6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شهدا
در مزار شهدای میناب ایستاده بود و دوربین در دستش سنگین شده بود…
میان روایتها، قصه دختری را شنید که بعد از بیست سال انتظار، دستش را از پرورشگاه گرفتند تا نور خانهای شود. شش ساله بود که آمد، اما هفت ساله که شد، همان روز تولدش در مدرسه زیر آوار بمباران ماند.
میگفتند پدر و مادرش روزی دستش را گرفته بودند تا به خانه بیاورند… و یکسال بعد، از زیر آوار فقط دست همان دختر را به آنها برگرداندند.
او مانده بود میان قابها و مزارها، با دوربینی که هرچه میگرفت، باز حس میکرد این داغ در هیچ عکسی جا نمیشود.
🌱✨ #مَعبَر
🆔: @mabarai