eitaa logo
مَأوآ..🪁
101 دنبال‌کننده
161 عکس
87 ویدیو
8 فایل
به دنبال کسی می‌گردی که تورا به سر منزل مقصود برساند..🤍 اما هرکسی توان آرام کردن دلِ تورا ندارد :) می‌شنوم🌱 daigo.ir/secret/81097017049 📲مَأوآی تلگرام: https://t.me/Maava110
مشاهده در ایتا
دانلود
<<شخصیت دادن به یک ملت به این است که به آن‌ها عشق و ایده‌آل داده شود>> و اگر عشق‌ها و ایده‌آل‌هایی دارند که رویش را غبار گرفته است، آن گرد و غبار را زدود و دومرتبه آن را زنده کرد..💚 📚حماسه‌حسینی 🪁@Maava110
مَأوآ..🪁
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بال‌های ما، تا کوفه هم نمی‌شود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشق
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بال‌های ما، تا کوفه هم نمی‌شود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشقان کمکمان کن تنها قدمی کوچک در راستای حسینی‌شدن و حسینی‌ماندن برداریم و قلبمان را به عشق تو، مزین کنیم..🫀 از دست تاریخ رهایمان کن تا به وقت یاری غربت امام‌مان را تاب نیاوریم و به حسین جان آخرالزمان گریز بزنیم..🕊 🏷زیارت عاشورا قبل از نوشِ‌‌روح‌کردنِ واژه‌ها فراموش نشه :) ◇ فایل صوتی فایل متنی 📚 | بخش نوزدهم تا دقایقی دیگر..👇🏻 🪁@Maava110
🏴⁸⁰ 🌙راوی: از این سوی، آنَك سپاه فاجعه نزدیک می‌شود.. اما از دیگر سوی، این سیارهٔ سرگردان حُرّ است که در مدار کهکشانی‌اش با شمس وجود حسین اقتران می‌یابد و لاجرم، جاذبهٔ عشق او را به مدار یار می‌کشدند.. امام کاروان خویش را به جانب کوه «ذوحُسُم» کشاند تا از راه آنان کناره گیرد و چون به دامنهٔ کوه ذوحُسُم رسیدند و خیمه‌ها را برافراشتند؛🏔 حرّبن‌یزید نیز با هزار سوار از راه رسید.. سراپا پوشیده در سلاح، تا آنجا که جز چشمانشان دیده نمی‌شد!🥷🏼 🪁@Maava110
🏴⁸¹ امام پرسید: «کیستی؟» و حرّ پاسخ گفت: «حرّبن‌یزید» امام دیگر باره پرسید: «با مایی یا بر ما؟» و حر پاسخ گفت: «بَلْ عَلَيْكُم.» آن‌گاه امام چون آثار تشنگی را در آنان دید، بنی‌هاشم را فرمود که سیرابشان کنند؛ خود و اسبانشان را..💔 علی‌بن‌طعان‌محاربی گوید: «من آخرین نفر از لشکر حرّ بودم که از راه رسیدم؛ هنگامی که راویه‌ها بسته بودند و امام بر در خیمه نشسته بود. مرا گفت: راویه را بخوابان. چون من مراد او را در نیافتم بار دیگر فرمود: شتر را بخوابان. شتر را خوابانیدم اما از شدّت عطش نتوانستم که آب بیاشامم. امام فرمود: دَرِ مشك را برگردان. و چون من باز کلام او را در نیافتم، خود برخاست و لب مشك را برگرداند و مرا سیراب کرد..» 🪁@Maava110
🏴⁸² 🌙راوی: این حسین است؛ سرسلسلهٔ تشنگان که دشمن را سیراب می‌کند! اما هنوز گاه آن نرسیده است که غزل تشنه‌كامیِ‌كربلاییان را بسراییم..💔 حُرّبن‌يزيد نشان داده است که دروغ‌گو نیست؛ او در جواب امام که خورجین آکنده از نامه‌های مردم کوفه را در برابر او ریخته بود، می‌گوید: «ما از زمرهٔ آنان نیستیم که این نامه‌ها را نوشته‌اند!» حُرّ را در همهٔ روایات مربوط به واقعهٔ کربلا با صفاتی چون صداقت، شجاعت، ادب و حفظ حرمت اهل‌بیت و مخصوصاً فاطمهٔ‌زهرا‌(س) ستوده‌اند.. و اصلاً وقایع کربلا خود شاهدی است بر آن که چراغ فطرتِ آزادگی و حق جویی هنوز در باطن حُرّ، محجوب تیرگی گناه نگشته است و به خاموشی نگراییده🌄 اما هنوز جای این پرسش باقی است که انسانی این‌چنین را با دستگاه حکومتی ارباب جور چه‌کار؟ چگونه می‌توان به منصبی که حُرّ در دار الاماره کوفه داشت راه یافت و باز آن‌چنان ماند که حُرّ مانده بود؟ <<آزادگی که با پذیرش ولایت ظالمان در یک جا جمع نمی شود!>> 🪁@Maava110
🏴⁸³ 🌙راوی: راستی را که تحليل وقایع تاریخ سخت دشوار است.. <<سِرّ دشواری کار در پیچیدگی‌های روح آدمی است!>> وقتی که مه در عمق دره‌ها فرومی‌نشیند اگرچه تاریکی کامل نیست، اما آفتاب پنهان است و چشم انسان جز پیش پای خویش را نمی‌بیند..🌫 اگر نباشد این که آفریدگار، ما را در کشاکش ابتلائات می‌آزماید؛ عاداتمان را متبدل می‌سازد؛ و شیاطین پنهان در زوایای تاریكِ درون را در پیشگاه عقل رسوا می‌دارد؛ <<چه بسا که در این غفلتِ پنهان همهٔ عمر را سر می‌کردیم و حتى لحظه‌ای به خود نمی‌آمدیم..!⛓>> 🪁@Maava110
🏴⁸⁴ آن چه حُرّ را در دستگاه بنی‌امیه نگه داشته، <<غفلت>> است.. غفلتی پنهان! شاید تعبیر «غفلت در غفلت» بهتر باشد <<چرا که تنها راه خروج از این چاهِ غفلت آن است که انسان نسبت به غفلت خویش تذکر پیدا کند..>> <<هر انسانی را ليلة‌القدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب می‌شود>>🚦 و حُرّ را نیز شب قدری این‌چنین پیش آمد، عمر‌بن‌سعد را نیز.. من و تو را هم پیش خواهد آمد! اگر باب يا لَيْتَنى كُنْت ُمَعَكُم هنوز گشوده است؛🌕 چرا آن باب دیگر باز نباشد که لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِه؟!🌑 ادامه‌ دارد..🖇 🪁@Maava110
آرمان‌خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج‌هاست؛ پس برای جانبازیِ در راهِ آرمان‌ها یاد بگیر که در این سیارهٔ‌رنج، صبورترین انسان‌ها باشی..⚡️ - شهیدسیدمرتضی‌آوینی 💡 🪁@Maava110
مَأوآ..🪁
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بال‌های ما، تا کوفه هم نمی‌شود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشق
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بال‌های ما، تا کوفه هم نمی‌شود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشقان کمکمان کن تنها قدمی کوچک در راستای حسینی‌شدن و حسینی‌ماندن برداریم و قلبمان را به عشق تو، مزین کنیم..🫀 از دست تاریخ رهایمان کن تا به وقت یاری غربت امام‌مان را تاب نیاوریم و به حسین جان آخرالزمان گریز بزنیم..🕊 🏷زیارت عاشورا قبل از نوشِ‌‌روح‌کردنِ واژه‌ها فراموش نشه :) ◇ فایل صوتی فایل متنی 📚 | بخش بیستم تا دقایقی دیگر..👇🏻 🪁@Maava110
🏴⁸⁵ حُرّ گفت: «من از آنان که برای شما نامه نوشته‌اند نیستم‌. مأموریم که از شما جدا نشویم مگر آن که شما را به کوفه نزد عبیدالله‌بن‌زیاد برده باشیم.» امام فرمود: «مرگ از این آرزو تو نزدیک‌تر است!» و یاران را گفت تا برخیزند و زین بر اسب‌ها نهند و زنان و کودکان را در محمل‌ها بنشانند و راه مراجعت پیش گیرند‌. این سخن در بسیاری از تواریخ آمده است، اما به‌راستی آیا امام قصد مراجعت داشته‌اند؟ هرچه هست، در این‌که لشکریان حُرّ تاخته‌اند و بر سر راه او صف بسته‌اند، تردید نیست..⚔ امام می‌فرماید: «ثَکَلَتْكَ اُمُّكَ! مَا تُرِيدُ مِنی؟ - مادرت در عزای تو بگرید! از من چه می‌خواهی؟» 🪁@Maava110
🏴⁸⁶ آن چه حُرّبن‌یزید در جواب امام گفته، سخنی است جاودانه که او را استحقاق توبه بخشیده است..💚 روزنه‌ای از نور است که به سینه حُرّ گشوده می‌شود🌅 و سفرهٔ ضیافتی است که عشق را به نهان‌خانهٔ‌دلِ او میهمان می‌کند.. حُرّ گفت: «هان والله! اگر جز تو عرب دیگری این سخن را بر زبان می‌آورد، در هر حال، دهان به پاسخی سزاوار می‌گشودم! کائناً ما كان: هر چه بادا باد.. اما والله مرا حقی نیست که نام مادر تو را جز به نیکوترین وجه بر زبان بیاورم.»❤️‍🩹 جملهٔ ارباب مقاتل و مورخین حُرّ‌بن‌یزید را بر این سخن ستوده‌اند و حق نیز همین است. سخن، ثمرهٔ گل‌بوتهٔ دل است و حُرّ را ببین که از دهانش یاس و یاسمن می‌ریزد.. این سخن ریحانی از ریاحین بهشت است که از گل‌بوتهٔ ادب حُرّ برآمده :)🌱 🪁@Maava110
🏴⁸⁷ آن‌گاه حُرّ چون دید که امام بر قصد خویش سخت پای می‌فشارد و نزدیک است که کار به مجادله بینجامد، از امام خواست که راهی را میان کوفه و مدینه در پیش گیرد تا او از ابن‌زیاد کسب تکلیف کند؛ راهی که نه به کوفه منتهی شود و نه به مدینه بازگردد. در بعضی از تواریخ هست که حُرّبن‌یزید در ادامهٔ این سخن افزوده است: «همانا این نکته را نیز هشدار می‌دهم که اگر دست به شمشیر برید و جنگ را آغاز کنید، بی‌تردید کشته خواهید شد.»⚔ 🪁@Maava110