.
#شهادت_امام_جواد علیهالسلام
.
یک جوان غریب و یک شهری
که ز پیر و جوان مقابل اوست
مَحرم هر کسی، همسرش است
همسر این جوان، قاتل اوست
.
سینه ات را ز داغ خون کردند
جگرت را به زهر، پاشیدند
ناله از زجرِ زهر، میکردی
به تو اما چقدر خندیدند
.
آنقدر زهر، زهر خود را ریخت
که به جسمت دگر توان نرسد
پشت در هلهله بپا شده بود
که صدایت به این و آن نرسد
.
اِی بهار رضا، خزان شده ای
تو کجا و نشانه ی پیری؟
وسط حجرهی غریبی خود
داری انگار #روضه میگیری
.
روضه ای از جفای همسر خود
از غم غربتت سخن داری
هِی به یاد مدینه می افتی
زیر لب ذکر یا حسن داری
.
از لبت، پاره پارهی جگرت
لخته لخته بر آستین میریخت
پیش لبهای تشنه از عطشت
کاسه ی آب بر زمین میریخت
.
پیکرت را کشان کشان تا بام
میبرند، آه ، میروی از حال
یادت افتاد روضه ای دیگر
سر گودال تا ته گودال
.
پیکر تو سه روز بر روی بام
این خودش ماجرای درد و غم است
باز باقیست جای شکرش که
رویِ این بام، ریگ داغ کم است
.
خواهر و مادرت که لازم نیست
به تنِ بی سرِ تو، سر بزنند
یا ببینند عده ای با تیغ
زخم بر روی زخمِ تر بزنند
.
سَرِ آخر کفن نصیبت شد
تنِ تو بی کفن نمی ماند
نانجیبی به رویِ جسم تو
اسبِ با نعل نو نمیراند
#ایمان_دهقانیا
.......................................
شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد🥀
یا جواد الائمه علیه السلام ادرکنی
اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ
─┅═༅𖣔◾𖣔༅═┅─
🏴 @mabaheeth
▪️ای كوی تو قبله ی مراد ادركنی
▪️ای دادرس روز معاد ادركنی
▪️ ای گشته ز فَرط جود و احسان و عطا
▪️مشهور و ملقب به جواد ادركنی
🏴 یا #جواد_الائمه علیه السلام أدرکنی
...
🏴 @mabaheeth
🏴چگونه امام جواد علیه السلام درخواست ناگفته شیعه خود را برآورده می کند.
▪️ اِبْنُ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلِ بْنِ اليَسَعِ قَالَ: كُنْتُ مُجَاوِراً بِمَكَّةَ فَصِرْتُ إِلَى المَدِينَةِ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ اَلثَّانِي عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ كِسْوَةٍ يَكْسُونِيهَا فَلَمْ يَتَّفِقْ أَنْ أَسْأَلَهُ حَتَّى وَدَّعْتُهُ وَ أَرَدْتُ الخُرُوجَ فَقُلْتُ أَكْتُبُ إِلَيْهِ وَ أَسْأَلُهُ قَالَ فَكَتَبْتُ إِلَيْهِ الكِتَابَ فَصِرْتُ إِلَى المَسْجِدِ عَلَى أَنْ أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَ أَسْتَخِيرَ اَللهِ مِائَةَ مَرَّةٍ فَإِنْ وَقَعَ فِي قَلْبِي أَنْ أَبْعَثَ وَ اَللهِ بِالْكِتَابِ بَعَثْتُ وَ إِلاَّ خَرَقْتُهُ فَفَعَلْتُ فَوَقَعَ فِي قَلْبِي أَنْ لاَ أَبْعَثَ فَخَرَقْتُ الكِتَابَ وَ خَرَجْتُ مِنَ المَدِينَةِ فَبَيْنَمَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ رَأَيْتُ رَسُولاً وَ مَعَهُ ثِيَابٌ فِي مِنْدِيلٍ يَتَخَلَّلُ القِطَارَ وَ يَسْأَلُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ القُمِّيِّ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَيَّ فَقَالَ مَوْلاَكَ بَعَثَ إِلَيْكَ بِهَذَا وَ إِذَا مُلاَءَتَانِ قَالَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ فَقَضَى اَللهُ أَنِّي غَسَلْتُهُ حِينَ مَاتَ فَكَفَّنْتُهُ فِيهِمَا
▪️ محمد بن سهل بن یسع قمی می گوید: من در شهر مکه مجاور بودم. از آنجا به مدینه آمده و به حضور امام جوادعلیه السلام رسیدم. در نظر داشتم که از آن امام عالیقدر در خواست کنم که به من لباسی به عنوان تبرّک عنایت کند، اما فرصت نشد و از محضرش خدا حافظی کرده و بیرون آمدم. در پیش خود گفتم: حالا که حضوراً نتوانستم خواسته ام را به آقا بیان کنم، پس طیّ نامه ای از محضر آن گرامی خواسته ام را طلب می کنم. نامه ای نوشته و تقاضایم را در آن اظهار کردم. سپس تصمیم گرفتم که به مسجد رفته و دو رکعت نماز بخوانم آنگاه صد مرتبه از درگاه الهی طلب خیر نمایم، اگر به دلم افتاد، که نامه را به حضورش می فرستم و اگر نیفتاد، نامه را پاره کرده و به دور بریزم.
نماز را خواندم و بعد از نماز به دلم افتاد که نامه را به حضورش نبرم و آن را پاره کرده و از شهر مدینه بیرون آمدم و در همین موقع که به راه افتاده بودم، پیکی از راه رسید و لباسی را که در بقچه ای پیچیده بود، به همراه داشت. او از اهل کاروان از محمد بن سهل قمی می پرسید تا اینکه به من رسید و مرا شناخت. به من گفت: مولای تو! (امام جوادعلیه السلام) این لباس را برایت فرستاده است. لباس های تقدیمی امام، دو لباس نرم و نازک بودند.
احمد بن محمد گفته است: وقتی محمد بن سهل از دنیا رفت، من او را غسل دادم و در آن دو لباس اهدائی امام علیه السلام او را کفن کردم.
📗بحارالانوار، ج 50، ص 44
@ahlolbait
🏴 @mabaheeth
11.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #کلیپ_تصویری: #امام_جواد (علیه السلام) مظهر جود و سخا
🎙️ سخنران: حجت الاسلام #عالی
◾یا جوادالائمه أدرکنی و سهّل و یسّر أمری ...
@ahlolbait
🏴 @mabaheeth
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#شهید_کیهانی وقتی فهمید کاملاً در محاصره تکفیری های داعشی است؛
«کمیلِ بابا، مقداد عزیزم، میثمِ گلم!
از شما میخوام ولایی بمونید، ولایی به ایستید؛ بسیجی، حزب الهی...