌دهنده: جناب آقای دکتر علی‌اکبر عبدل‌آبادی؛ ◾️ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی 👤 دبیر علمی: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مهدی فصیحی؛ ◾️ محقق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ⏰زمان: چهارشنبه 10 تیر 1405| ساعت 10 الی 12 💠 نشانی: قم. پردیسان. بلوار دانشگاه. پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی. طبقه 2. سالن شهید سلیمانی 🌐 لینک شرکت در جلسه: http://dte.bz/ethicsconf _ـ__ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ مواجهه‌ی علی سداد بیگ با علم جدید 🔵 مواجهه‌ی علی سداد بیگ با علم جدید در دو ساحت منطق و فلسفه بوده است که بایستی این دو را از یکدیگر تفکیک کرد. در ساحت منطق وی را می‌توان ذیل سنت سینوی/پساسینوی دانست. اما در فلسفه، برخلاف منطق، نمی‌توان او را ذیل سنت سینوی قرار داد. دیدگاه‌های فلسفی او را می‌توان در کتاب «قَواعِدُ التَحَوّلات فی حَرکاتِ الذّرات» دنبال کرد، اثری که پیش از سی‌سالگی نوشته است و آن را در 28 شوال 1300ه.ق (معادل با آگوست 1883م.) منتشر کرده است. وی پاره‌ای از دیدگاه‌های فلسفی خود را در کتاب میزان العقول نیز مطرح کرده است، به ویژه هنگام بحث از مبانی و تقسیم علوم. 🔵 وی از نظرگاه فلسفی به آموزه‌های کلام اشعری پایبند است. او با آشنایی با علوم طبیعی مدرن، به دفاع از آموزه‌های فلسفی کلام اشعری پرداخته است و در کتاب «قواعد التحولات» در صدد این برآمده که نشان بدهد یافته‌های تجربی جدید مؤیّد آموزه‌های فلسفی اشاعره و رد کننده‌ی آموزه‌های فلسفی سنت سینوی، ارسطویی و همچنین کلام معتزلی است. این مطلب در کتاب میزان العقول نیز آورده شده است. برای نمونه یکی از اختلافات میان فلاسفه‌ی مشاء و متکلمین اشعری، مسأله‌ی جزء لایتجزی است که متکلمین از آن دفاع می‌کرده‌اند. علی سداد متذکر می‌شود که برای نمونه در این اختلاف، فیزیک قرن نوزدهم، متافیزیک ذره‌گرای اشاعره را تأیید کرده است. 🔵 فیزیک مدرن همچنین استدلال می‌کند که مقدار کل انرژی در جهان ثابت است و هیچ وقت کم یا زیاد نمی‌شود(اصل پایستگی/مصونیّت انرژی). از نظر علی سداد این رد آموزه‌ی معتزلی‌ها در رابطه با فعل است که می‌گوید انسان خالق افعال خودش است. خلق افعال انسانی از هیچ به معنای افزایش مقدار انرژی در جهان است، که مخالف با قوانین ترمودینامیک است. این در حالی است که کلام اشعری، انسان را خالق افعال خود نمی‌داند بلکه او را صاحب و کسب‌کننده‌ی افعال می‌داند و در نتیجه قوانین ترمودینامیک را نقض نکرده و با آن سازگار است. مطابق با دیدگاه اشاعره، خداوند یگانه سبب واقعی همه‌ی چیزها است (قوانین ترمودینامیک و نیز افعال انسان از مجعولات و مخلوقات او شمرده می‌شوند). مسأله‌ی دیگری که محل اختلاف فلاسفه‌ی سینوی/ارسطویی با متکلمین اشعری بوده است، مسأله‌ی وجود خلأ است. در حالی که فلاسفه‌ی مشاء منکر امکان وجود خلأ هستند، اشاعره وجود خلأ را برای حرکت ذرات (اتم‌ها) ضروری می‌دانند. از نظر علی سداد، فیزیک مدرن وجود خلأ را تأیید کرده و در اینجا نیز آموزه‌ی فلسفی اشاعره تأیید شده است. علی سداد در کتاب میزان العقول نیز با اشاره به اختراع پمپ خلأ تأکید کرده است که این ابزار ایده‌ی امکان وجود خلأ را تقویت نموده است. 🔵 او برخلاف فلاسفه‌ی جهان اسلام، و همگام با متکلمین اشعری، انسان را مجرد از ماده نمی‌داند. مادی‌انگاری انسان دیدگاهی است که میان متکلمین اشعری، ماتریدی و معتزله از محبوبیت نسبی برخوردار بوده است و از دیگر اختلافات متکلمین با فلاسفه‌ی مشاء بوده است. علی سداد تجرد نفس را مانع از شکل‌گرفتن علمی به نام روان‌شناسی می‌داند و بر این باور است که لازمه‌ی مجردانگاری انسان این است که بر روی بدن تأثیری از خارج از بدن گذاشته شود که این یک ویژگی مختص به خداوند است. از نظر وی نفس و خودِ انسان، عبارت است از بدن مَرئی و اتم های آن که اجزاء آن هستند. وی تأکید می‌کند که اشاعره در این بحث با ماده‌گرایان (ماتریالیست‌ها) هم‌سو هستند. در همین راستا وی از نظریه‌ی کلامی معاد جسمانی نیز دفاع می‌کند. علی سداد به موارد و مواضع دیگری از اختلافات کلام اشعری با فلاسفه‌ی مشاء اشاره کرده و به همین ترتیب سعی می‌کند تا نشان دهد که علم تجربی جدید آموزه‌های کلام اشعری را تأیید کرده است. منبع : مقاله، ورود منطق جدید به ترکیه: علی سداد بیگ به عنوان نخستین مدافع منطق سنتی در جهان اسلام ✍🏻 نویسنده: محمد خدابنده‌لو _ـ__ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1_28180893498.pdf
حجم: 414.6K
✅ معرفی مقاله: مقایسه مبانی فلسفی علم دینی و علم طبیعت‌گرایانه 🔵 در این مقاله ابتدا نشان می‌دهیم که در مقام پردازش، انتخاب و بررسی نظریه‌های علمی‌، دانشمندان تحت تأثیر جهان‌بینی خود عمل می‌کنند و این تأثیر هم در بعد نظری یعنی در شکل‌گیری و تنظیم نظریه و هم در بعد عملی یعنی در کاربرد نظریه در ایجاد فناوری و یا کاربرد آن در شکل‌دهی نظام فکری فرد و جامعه، بروز و ظهور دارد. 🔵 در قدم بعدی به رابطه­ی دوجهان‌بینی اصلی رقیب‌، یعنی جهان‌بینی طبیعت‌گرایانه و جهان‌بینی دینی (جهان‌بینی توحیدی) با علم می‌پردازیم. در این بخش با تأکید بر آرای پلانتینگا و گلشنی، نشان داده خواهد شد که هم از نظر قدرت تأیید و توجیه نمودن نظریه‌های علمی‌ و هم از نظر تأیید شدن توسط داده‌های علمی‌، جهان‌بینی دینی بر جهان‌بینی طبیعت‌گرایانه برتری دارد. 🔵 مآلا به این نتیجه خواهیم رسید که علم دینی نه تنها ممکن است بلکه تلاش در راستای ایجاد و پیش‌برد آن تلاشی معقول است. ✍️ نویسنده: ابراهیم آزادگان _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۹) | سننِ مختصِ جبهه‌ی حق: «سنتِ استخلاف»، «وراثتِ استراتژیکِ زمین» و «تثبیتِ حاکمیتِ توحید» 🔵 در امتدادِ بررسیِ سننِ حاکم بر تقابلِ تاریخیِ جبهه‌ی حق و باطل، به نقطه‌ی اوج و غایتِ این رویارویی می‌رسیم. جبهه‌ی استکبار با تمامِ تجهیزاتِ سخت و نرمِ خود، در پیِ حفظِ هژمونی و تسلطِ غاصبانه‌ی خویش بر منابع و مقدراتِ جهان است؛ اما در «هندسه‌ی قدرتِ الهی»، یک سنتِ تکوینی و قطعیِ دیگر برای جبهه‌ی حق تعبیه شده است که خطِ بطلانی بر تمامِ محاسباتِ مستکبران می‌کشد: سنتِ استخلاف و وراثتِ زمین. این سنت تضمین می‌کند که فرجامِ این نبردِ مستمر، نه تنها بقای حق، بلکه حاکمیتِ مطلق و مدیریتِ نهاییِ جهان به دستِ صالحان خواهد بود. 🔷 ۱. دکترینِ «مالکیتِ الهی» و استراتژیِ «صبرِ منتج به عاقبت»: پایه‌ی فهمِ این معادله، درکِ صحیح از مالکیتِ حقیقیِ عالم است. خداوند صراحتاً می‌فرماید: إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ. زمین مِلکِ طلقِ پروردگار است و سنتِ او بر این تعلق گرفته که این مِلک، در نهایت در اختیارِ بندگانِ متقیِ او قرار گیرد (وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ). 🔶 معادله‌ی صبر و پیروزی: علامه طباطبایی (ره) در تحلیلِ این سنت، با اشاره به تقابلِ تاریخیِ انبیاء با مستکبرینِ زمانِ خود، رمزِ فعال‌سازیِ این قانون را «صبرِ راهبردی» می‌دانند. ایشان بیان می‌کنند که پیروزیِ جبهه‌ی حق و وراثتِ زمین، پاداشِ استقامت در مسیرِ حق است: «تو نيز در برابر حق صبر كن، كه سرانجامِ نيك از آنِ افراد و اقوام با تقوا است، و دارندگان تقوا همان‌هايند كه در راه خدا صبر مي‌كنند». 🔷 ۲. معادله‌ی مرکزیِ «استخلاف»؛ گذار از وضعیتِ دفاعی به حاکمیتِ مطلق: صریح‌ترین و جامع‌ترین سندِ راهبردیِ قرآن در خصوصِ این سنت، آیه‌ی شریفه ِوَعَدَ اللَّهُ‌ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ، كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ، وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ، الَّذِي ارْتَضي‌ لَهُمْ، وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي، لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً است. بر اساس این فرمول، هدفِ نهاییِ خلقتِ بشر، غلبه‌ی کاملِ گفتمانِ توحید است. خداوند به جبهه‌ی حق (مؤمنینِ دارای عمل صالح) دو وعده‌ی قطعی می‌دهد: 🔶 جانشینی و مدیریتِ کلان: خلعِ یدِ کامل از جبهه‌ی استکبار و واگذاریِ زمامِ امورِ جهان به متقین. 🔶 تبدیلِ ناامنی به امنیتِ پایدار: خنثی‌سازیِ تمامِ تهدیدات، رعب‌آفرینی‌ها و تهاجماتِ جبهه‌ی باطل و استقرارِ یک آرامشِ بی‌بدیل برای تحققِ بندگیِ خالصانه. 🔷 ۳. مفهوم‌شناسیِ «وراثت»؛ سیطره بر منافعِ مادی و معنویِ عالم: در منطقِ قرآنی، جانشینیِ صالحان با واژه‌ی «وراثت» بیان شده است (وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونََ). در ادبیاتِ استراتژیک، وراثت به معنای انتقالِ دارایی و سلطه بدونِ نیاز به معامله یا دادوستد با دشمن است؛ یعنی باطل به خودیِ خود مضمحل شده و حق، جایگاهِ طبیعیِ خود را بازمی‌یابد. 🔶 گستره‌ی برکاتِ وراثت: به فرموده‌ی علامه طباطبایی، این وراثت شاملِ تسلط بر تمامیِ برکاتِ زمین است. این برکات هم بُعدِ دنیوی دارد (پاک شدنِ جامعه‌ی بشری از لوثِ شرک و فسادِ مستکبران و استقرارِ جامعه‌ی صالح) و هم بُعدِ اخروی (رسیدن به مقاماتِ قُربی و وراثتِ بهشت). این یعنی تسلطِ جبهه‌ی حق، یک تسلطِ همه‌جانبه بر مُلک و ملکوت است.
🔷 ۴. استراتژیِ «تمکینِ دین» و سنتِ موازِیِ «زوالِ ظالمین»: استخلافِ جبهه‌ی حق دارای نتایجِ عینیِ و عملیاتی است که مهم‌ترینِ آن‌ها «تمکینِ دین» (وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ) می‌باشد. 🔶 تثبیتِ تزلزل‌ناپذیر: علامه در تبیینِ «تمکین» می‌فرمایند این واژه کنایه از ثبات، زوال‌ناپذیری و استقرارِ کامل است؛ به گونه‌ای که هیچ مانعی در برابرِ اثرگذاریِ دین وجود نداشته باشد و هیچ کفر و استکباری نتواند جلوی پیاده‌سازیِ اصولِ آن را در جامعه بگیرد. 🔶 هلاکتِ قطعیِ متجاوزان: استقرارِ جبهه‌ی حق، لزوماً با نابودیِ جبهه‌ی باطل همراه است. خداوند در برابرِ تهدیداتِ پوشالیِ ظالمان که قصدِ اخراج یا نابودیِ مؤمنان را دارند، یک قاعده‌ی تخلف‌ناپذیر وضع کرده است: لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ. این عنایتِ خاصِ الهی، پاداشِ توکلِ جبهه‌ی حق و تقوای آن‌هاست که منجر به ریشه‌کن شدنِ مستکبرین و اسکانِ قطعیِ صالحان در زمین می‌شود. 🔵 جمع‌بندی: جبهه‌ی حق، با وجودِ تمامیِ فشارها، محاصره‌ها و توطئه‌های جبهه‌ی باطل، در حالِ حرکت به سوی یک «نقطه‌ی هدفِ قطعی» است. سنتِ استخلاف نشان می‌دهد که مقاومتِ امروز، صرفاً یک دفاعِ انفعالی نیست، بلکه فرآیندِ آماده‌سازی برای «مدیریتِ نهاییِ کره‌ی خاکی» است. خداوند ساختارِ آفرینش را به گونه‌ای مهندسی کرده است که مستکبران، با تمامِ یال و کوپالِ مادی‌شان، در نهایت مضمحل شده و زمین، با تمامِ ظرفیت‌های ژئوپلیتیک، اقتصادی و معنوی‌اش، به عنوانِ یک ارثِ بلامنازع، در اختیارِ مجاهدانِ صبور و صالح قرار خواهد گرفت تا جامعه‌ای مبتنی بر توحیدِ ناب بنا نهند. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1_28204286888.pdf
حجم: 127K
✅ ساختار نظریه تکامل بوسیله انتخاب طبیعی داروین (1) 🔵 نظریه تکامل موجودات زنده بوسیله انتخاب طبیعی که بوسیله چارلز داروین در سال 1859 میلادی ارائه شد، شاید یکی از مهم‌ترین نظریات علمی است که بیشترین تاثیر را بر علومی غیر از حوزه خود (یعنی زیست‌شناسی) گذاشته است. 🔵 نظریات تکاملی مبتنی بر نظریه داروین، اکنون نه تنها در ‌زیست‌شناسی بلکه در علومی چون علوم اقتصادی، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و از این دست، نقش پررنگی ایفا می‌کند. 🔵 از سوی دیگر، چنین نظریه‌ای پاسخی برای یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های انسان پیشنهاد می‌کند: اینکه انسان (و سایر موجودات زنده) با ویژگی‌های متمایز خود چگونه پدید آمده است؟ ✍️ آقای علی سامع (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ما در مورد کتاب واقعاً مشکل داریم. حالا مثلاً آقایان فرمودند که ما میخواهیم فلسفه‌ی مشّاء یا فلسفه‌ی اشراق را برای طلبه‌ها تبیین کنیم. طلبه‌های ما از فلسفه‌ی مشّاء خبری ندارند. خب، چگونه تبیین میکنید؟ حتماً «شرح اشارات» بخوانیم؟ یا فرض کنید که «شفاء» بخوانیم؟ باید حتماً این متن طولانىِ مفصلِ محتاج به تبیین کان یکون را خواند؟ راهش این است؟ یا نه، راه دیگری هم وجود دارد. امروز خواندن تفکراتِ مثلاً فرض کنید مارکسیستی حتماً متوقف به این نیست که انسان بردارد کتاب «سرمایه» را تدریس کند، یا بردارد متن کتابهای کانت یا هگل را بخواند. چه لزومی دارد که حتماً متن مطرح شود؟ متن باید در اختیار باشد؛ هر کس میخواهد، مراجعه کند. من قبلاً در جمع آقایان راجع به فلسفه‌ی ملاصدرا مطالبی گفتم و خب، یکی دو تا کارِ خوب شد. جناب آقای مصباح هم یکی از کتابهائی را که یکی از آقایان نوشتند - آقای عبودیت - که خلاصه‌ی آراء ملاصدرا در مسائل گوناگون فلسفی است، برای من آوردند. اینها خوب است، اما کم است. به یک کتاب اکتفاء نشود؛ از نگاه‌های مختلف نوشته شود. در خود فلسفه‌ی ملاصدرا، در بخشهای مختلف میتواند یک منظومه‌سازی‌هائی بشود. عین همین قضیه، در مورد فلسفه‌ی اشراق است؛ عین همین قضیه، در مورد فلسفه‌ی مشّاء است. ما باید منظومه‌سازی کنیم. بالاخره مجموعه‌ی تفکرات فلسفی و عرفانی ابن‌سینا با همدیگر همراه است، غیر قابل انفکاک است. اینها چیست؟ کسی بخواهد اینها را بداند، حتماً لازم نباشد که برود بنشیند مثلاً «شفاء» را بخواند؛ این خیلی لازم نیست. گاهی اوقات خواندن کتابی که در هزار سال پیش نوشته شده است، با ادبیات آن روز، با مشکلاتی که فهم این کلمات دارد، اصلاً خودش تضییع وقت محسوب میشود؛ ممکن است افرادی را از فلسفه دور کند؛ در حالی که اگر شما بنشینید مثلاً یک کتابی درباره‌ی آراء فلسفی ابن‌سینا تبیین کنید، از آراء او منظومه‌سازی کنید، این مسلّماً جاذبه‌ی زیادی خواهد داشت. این جزو کارهای لازم است، اما این کار در حوزه انجام نمیگیرد. خب، مرحوم آقای طباطبائی این کار را در «بدایة» و «نهایة» به یک شکلی انجام دادند؛ منتها این کارِ آقای طباطبائی است، این که کار نهائی نیست؛ کار یکی از بزرگانِ این قضیه است؛ و تازه، آراء خود آقای طباطبائی است، آراء ملاصدرا نیست؛ یعنی در کتاب «بدایة» و «نهایة» برای آراء ملاصدرا منظومه‌سازی نشده، بلکه خود ایشان نظراتی دارند، نظرات ابتکاری هم دارند، حرفهای خاصی هم دارند، چیزهائی هم اضافه کردند، اینها را ایشان بیان کردند. فرق میکند که انسان خودش در فلسفه تألیفی بکند، یا اینکه یک فلسفه‌ی معروفی را تبیین و ارائه کند. این دومی جایش خالی است. منبع: بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23/11/1391 _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ دوره آکادمیک بین‌المللی «در پرتو نور نبوی» (سیری تاریخی در زندگی حضرت محمد (ص) با حضور اساتید برجسته بین‌المللی) 🖥 نوع دوره: آنلاین 🌐 زبان دوره: انگلیسی 📚 تعداد جلسات: ۱۵ جلسه | ۳۰+ ساعت 📆 مهلت ثبت‌نام: تا ۲۰ تیر 🎓 اعطای گواهی پایان دوره به صورت مشترک با دانشگاه فردوسی مشهد 🔗 ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر: https://hekmat.academy/history-of-prophet-muhammad/ _ـ__ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ نقد سوفسطائیان توسط فیلسوف 🔵 ابن سینا بحث و گفتگو با سوفسطائیان را وظیفه فیلسوف می داند، به عبارت دیگر از آنجا که سوفسطایی با مسئله ای درگیر می شود که فیلسوف طرفدار آن است، لذا فیلسوف می بایست از آن مسئله دفاع کند. به تعبیر دیگر سوفسطایی پیرامون حالتی از حالات موجود بما هو موجود اعتراض دارد و از طرف دیگر از آنجا که فیلسوف پیرامون احوال علمی بحث می‌کند که موضوع آن موجود بما هو موجود است، لذا می بایست از احوال موجود دفاع و اندیشه‌ سوفسطایی را نقد کند. 🔵 فیلسوف از چه طریقی به نقد سوفسطائیان می پردازد؟ ابن سینا پاسخ می دهد که فیلسوف از طریق نوعی محاوره که عبارت از قیاس است، با سوفسطائیان به بحث می پردازد. این در حالی است که سوفسطایی یک قضیه بدیهی _ یعنی اصل اول الاوائل _ را انکار می‌کند و قضیه بدیهی را نمی‌توان با قیاس اثبات کرد. ابن سینا می‌گوید آن قیاس که در مواجهه با سوفسطائی مطرح می شود، قیاس بالقیاس است نه قیاس فی نفسه، یعنی بالقیاس به خود سوفسطایی قیاس است و فی نفسه قیاس نیست. اگر قیاس فی نفسه باشد می توان اعتراض کرد و گفت قیاس واقعی را در قضایای بدیهی به کار نمی برند اما چون فی نفسه قیاس نیست بلکه سوفسطایی آن را قیاس می داند، کاربرد آن مجاز است. 🔵 ابن سینا می‌گوید: در قیاس نتیجه‌ای داریم که آن نتیجه لازم قیاس و قیاس ملزوم آن نتیجه است. قیاس را به این مناسبت« قیاس یلزم مقتضاه» می نامند، یعنی قیاس چیزی است که مقتضای خودش را لازم دارد. ابن سینا درباره سوفسطایی واژه «تبکیت» و درباره متحیر واژه « تنبیه» را به کار می برد. تبکیت یعنی اسکات و غلبه یافتن با حجت و دلیل، لذا چون سوفسطایی عناد دارد، باید بر او غلبه یافت. دلیلی که فیلسوف در غلبه بر سوفسطایی بکار می برد_ آنگونه که گفته شد _ قیاس بالقیاس است. تنبیه متحیر نیز به معنای آگاه ساختن و از حالت حیرت بیرون آوردن است. متحیر فردی است که گاهی در مسئله ای که نتواند دو طرف آن را تشخیص بدهد، دچار اختلاف و حیرت می شود. تبکیت سوفسطایی و تنبیه متحیر بر عهده فیلسوف است. 📚 منبع: کتاب، فلسفه ابن سینا ( شرحی نو بر الهیات شفاء با تکیه بر درس گفتارهای استاد حشمت پور)، نوشته حمیدرضا خادمی _ـ__ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ چرا علم امروز بیش از هر زمان دیگری به علوم انسانی نیاز دارد 🔵 مجله Nature در یکی از تازه‌ترین مقالات تحلیلی خود بر این نکته تأکید می‌کند که آینده هوش مصنوعی، ویرایش ژن، پزشکی دقیق و سایر فناوری‌های نوظهور، تنها با پیشرفت‌های فنی تضمین نمی‌شود؛ بلکه موفقیت این فناوری‌ها به مشارکت فعال متخصصان علوم انسانی و اجتماعی نیز وابسته است. نویسندگان استدلال می‌کنند که موضوعاتی مانند عدالت، اعتماد عمومی، مسئولیت‌پذیری، سوگیری الگوریتمی و حفظ حریم خصوصی، صرفاً مسائل فنی نیستند و نیازمند تحلیل‌های فلسفی، حقوقی، اخلاقی و اجتماعی هستند. از این رو، دانشگاه‌ها باید از رویکردهای میان‌رشته‌ای فاصله نگیرند و پژوهشگران رشته‌های مهندسی، علوم کامپیوتر، حقوق، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فلسفه را در پروژه‌های مشترک گرد هم آورند. 🔵 این دیدگاه همچنین بر بازنگری برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها تأکید دارد تا دانشجویان علاوه بر مهارت‌های فنی، توانایی تحلیل پیامدهای اجتماعی فناوری را نیز کسب کنند. برای پژوهشگران حوزه فناوری اطلاعات، این مقاله یادآور آن است که توسعه «هوش مصنوعی قابل اعتماد» بدون توجه به ارزش‌های انسانی امکان‌پذیر نیست. 🔵 برای سیاست‌گذاران آموزش عالی نیز این پیام را دارد که سرمایه‌گذاری در علوم انسانی، مکمل توسعه فناوری است، نه رقیب آن. در نتیجه، یکی از مهم‌ترین روندهای پژوهشی سال‌های آینده، گسترش همکاری‌های میان‌رشته‌ای برای طراحی فناوری‌هایی خواهد بود که علاوه بر کارآمدی، از نظر اخلاقی، اجتماعی و حقوقی نیز قابل اتکا باشند. 🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇 لینک مطلب _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1_28218772464.pdf
حجم: 497.3K
✅ معرفی مقاله: در باب ریاضیات و واقعیت 🔵 در این مقاله ضمن معرفی زمینه های متأخرِ تشدید دغدغه تاریخی در باب رابطه ریاضیات و واقعیت، با تقسیم دیدگاه های مختلف راجع به ضرورت و یقین گزاره های ریاضیاتی، تلاش شده است به این دغدغه پرتویی نو افکنده شود. 🔵 کسانی که ریاضیات را غیر یقینی و غیر ضروری می شمرند، رابطه ریاضیات و واقعیت را مانند سایر علوم می‌دانند و بسته به این که چه دیدگاهی به علوم تجربی داشته باشند، در قلمرو ریاضیات نیز رئالیست یا آنتی رئالیست خواهند بود. 🔵 مخالفین این دیدگاه را تحت دو عنوان ترکیبی گرایان و تحلیلی گرایان بررسی می کنیم، که ترکیبی گرایان نیز خود به دو گروه افلاطونی و کانتی تقسیم می شوند. 🔵 نشان می دهیم که ترکیبی گرایان ( اعم از افلاطونی ها و کانتی ها) گرچه به معنای خاص خودشان رئالیست اند، اما با رئالیسم به معنای رایج کلمه تفاوت ظریفی دارند. 🔵 در مقابل، تحلیلی گرایان از همان آغاز آنتی رئالیست بودن شان آشکار است. در پایان اشاره ای هم خواهیم داشت به دفاع مبتنی بر کاربردپذیری، از رئالیسم در ریاضیات. ✍️ نویسنده: حسن فتح زاده _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ مساله کیهانشناسی کوانتومی 🔵 در مکانیک کوانتومی، یک سیستم چندذره‌ای با چندین تابع موج توصیف نمی‌شود، بلکه با یک «تابع موج کل» که در «فضای پیکربندی» تعریف می‌گردد، توصیف می‌شود. این امر یکی از اصول بنیادین نظریه کوانتومی (اصل ضرب تانسوری) است که منشأ آن را می‌توان در پدیده درهم‌تنیدگی کوانتومی جستجو کرد. به بیان دیگر، در حالت عمومی، یک سیستم کوانتومی را نمی‌توان به‌طور کامل به اجزای سازنده‌اش تفکیک کرد و دینامیک آن را صرفاً بر اساس برهم‌کنش توابع موج اجزا تبیین نمود؛ بلکه یک تابع موج واحد، کل سیستم را به‌صورت یکپارچه توصیف می‌کند. از این منظر، جهان کوانتومی جهانی تجزیه‌ناپذیر است. این دیدگاه به‌طور ضمنی به این نکته اشاره دارد که اگر دقیق باشیم، مکانیک کوانتومی (یعنی معادله شرودینگر) تنها برای توصیف دینامیکِ «کل کیهان» قابل بکارگیری است. 🔵 با این حال، با کمال تعجب، به‌نظر می‌رسد که اصول دیگر نظریه کوانتومی، اجازه کاربرد این نظریه را برای کل کیهان نمی‌دهند. دلیل این امر آن است که تعبیر احتمالاتی تابع موج (اصل بورن) — که حداقل معنای عملگرانه تابع موج را مشخص می‌کند — تنها برای مجموعه‌ای از سیستم‌های مشابه قابل اعمال است، نه یک سیستم واحد و منحصربه‌فرد مانند کیهان. به بیان دقیق‌تر، اصل بورن آمار نتایج اندازه‌گیری برای مجموعه‌ای از آزمایش‌های مشابه که بر روی مجموعه‌ای بزرگ از سیستم‌های همسان (با تابع موج یکسان) انجام می‌شوند، را پیش‌بینی می‌کند. این اصل در مورد یک آزمایش واحد که بر روی یک سیستم منحصربه‌فرد انجام شود، عملاً هیچ پیش‌بینی مشخصی ندارد؛ دقت کنیم که جهان کل، بنابر تعریف، منحصربه‌فرد است و مشابهی ندارد. 🔵 این استدلال نشان می‌دهند که به‌کارگیری نظریه کوانتومی برای کل کیهان یا مقدور نیست و یا دست‌کم به پیش‌بینی‌های بدون ابهامی منجر نمی‌شود؛ در حالی که در ابتدای این نوشتار استدلال کردیم که مکانیک کوانتومی تنها برای کل کیهان است که به‌طور دقیق قابل بکارگیری است! می‌توان این تناقض را «مسئله کیهان‌شناسی کوانتومی» نامید که عمیقاً با «مسئله اندازه‌گیری» گره خورده است: از آنجا که کیهان به‌عنوان جهان کل، شامل همه چیز است، بنابراین فرضِ وجود یک موجود فیزیکی دیگر به‌مثابه «مشاهده‌گر» که عملیات «اندازه‌گیری بر روی کیهان» را انجام دهد، فرضیه‌ای خودناسازگار به نظر می‌رسد. ✍️ دکتر محمدجواد کاظمی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute