درون هر آدمی را که جستجو کنی ، بغض های بیشماری خفتهاند ! من هم "نبودنت" را بغض کردهام و هرچه میخواهم "ببارمت" نمیشود.
بیا عزیز کرده به دیدنم بیا نه فقط توی خوابهام، بلکه توی رویام. خودت میدونی که رویام بوسیدن چشمات زیر نور خورشیده، گرفتن دستات زیر سایهی ماه و دیدن صورتت برای هر روزمه. شایدم شمردن پلکات وقتی که خوابی.
بیا تا باهم ستارههای وجودمون و تو باغچه خاک کنیم، خاک کنیم تا فردا سبز بشه. رشد کنه. درخت بشه. تا روشنیِ درونمون تبدیل به سبزی بودنمون بشه و همیشه ابدی و استوار بمونه.