6006613922304.pdf
حجم:
208.4K
✅ معرفی مقاله: ماکس وبر، هاینریش ریکرت و تمایز میان علوم انسانی و علوم طبیعی
🔵 برای توضیح این که چرا «پیشرفت», آن گونه که در تاریخ علوم طبیعی دیده می شود, در تاریخ علوم انسانی محسوس نیست, معمولا دو رویکرد متفاوت اتخاذ می شود. یک رویکرد می پذیرد که روش علوم انسانی با علوم طبیعی یکسان است, ولی کیفیت علوم انسانی نازل تر از کیفیت علوم طبیعی است, و یا به معنایی که علوم طبیعی «علم» است, علم نیست.
🔵 رویکرد دیگر, علوم انسانی را به اندازه علوم طبیعی, علم می داند. اما آن را دارای کیفیتی متفاوت می دانند؛ و به واسطه همین, روش متفاوتی نیز برای آن قائل هستند.از طرفداران رویکرد دوم, می توان نوکانتی هایی همانند ویلهلم ویندلباند و هاینریش ریکرت و هم چنین کسی که بسیار وامدار آن دو است یعنی ماکس وبر را نام برد. در این مقاله, ابتدا در مورد تمایز موضوع دو علم, و همین طور تمایز میان «توضیح» و «فهم» شرح مختصری ارائه خواهد شد.
🔵 سپس دیدگاه های مکتب نوکانتی, با برجسته کردن نظرات کسی که ماکس وبر بیشترین تاثیر را از او گرفته, یعنی هاینریش ریکرت مورد بررسی قرار می گیرد. سپس با تمرکز بر مرز بندی جدید, مورد نظر ریکرت و وبر, در مورد تمایز میان دو علم, به بررسی جزئی تر دیدگاه های ماکس وبر پرداخته خواهد شد. در نهایت این نتیجه گرفته خواهد شد که رویکرد وبر از بسیاری جهات می تواند مشابه روش دانشمندان علوم طبیعی نیز باشد.
✍️ نویسنده: کیوان الستی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
موسسه معنا
✅ نظام علمی دووجهی؛ زیستشناسی دوره میانه اسلامی چگونه میان «مشاهده» و «غایت» پیوند زد؟ 🔵 یکی از سو
✅ تکوّن آدم به طریق «تولّد»؛ روایتی نجومی از آفرینش نخستین انسان در «مرآتالاکوان»
🔵 در یادداشت پیشین دیدیم که حکما برای «تولّد» - یعنی پیدایش موجود زنده از امتزاج عناصر، بدون واسطه توالد - نقشی حیاتی در صیانت از انواع قائل بودند. اما شگفتانگیزترین کاربرد این نظریه، جایی است که خود «آدم ابوالبشر» را نیز مصداقی از همین سازوکار میدانند. مرآتالاکوان، شرحی دقیق و گامبهگام از این فرآیند به دست میدهد؛ روایتی که تکوّن انسان نخستین را حاصل تدبیر مشترک افلاک، عناصر و عنایت الهی میداند.
🔷 ۱. آغاز ماجرا در دل هزارههای عطارد
در بخشی از دورانهای طولانی عالم که تدبیرش بر عهده عطارد است، نخست نسیمی فراوان میوزد و دانههای سودمندی چون گندم، جو، عدس، نخود و ذرت پدید میآید. هفتاد سال که از این دوره میگذرد، «زحل» (بهعنوان بزرگترین و کهنسالترین کوکب) و «عطارد» (بهعنوان مهندسی حکیم و ظریفکار) کار تکوّن انسان را آغاز میکنند. برای پیدایش انسان دو راه وجود دارد: یکی توالد و تناسل که همگان با آن آشنایند، و دیگری «تولّد»؛ یعنی شکلگیری مستقیم انسان از ترکیب آب با حرارت خورشید و یاری اشعه دیگر ستارگان. آبی که انسان از آن پدید میآید، لطیفترین، گواراترین و پاکترین آبهاست.
🔷 ۲. شکلگیری «چاهِ حیات»: وقتی از این هزار سال حدود هفتاد سال گذشت و عنایت زحل و عطارد و دیگر مبادی برای تکوّن انسان به اوج رسید، بخاری لطیف از معتدلترین اقلیمهای زمین برمیخیزد و بر سرزمینی معتدل فرومینشیند. در آن هنگام، خورشید در برج دلو - که صورتش به انسان میماند - قرار دارد؛ عطارد در آغاز برج جدی و در نظری ششگانه (تسدیس) با مشتری است؛ طالع، برج حوت است؛ و ماه در دلو مقارن عطارد. آن بخار به ابر و سپس باران بدل میشود و بر زمینی سپید، متخلخل و عاری از هر طعم ناسازگار با شیرینی میبارد. سیلی موضعی از این باران، گودالی کوچک و کمعمق شبیه چاهی کوچک میسازد؛ آب در آن گودال جمع میشود و با خاکش به اعتدال میآمیزد.
🔷 ۳. از آب تا روغنِ حیات: این آب به حرارت درونی زمین، بهآرامی و به اعتدال گرم میشود. اجزای لطیف آن رو به بالا میل میکنند، به لایههای سرد بالایی میرسند، سرد و متراکم میشوند و دوباره فرومیافتند. در این رفتوبرگشتِ پیاپی، بخش زیادی از رطوبت آبی آن تحلیل میرود و آنچه باقی میماند، در طول زمان به روغنی مرطوب و روان بدل میشود. وقتی خورشید به برج جوزا میرسد و هوا و سطح زمین گرم میشود، این روغن به یاری گرمای درونی و بیرونی زمین خشک و منعقد میگردد.
🔷 ۴. نقشپذیری اندامها به دست کواکب: چون زمین متخلخل است، نسیم از منفذهایش در این روغن نفوذ میکند و آن را اندکی متورم میسازد. حرارت روزافزون سطح زمین هر روز بر آن اثر میگذارد تا سرانجام کمی سفت و منعقد شود. از همینجا، شکلگیری تدریجی آغاز میشود؛ نه از راه تماس مستقیم گرما و سرما و رطوبت، بلکه از پس حجابی لطیف. وقتی روغن به این مرحله رسید، به تدبیر الهی و مبادی عقلانی، صورتش در همان چاه نقش میبندد؛ هر یک از کواکب مسئولیت شکلدادن به بخشی از پیکر را برعهده میگیرد، و ترسیم صورت انسانی خود بر عهده عطارد است، با همکاری زحل و ماه. در این مرحله، آن پیکر نوپدید به هیئت جنین است: نشسته بر سرین، چانه بر زانوها، دستها گرداگرد بدن حلقهزده و ساقها به هم چسبیده.
🔷 ۵. دمیدهشدن روح و تولد: وقتی همه اندامها کامل و خطوط بدن تمام میشود، روحی که بدن با آن زنده میگردد از ماه در او دمیده میشود. او از راه بینی، نسیمی گرم و معتدل را تنفس میکند؛ بدنش میگشاید، روح در آن جاری میشود و هر عضو آنچه را لازم دارد دریافت میکند. سپس آن انسان برمیخیزد، خمیازه میکشد و پاهایش کمی از روغن باقیمانده را - به سبب سنخیت با آن - به خود جذب میکند. پس از این خمیازه و نخستین نفس، خسته میشود، میافتد و در روغن باقیمانده میغلتد؛ بدنش این رطوبتهای روغنی را میمکد و همین، خوراک او تا نُه ماه است.
موسسه معنا
✅ نظام علمی دووجهی؛ زیستشناسی دوره میانه اسلامی چگونه میان «مشاهده» و «غایت» پیوند زد؟ 🔵 یکی از سو
🔷 ۶. رشد و نخستین طعام: وقتی خورشید به آغاز برج عقرب میرسد، آن انسان نیرو میگیرد و دهانش برای طلب غذا باز میشود. پس از چهار سال برمیخیزد و به جستوجوی خوراک میرود؛ عنایت الهی از پیش، خوراکش را آماده کرده است: نزدیک همانجا درخت انجیری مییابد و از آن میخورد تا نیرومندتر شود. ماه تا چهار سال نگهبان اوست و خوراکش تا آن زمان تنها انجیر و انگور است؛ پس از آن، بهتدریج میوههای دیگر و حبوبات را نیز میخورد. اینگونه تکوّنی که شرح داده شد، «تکوّن طویل» یا تکوّن به طریق تولّد نام دارد و با تکوّن از راه توالد و تناسل همسنخ است: همان چاه، جای رحم را میگیرد؛ تغذیهاش از روغن، همچون تغذیه جنین از خون است؛ و حرارت زمین، جانشین حرارت درون رحم مادر میشود.
🔷 ۷. آفرینش حوّا: مؤنث از باقیمانده همان روغنی پدید میآید که مذکر از آن تکوّن یافته بود؛ با این تفاوت که در ماده باقیمانده، سردی غلبه دارد و در زمان تکوّن او نیز هوا سرد و رطوبت بر آن چیره است. انسانی که بدینسان و بر این صفت پدید آمد، همان آدمِ نخست و پدر آدمیان است که خدای متعال او را از گِل آفرید، و آن مؤنث نیز به «حوّا» موسوم گشت.
📚 منبع: مرآتالاکوان، صفحه ۳۹۳-۳۹۵
✍️ آقای محمدمتین محسنی ارجمند (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
🔻توضیحات: این متن پیوست به یادداشت هفتم با موضوع «نظام علمی دووجهی؛ زیستشناسی دوره میانه اسلامی چگونه میان «مشاهده» و «غایت» پیوند زد؟» می باشد.
#زیست_شناسی
#زیست_شناسی_دوره_میانه_اسلامی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ اختیار با مکانیک کوانتمی قابل توضیح است.
🔘 مفهوم «اختیار» به معنای تعیین وقایع فیزیکی با مفاهیم روانشناختی، صرفاً با مکانیک کوانتمی قابل توضیح است.
🔵 دیدگاهم درباره این موضوع را با این ادعا که «ایده اختیار هیچ معنایی در یک جهان علت و معلولی ندارد » شروع میکنم. اگر شما جهانی داشته باشید که دو نوع فرآیند داشته باشد، یک فرآیند روانشناختی و دیگری فرآیند فیزیکی. در صورتیکه این نوع فرآیند در حوزه مکانیک کوانتومی باشد، پس به نظر من، اختیار در حوزه روانشناختی قرار میگیرد.
👤 هنری استپ
#جبر_و_اختیار
#مکانیک_کوانتمی
#هنری_استپ
_ـ_ــ_ـ__ـ_ــ_ـ_
#مصاحبه
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute