eitaa logo
محمد ابوی سانی | قیام🇮🇷🇵🇸
2.4هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
3.7هزار ویدیو
114 فایل
بازنشراخباروارائه تحلیل های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مدرس حوزه و دانشگاه عضومجمع خطبای جوان کشور(مشعر) مشاور ازدواج و خانواده و مدرس دوره های خانواده متعالی عضو و مدرس دبیرخانه صالحین _«ایتا»PV @ghiam89 وقت مشاوره: 09395195885 https://virasty.com/Ghiam89
مشاهده در ایتا
دانلود
کارگاه بر مدار تبیین، دکتر رضا مهکام .mp3
زمان: حجم: 39.6M
🔰 نتایج مصاحبه با اغتشاش‌گران ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ 🔹عوامل مؤثر بر حضور نوجوانان در اغتشاشات 🔹روش‌های جذب نوجوانان و حل مشکل 🔺دکتر رضا مهکام
هدایت شده از  فصل بیداری
‼️ ماجرای کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ به زبان خیلی ساده: شبی که چکمه‌ها جای قانون را گرفتند! ✅ مقام معظم رهبری:  شما باید تاریخ کودتای رضاخان در اسفند ۱۲۹۹، بعد رسیدنش به سلطنت در ۱۳۰۳، بعد جانشین شدن محمدرضا را بدانید. 👈 امروز ۳ اسفند است. دقیقاً در چنین روزی (بیشتر از صد سال پیش)، اتفاقی در تهران افتاد که سرنوشت ایران را زیر و رو کرد.خب خیلی ساده این رو را بررسی می کنیم.*- 1️⃣ اوضاع ایران چطور بود؟ (دلیل اول کودتا) ایرانِ سال ۱۲۹۹ را یک خانه کلنگی و در حال فروریختن تصور کنید. پادشاه کشور (احمدشاه قاجار) جوان، ترسو و بی‌خیال بود. بعد از جنگ جهانی اول، قحطی، بیماری و فقر جان مردم را می‌گرفت. در هر گوشه از کشور یک نفر تفنگ دست گرفته بود و برای خودش حکومت می‌کرد. امنیت صفر بود. مردم خسته بودند و رویای  انقلاب مشروطه  (یعنی داشتن قانون و** آزادی) عملاً به بن‌بست رسیده بود. 2️⃣ پای انگلیس در میان است! (دلیل دوم کودتا) 🇬🇧 در همسایگی ما (روسیه) انقلاب کمونیستی شده بود. انگلیسی‌ها که آن زمان هندوستان را در چنگ داشتند، از ترس اینکه کمونیسم از راه ایران به هند برسد، وحشت کرده بودند. انگلیس با خودش گفت:  این پادشاه ضعیف قاجار نمی‌تواند جلوی روس‌ها بایستد؛ ما یک آدم قلدر، نظامی و حرف‌گوش‌کن در تهران نیاز داریم تا با مشت آهنین کشور را جمع کند و منافع ما را حفظ کند.! 3️⃣ شب کودتا چه گذشت؟  انگلیسی‌ها برای این کار، روی یک فرمانده نظامی خشن به نام  دست گذاشتند. یک روزنامه‌نگار جوان و جاه‌طلب به اسم  سید ضیاء طباطبایی هم که رفیق انگلیسی‌ها بود، شد مغز متفکر ماجرا. انگلیسی‌ها پول و مهمات دادند و رضاخان با حدود ۲۵۰۰ سرباز از قزوین راهی تهران شد. در نیمه‌شب ۳ اسفند، سربازان وارد تهران خواب‌آلود شدند. چون دولت هیچ قدرتی نداشت، هیچکس مقاومت نکرد. سربازان بی‌سر و صدا پلیس‌خانه‌ها، تلگراف‌خانه و ادارات را گرفتند. پایتخت سقوط کرد. 4️⃣ صبح روز بعد؛ سلام بر دیکتاتوری! ⚖️ صبح فردا، شاهِ ترسو تسلیم شد. سید ضیاء شد نخست‌وزیر و رضاخان شد فرمانده کل ارتش. اما اولین کار رضاخان چه بود؟ او اعلامیه‌ای به در و دیوار شهر چسباند که با این کلمه شروع می‌شد:  حکم می‌کنم! ‼️ همین یک کلمه یعنی فاتحه قانون و آزادی خوانده شد! آن‌ها در همان روزهای اول، ده‌ها نماینده مجلس، روزنامه‌نگار و آدم‌های سرشناس را بی‌دلیل دستگیر کردند و زندان‌ها پر شد. تمام روزنامه‌های مستقل بسته شد و خفقان عجیبی راه افتاد (به همین خاطر به دولت آن‌ها گفتند «کابینه سیاه»). 💠 نتیجه‌گیری: چرا این کار غلط بود؟ 🛑 شاید بپرسید:  خب رضاخان که بعداً امنیت آورد، پس مشکل کجاست⁉️ مشکل اینجاست که مردم ایران سال‌ها قبل در  انقلاب مشروطه  خون داده بودند تا پادشاه و زورگویان نتوانند هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند؛ خون داده بودند تا  و  نمایندگان مردم حاکم شوند. 👈 اما کودتای ۳ اسفند، چرخ تاریخ را به عقب برگرداند. این کودتا ثابت کرد که قرار است به جای قانون، زور سرنیزه حاکم شود. مجلس را به یک دکور بی‌خاصیت تبدیل کرد و نشان داد رضاخان هیچ تحمل و ظرفیتی برای شنیدن صدای مخالف ندارد. ۳ اسفند، روزی بود که یک نظامی قلدر با کمک خارجی‌ها قدرت را گرفت و بذر یک دیکتاتوری طولانی‌مدت را در ایران کاشت؛ دیکتاتوری‌ای که در آن امنیت بود، اما آزادی نفس کشیدن، نه! ✍️A.h