یکی از همین روزها قاتل میشم. ساعت 2 میخابم، ۸ بیدار میشم. درس میخونم. دوتا کلاس میرم. امتحان میدم؛ ولی مهمتر از اونا بعدظهرها نمیخابم. این نکته آخری ترسناکه.
بدون که مورد عنایت قرارت دادم
دعای خیرم پشت سرته که اینطور داری با اینده من بازی میکنی🙂
زمین گرده ستونننن
برین تو اینده جوون کشورت ولی بدون دعای اون جوون پشت سرتههههه
اینکه ساعت پنج صبح میخوابم
و هشت صبح بیدار میشم
امتحان رو هم هیچی ازش نمیفهمم
ته بدبختی
اگه ارث باباتو نبرده بودم تا الان که اینطور کردی، جدی جدی میام ببرم که حداقل حلال باشه