🏴⁶⁸
🌙راوی: قافلهٔ عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آن چه فرمودهاند: «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا..»
این سخنی است که پشت شیطان را میلرزاند!
و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار میسازد..🌧
و تو!
ای آن که در سال شصتویکمهجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودهای
و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبهٔ بشریت، پای به سیارهٔ زمین نهادهای؛
نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است
و کربلایی که تشنه خون توست
و انتظار میکشد تا تو زنجیر خاک از پای ارادهات بگشایی
<<و از خود و دل بستگیهایش هجرت کنی>>
و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی
و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافلهٔ سال شصتویکمهجری برسانی
و در رکاب امام عشق به شهادت رسی..🏴
یاران!
شتاب کنید، قافله در راه است..
میگویند که گناهکاران را نمیپذیرند؟
<<آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست.. اما پشیمانان را میپذیرند :)>>❤️🩹
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴⁶⁹
زهيربنقَينبجلی را که میشناسید!
مردانی از قبیلهٔ «بنیفَزاره» و «بَجيله» گویند: «آنگاه که ما همراه با زهیربنقينبجلی از مکه بیرون آمدیم، در راه ناگزیر با کاروان حسینبنعلى همسفر شدیم.
ما را ناگوارتر از آن که با او در جایی هممنزل شویم هیچ چیز نبود چرا که زهیر از هواداران عثمانبنعفان خلیفهٔ سوم بود.
ما در این سو و حسین در آن سو اردو زدیم.
بر سفرهٔ غذا نشسته بودیم که فرستادهای از جانب حسین(ع) آمد و سلام کرد و با زهیر گفت: اباعبداللهالحسین مرا فرستاده است تا تو را به نزد او دعوت کنم.
و ما هر آن چه را که در دست داشتیم انداختیم و خموش نشستیم، آن چنان که گویا پرندهای بر سر ما لانه ساخته است..❗️
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴⁷⁰
ابیمخنف گوید: از «دلهم» دختر «عمرو» که همسر زهیر بود، اینچنین روایت شده است:
«من به زهیر گفتم آیا فرزند رسول خدا (ص) تو را دعوت میکند و تو از رفتن امتناع میورزی؟ سبحانالله!
بهتر نیست که به خدمتش بروی، سخنش را بشنوی و سپس بازگردی؟
زهیر با ناخشنودی پذیرفت و رفت..
اما دیری نگذشت که با چهرهای درخشان بازگشت
و فرمود تا خیمهاش را بکَنند و راحلهاش را نزديك امامحسین(ع) برند :)🕊
آنگاه مرا گفت که تو را طلاق میگویم..
از این پس آزادی و مرا حقی بر گردن تو نیست چرا که نمیخواهم تو نیز به سبب من گرفتار شوی؛
من عزم کردهام که به حسین(ع) بپیوندم
و با دشمنانش نبرد کنم
و جان در راهش ببازم..❤️🩹
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴⁷¹
سپس مَهر مرا پرداخت و به یکی از عموزادههایش واگذاشت تا مرا به خانوادهام برساند.
آن گاه به یارانش گفت:
از شما هر که میخواهد، مرا پیروی کند
و اگرنه این آخرین دیدار ماست..
بگذارید تا حدیثی را از سالها پیش آنگاه که در سرزمین «بَلَنْجَر» از بلاد خزر نبرد میکردیم برای شما نقل کنم:
از سلمان فارسی، که چون مارا از کثرت غنایمی که به چنگ آورده بودیم خشنود دید، فرمود:
<<اگر امروز اینچنین خشنود شدهای، آن روز که سرورجوانانآلمحمد(ص) را درک کنی
و در ركاب او شمشیر زنی تا کجا خشنود خواهی شد؟ :)>>⚔💚
یاران! اکنون آن تقدیر محتومی که انتظار میکشیدم مرا دریافته است باید شما را وداع گویم.»
و از آن پس، زهیربنقینجبلی نیز به خیل عاشوراییان پیوست..🏴
ادامه دارد..🖇
🪁@Maava110
مهم نیست «کوفی» باشی یا نه؛
<<مهم این است «كوفىمنش» نباشی!>>
مهم این نیست کجا هستی؛
<<مهم این است جایی که هستی، کارت را درست انجام دهی
و در موقع لازم بتوانی انتخاب درست را انجام دهی..>>
جدا شدن از کوفهٔ بیحسین و رسیدن به او، مثل حبيب.
گذشتن از همه چیز برای حسین💚
تَرَكْتُ الخَلْقَ طُرَّاً فِي هَوَاكَا
در هوای تو همه را رها کردم..
فقط به خاطر تو :)🕊
📚دعواسراولویتاست
#برگک
🪁@Maava110
مَأوآ..🪁
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بالهای ما، تا کوفه هم نمیشود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشق
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤
با بالهای ما،
تا کوفه هم نمیشود رفت
چه برسد به کربلا..
آقای عاشقان
کمکمان کن تنها قدمی کوچک در راستای
حسینیشدن
و حسینیماندن
برداریم
و قلبمان را به عشق تو، مزین کنیم..🫀
از دست تاریخ رهایمان کن
تا به وقت یاری
غربت اماممان را تاب نیاوریم
و به حسین جان آخرالزمان
گریز بزنیم..🕊
🏷زیارت عاشورا قبل از نوشِروحکردنِ واژهها فراموش نشه :)
◇ فایل صوتی ◇ فایل متنی
📚#فتحخون | بخش هفدهم تا دقایقی دیگر..👇🏻
🪁@Maava110
🏴⁷²
«عبدالله» پسر «سلیم»
و «مذری» پسر «مشمعل»
که هر دو از طایفهٔ «بنیاسد» بودهاند؛
گفتهاند که ما چون از مناسك حج فارغ شدیم در این اندیشه بودیم که هرچه سریعتر خود را به کاروانحسین(ع) برسانیم و بنگریم که سرانجام کارش به کجا خواهد کشید..
شتاب کردیم و چون در منزل «زَرود» خود را به آن حضرت رساندیم، مردی از اهالی کوفه را دیدیم که با دیدن کاروانحسینبنعلی(ع) به بیراهه زد تا با او رودر رو نشود🏃🏻
امام که ایستاده بود تا او را ببیند، دل از او برید و به راه افتاد.
و لكن ما خود را به او رساندیم تا از اخبار کوفه جویا شویم؛
از قبیلهاش پرسیدیم و چون دانستیم که او نیز از بنیاسد است، سؤال کردیم: «در کوفه چه خبر بود؟»
و او پاسخ داد: «من کوفه را ترک نکردم مگر آن که دیدم کشتههای مسلمبنعقیل و هانیبنعروه را که در بازار بر زمین میکشند..»💔
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴⁷³
بازگشتیم و همپای کاروان امام آمدیم تا شامگاهی که در منزل «ثعلبيه» فرود آمد.
فرصتی شد که به خدمت او رسیدیم و عرض کردیم:
«رحمت خداوند بر شما باد!... ما را خبری است که اگر بخواهی آشکارا و یا پنهانی بر تو بازگو کنیم.»
امام نگاهی به اصحاب خویش انداخت و جواب داد:
«من چیزی از ایشان پنهان ندارم.»
گفتیم: «آن سوار را که دیروز غروبهنگام در منزل زرود از شما کناره گرفت به یاد میآورید؟
او مردی بود از قبیلهٔ بنیاسد، خردمند و راستگو، که ما را از آنچه در کوفه گذشته است خبر داد..
میگفت که هنوز از کوفه خارج نشده دیده است جنازههای مسلم و هانی را که در بازار بر زمین میکشیدهاند..»💔
امام فرمود: «انا اللَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجعون، رحمت خدا بر ایشان باد!»
و این سخن را چند بار تکرار کرد..
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴⁷⁴
گفتیم: «از همین منزل بازگردید! ما در کوفیان نمیبینیم که به یاری شما قیام کنند و چه بسا که شمشیرهایشان را به سوی شما بگردانند..»⚔
امام نگاهی به پسران عقیل کرد
و از آنان پرسید که رأی شما در شهادت پدرتان مسلم چیست؟
آنان گفتند: «والله ما بازنگردیم مگر انتقام خون او را باز گیریم و یا همچون او به شهادت رسیم!🕊»
امام (ع) رو به ما کرده و فرمود: «بعد از آنها خیری در حیات نیست.»❤️🩹
و ما دانستیم که امام هرگز از قصد خویش باز نخواهد گشت..
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴⁷⁵
کاروان عشق شب را در آن منزل بیتوته کردند.
سحرگاهان به فرمودهٔ امام آب بسیار برداشتند و کوچ کردند تا منزلگاه «زُباله»، که در آنجا امام را خبر رسید که قيسبنمسهر نیز به شهادت رسیده است..
(در بعضی از مقاتل تردید کردهاند که آیا نام این فرستادهٔ امام قيسبنمسهر بوده است و یا عبداللهبنيَقْطُر، برادر رضاعی امام؛
لكن در نحوهٔ شهادت این مظلوم اختلافی در مقاتل وجود ندارد:
او را از طمار قصر به زیر افکندهاند و سرش را عبدالملكبنعمیر، قاضی کوفه، از تن جدا کرده است..💔
ادامه دارد..🖇
#فتحخون
🪁@Maava110
مَأوآ..🪁
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بالهای ما، تا کوفه هم نمیشود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشق
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤
با بالهای ما،
تا کوفه هم نمیشود رفت
چه برسد به کربلا..
آقای عاشقان
کمکمان کن تنها قدمی کوچک در راستای
حسینیشدن
و حسینیماندن
برداریم
و قلبمان را به عشق تو، مزین کنیم..🫀
از دست تاریخ رهایمان کن
تا به وقت یاری
غربت اماممان را تاب نیاوریم
و به حسین جان آخرالزمان
گریز بزنیم..🕊
🏷زیارت عاشورا قبل از نوشِروحکردنِ واژهها فراموش نشه :)
◇ فایل صوتی ◇ فایل متنی
📚#فتحخون | بخش هجدهم تا دقایقی دیگر..👇🏻
🪁@Maava110
🏴⁷⁶
🌙راوی: اکنون هنگام آن است که در قافلهٔ امام، صف اصحاب عاشورایی از فرصتطلبان ابنالوقت و بادگرایان جدا شود؛
چرا که دیگر همه میدانند کوفه در تسخیر ابنزیاد است..
از کوفه نسیم مرگ میوزد، نسیمی که بوی خون گرفته است💔
اما هنوز راه های بازگشت مسدود نیست
و بیابان، وادی حیرتی است که از اختیار انسان تا جبروت حق گسترده است..
برای آنان که دل به امام نسپردهاند، این وادی عرصهٔ بیفردای دهشتی طاقتفرساست!🧑🏻🦽
#فتحخون
🪁@Maava110