eitaa logo
☆𝕄𝕒𝕜𝕒𝕟 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝☆
146 دنبال‌کننده
538 عکس
421 ویدیو
1 فایل
نه فقط یه کانال… اینجا قلب تپنده‌ی عشقِ رهامیر💎 هر آهنگ یه حس مشترک، هر موفقیت یه جشن از دل‌ ما 🎶🚀 📅 آغاز مسیر: ۱۴۰۴/۹/۲۳ 👤 مالک : @Kosar_kashefi13 لینک ناشناس: https://daigo.ir/secret/31929592239
مشاهده در ایتا
دانلود
امیر : رفتم بالای سرش رفتم که تا آخر عمر مراقبش بمونم، راهی نداشتم نمیدونم تو وجودش وی داشت که منو مات خودش کرده بود اما من اونو میخواستم فردا ساعت ۱:۳۷ ظهر دکتر اومد دید که امیر بقل تخت هلن خوابش برده. چیزی نگفت کار هاشو مرد و رفت یه دفعه گوشی هلن زنگ خورد امیر بیدار شد با چشم های خواب‌آلود و با صدای گرده گوشی رو برداشت و گفت : الووو بفرمایید رونا : ببخشید شما ؟؟ کوشی دوست من دست شما چیکار می‌کنه امیر نمی‌دونستم چی بگم خدایا : اممم هلن جان خواب هستن نمیخوام بیدارش کنم تا دیر وقت بیدار بوده بیدار شد میگم تماس بگیره رونا : آقا امیر شمایید امیر : بله خودمم رونا: فقط آقا امیر هلن... هیچی خدانگهدار امیر : هلن چی ؟؟ رونا : هیچی خدانگهدار امیر : خدافظ ------------------------------------------------ امیر: هلنم ، عشقم ، عمر من ، قربون اون چشمای بستت برم بیدار شو عزیزم بیدار شو !! هلن : دستمو تکون دادم چرا اینجوری شدم نمیتونم تکون بخورم با زور چشم هامو باز کردم دیدم امیر دارع گریه می‌کنه اینجا کجاست اصلا !!! با زور گفتم : امیر ، چرا گریه می‌کنی ؟ امیر : با صدای هلن از جام پریدم ، قراون چشمات برم من نفس مد بیدار شدی زندگی هلن : صبر کن عشقم ، نفسم ، زندگیم وایییی بس من این بچه بازی هارو 🙄 الان کجاییم امیر : هلن جان حالت بد شد اومدیم بیمارستان هلن : هلن خانم راحت ترم ، تو چرا نمیری من تا جایی که یادم ازت زدم جلو ش.ر.ط رو یادته ؟؟ امیر : فک نمیکنی من اونو بردم ؟؟ هلن : چرا ؟؟؟ امیر : چون تو وسط مسابقه حالت بد شد !! من بردم حالا که حرف از شرط شد نوبت شرت منه‌😈☠️ هلن : از لحنت ترسیدم امیر : اشکال ندارع یکم ترس خوبه 😂😉 هلن : منظورت رو نمی‌فهمم ؟؟ امیر : نترس بابا هلن: میشه منو ببری خونم!! امیر : چشم رفتم کار های ترخیص رو انجام دادم دارم فک میکنم چی بگم برای مجازات خب من برنده شدم 😁 هلن : این مرده ورا نمیاد نه نباید بهش بگم مرده خیلی خوشگله امیر هم دوست ندارم جوجو خوبه !!! چون موهاش هم بور‌ه‍ شبیه جوجه طلایی ها میشه قربونش بشم ، چی گفتم من قربونش بشم ؟؟؟😳 نه مثل اینکه واقعاً داره از خوشم میاد امیر : خب کار های ترخیص رو انجام دادم دیگه باید بریم خونه ، رفتن تو دیدم لباسشو عوض کرده مثل فرشته ها شده 🫠🤤 هلن : با دهن باز به وی را زدی ؟؟؟ امیر : به زیبایی یه فرشته زمینی 🫠🫦 هلن: نمی‌ریم خسته ام امیر : بریم قر...ادامه ندادم می‌دونم خوشش امیر : رفتم بالای سرش رفتم که تا آخر عمر مراقبش بمونم، راهی نداشتم نمیدونم تو وجودش وی داشت که منو مات خودش کرده بود اما من اونو میخواستم فردا ساعت ۱:۳۷ ظهر دکتر اومد دید که امیر بقل تخت هلن خوابش برده. چیزی نگفت کار هاشو مرد و رفت یه دفعه گوشی هلن زنگ خورد امیر بیدار شد با چشم های خواب‌آلود و با صدای گرده گوشی رو برداشت و گفت : الووو بفرمایید رونا : ببخشید شما ؟؟ کوشی دوست من دست شما چیکار می‌کنه امیر نمی‌دونستم چی بگم خدایا : اممم هلن جان خواب هستن نمیخوام بیدارش کنم تا دیر وقت بیدار بوده بیدار شد میگم تماس بگیره رونا : آقا امیر شمایید امیر : بله خودمم رونا: فقط آقا امیر هلن... هیچی خدانگهدار امیر : هلن چی ؟؟ رونا : هیچی خدانگهدار امیر : خدافظ ------------------------------------------------ امیر: هلنم ، عشقم ، عمر من ، قربون اون چشمای بستت برم بیدار شو عزیزم بیدار شو !! هلن : دستمو تکون دادم چرا اینجوری شدم نمیتونم تکون بخورم با زور چشم هامو باز کردم دیدم امیر دارع گریه می‌کنه اینجا کجاست اصلا !!! با زور گفتم : امیر ، چرا گریه می‌کنی ؟ امیر : با صدای هلن از جام پریدم ، قراون چشمات برم من نفس مد بیدار شدی زندگی هلن : صبر کن عشقم ، نفسم ، زندگیم وایییی بس من این بچه بازی هارو 🙄 الان کجاییم امیر : هلن جان حالت بد شد اومدیم بیمارستان هلن : هلن خانم راحت ترم ، تو چرا نمیری من تا جایی که یادم ازت زدم جلو ش.ر.ط رو یادته ؟؟ امیر : فک نمیکنی من اونو بردم ؟؟ هلن : چرا ؟؟؟ امیر : چون تو وسط مسابقه حالت بد شد !! من بردم حالا که حرف از شرط شد نوبت شرت منه‌😈☠️ هلن : از لحنت ترسیدم امیر : اشکال ندارع یکم ترس خوبه 😂😉 هلن : منظورت رو نمی‌فهمم ؟؟ امیر : نترس بابا هلن: میشه منو ببری خونم خستم!! امیر : چشم قربو... ادامه ندادم می‌دونم خوشش نمیاد 😭 هلن : راحت باش بلاخره باید تحملت کنم 🙃 امیر : پس اونقدر ها هم سرد نیستی !! هلن : من کلا سرد نیستم از پسرا خوشم نمیاد 😑 امیر: یعنی از منم همینطور هلن : صورتش گل انداخته سرشو پایین انداخت 😖 امیر : چرا آنقدر خجالتی 😉 هلن آدرس رو داد و بردمش دم در خونشون چیری که بهم گفت قلبمو لرزوند امیر: رسیدیم عشقم!! هلن : خدافظ جوجو پای خاک به سرم نباید میگفتم سریع پیاده شدم و رفتم خیلی خجالت کشیدم الان چی میگه با خودش 😭 ادامه دارد...
هلن : صورتش گل انداخته سرشو پایین انداخت 😖 امیر : چرا آنقدر خجالتی 😉 هلن آدرس رو داد و بردمش دم در خونشون چیری که بهم گفت قلبمو لرزوند امیر: رسیدیم عشقم!! هلن : خدافظ جوجو پای خاک به سرم نباید میگفتم سریع پیاده شدم و رفتم خیلی خجالت کشیدم الان چی میگه با خودش 😭 امیر: بعد رهام تنها کسی که آنقدر قشنگ منو جوجو صدا زد هلن بود یه هفته بعد امیر: روز و شبم شده هلن با اون جوجویی که بهم گفته بود می‌گفت نمیتونم همیشه ببینمت کار دارم ، چند هفته فقط اینجوریه وگرنه وقتش خالیه فردا پنجشنبس باید بیاد خونه ی ما من اینو برای ش.ر‌.ط انتخاب کردم بیاد خونمون و شب بمونه 🙃🙂 خب فردا صبح که بیدار میشم باید کارگر بگیرم بیاد کمکم 😑 نظافتچی ما رفته بود مسافرت باید یکی دیگرو استخدام کنم 😭 0935..... امیر:آلووو سلام خانم محمدی!! +: بله خودمم امیر : میخواستم که اکه میشه برای نظافت تشریف بیاورید ۲۵۰ متر خونه دوبلکس دو اتاق خواب و آشپز خونه همین ۲۵۰۰۰۰۰ میدم +: حتماً میام --------------------- تا بیاد من وسایل های خودمو جمع کنم و اتاق امشب رو تمیز کنم ، اون کار خودمه 🤣 خب اتاقم رو جمع کردم خسته شدم رفتم که بخوام دیگ دیگ عهههه رهامه داداش خودم رهام: سلام قربونتتتتتتتت برم من امیر : سلام داداش دلم تنگ شده بود رهام:خسته ای؟؟ امیر :داشتم اتاقمو مرتب میکردم ! رهام : تو !!! ببین وی شده آقا بلند شده اتاق تمیز کردن ؟؟ امیر : هیچی هلن میخواد بیاد عیبه!! رهام : خونت رو نگاه کردی جوجو ؟؟ امیر: مال اینجا نظافتچی گرفتم 😮‍💨 رهام : من ترو نشناسم اتاقت رو هم نظافتچی تمیز میکرد دیگه آقا امیر ‌^⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠^‌ امیر: ش.ر.ط بردم قرارع بیاد خونمون با هم هم بخوابیم 🥴🫥 رهام: امیر تو خجالتی نبودی ها چرا گل انداخته صورتت باز 😂 امیر : خیلی ش.ر.ط مسخره ای گذاشتم ؟ رهام : نه جوجه خوبه !!😂😂 من دیگه برم امیر : نرو امشب بمون بعدا فردا برو رهام : شما مهمون داری کلی هم کار داری امیر : ندارم میان خونرو تمیز میکنم میرن!! رهام: باش جوجه فردا صبح ۹:۰۰ امیر:بفرمایید خانم محمدی اتاق هارو خودم تمیز کردم فقط آشپزخانه و پذیرایی مونده من میرم اما حواسم هست مار داشتید صدا کنید خب رهام هنوز خوابه منم برم بخوابم یکم ۱۱:۲۳ از خواب بیدار شدم رفتم دیدم هنوز کار تموم نشده رهام اما بیدارع امیر: رهام رهام: جان امیر: حواست هست اگه چیزی بدی بهشون من برم حموم رهام: آره داداش برو!! امیر : رفتم حموم خودمو شستم ، اومدم لباس پوشیدن ، موهامو خشک کردم یه تیکه انداختم جلو ادکلن زدم و رفتم بیرون من اومدم رهام : خوش اومدی داداش امیر: خانم محمدی رفت ؟؟ رهام : ارع امیر : خب پولشو هم داده بودم به ساعت نگاه کردم دادا زدم رهام : چرا دادا میزنی جوجه امیر : رهام دیرک شد هلن منتظره رهام : ببین پس من می م داداش مراقبت خودت باش امیر : باشه دادا من باید برم دنبالش هلن : پس امیر کوو نکنه سر جوجو ناراحت شده واییییییییییییییی !!! امیر : هلن هلن : عه امیر سلام امیر : سلام عزیزم هلن : سوار ماشین شدم و راه افتادیم امیر !! امیر : جان هلن: یچی بگم!! امیر : بگو هلن : با من قهری ؟؟ امیر : ورا دورت بگردم هلن : سر اون حذفی که بهت زدم امیر : کدوم ؟؟ هلن : سر جوجو امیر: زدم زیر خنده 😂😂 نه کوچولو تازه خوشحالم شدم هلن : فک کردم باهام قهر کردی!! امیر : چه بخواد چه نخواد بغلش کردم گفتم نه کوچولوی من هلن : یه دفعه پرید بغلم شوکه شدم اما بغلش برای آرامش داشت امیر : بریم بیرون هلن « بریم رفتیم ملی گشتیم غذا خوردیم دیگه ساعت ۹:۰۰ شد دیگه هوا خیلی تاریکه برسم خونه هلن : خیلی خرید کردم با خجالت امیر: اصلا هم خرید نکردی کوچولو 😉 خب رسیدیم خونه دیگه ساعت ۱۱:۰۰ شد امیر : هلن هلن : جانم امیر : قرصاتو خوردی هلن : نه حالم خوبه !! امیر : بخور عشقم هلن : چشم رفتم یه لیوان برداشتم آب ریختم قرصامو خوردم گوشی امیر هم اینجا بود دنبالش میگشت یه دفعه یکی زنگ زد My life ناراحت شدم زندگیم کیه ؟؟ هلن : امیر امیر : بله هلن : زندگی‌ تو کیه ؟؟ امیر : تو 😉 هلن : پس اینکه!!🥺😭 امیر : اون رهامه نگاه جانم داداش رهام: الو داداش خوبی ؟؟ امیر : ارع داداش چیزی نگی یه وقت صدا رو بلندگو هستش!! رهام : من حرف چیزی میزنم 😂😂 امیر : جانم کار داشتی رهام : میخواستم بگم بعدا شنبه تمرین داریم ببخشید اگه بد موقع مزاحم شدم امیر : باش دادا کار نداری خداحافظ رهام : نه دادا خدافظ -------------------------------------------------
امیر : کوچولوی من غیرتی شده 🙃 هلن : 🥴🫥 امیر : خجالت نکش بیا بریم بخوابیم خوابت میاد؟؟ هلن : من نه !! امیر : پس بیا بریم فیلم ببینیم هنوز خجالت می‌کشه نشستم اونور مبل اونم نشست اونیکی ور مبل!! امیر : فیلم رو گذاشتم یه چند دقیقه که گذشت رفتم سرمو گذاشتم روی پای هلن ، فهمیدم شوکه شد اما به روی خودم نیاوردم هلن : خیلی‌ خیلی خیلی خیلی خجالت میکشم تو یه خونه با یه پسر باشم 🥺 امیر هم الان سرشو گذاش روی پام ، ناخداگاه دستم رفت لای موهاش ، موهاش مثل گندم زار میمونه ، مثل خودش قشنگه امیر : گفتم الان داد می‌زند اما برعکس دستشو برد لای موهام داشت نوازشم می‌کرد خیلی دوستش دارم ۳:۰۰ صبح هلن : بریم بخوابیم 🥴 امیر: بریم گلم تلویزیون رو خاموش کردم و رفتیم بخوابیم هلن :من کجا می‌خوابم تو کجا ؟؟ کدوم تخت مال کنه کدوم مال تو ؟؟ امیر : اون تخته مال ماست 🫢 هلن : اون مال مااسست 😖 رفتم و تو خودم جمع شدم دارم از خجالت آب میشم یه خونه با یه پسر کم بود حالا یه اتاق با یه پسر هم شروع شد امیر : می‌دونم خجالتی‌ه‍ اما باید عادت کنه رفتم و کشیدمش سمت خودم و بغلش کردم آروم گفتم شب بخیر هلن : کم کم یخم باز شد منم بغلش کردم گفتم شب توهم بخیر عزیزم امیر : واقعا الان اون هم منو بغل کرد و به من گفت عزیزم!!! آروم گونش رو بو/سی/دم و خوابیدیم 😴🥱
سلام دخملی ها صبح بخیر
هدایت شده از ♬ℋᎯᎯℳℐℳ
۲تا فرشته ی دیگه تا رند شدنمون🥲
هدایت شده از تبادلات گسترده نوا
🔸شروع تبادلات گسترده نوا ⭕️بنرها ۱۵ دقیقه بمونن ⭕️فعالیت بین تب انجام نشه ادمین تبادلات میشم جذب فول بالا جهت نام نویسی اینفو چک شه https://eitaa.com/tb_nava