#صبحبهخیر
صبحتون به زیبایی این لحظه💜🧡
چشمتون رو به دنیای بنفش و نارنجی ما باز کنید!
خانوادمون
#ماکان
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخ مادر صداش
#امیر
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
برا ش/ی/پرای چنل
#رمیر
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مایکل جکسون کم آورد
#رهام
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بابا بزرگ ماکان
#رهام
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فحش بدین خودتونین
#جزیره
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه پسر دارم شاه نداره✨️
#امیر
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐬𝐡𝐯𝐚𝐧|ماکان باشوان♬
خانوادمون #ماکان 🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜 ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ
بچه هایی که توی این عکسن الا معلوم نیست کجان و چیکار میکنن😔😭💔
𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐬𝐡𝐯𝐚𝐧|ماکان باشوان♬
#خواهردوقلویمن #part23 💜Roham🧡 با صدای افتادن چیزی به سمت اتاق رفتم با دیدن آتوسا که بیهوش افتاد
#خواهردوقلویمن
#part24
💜Roham🧡
امیر:من...
نزاشتم ادامه بده
رهام:اوکی بیا بشین برم یه لیوان آب بیارم داری سکته میکنی!
امیر:ایشالا سکته کنم راحت شم
دستشو گرفتم و رو صندلی نشوندمش
رهام:بشین کم حرف بزن
به سمت سوپری تو حیاط بیمارستان رفتم که وسط راه با صدای جیغی ترسیدم و تکونی خوردم
نامشخص:جییییییییغ آقای هادیان شما اینجا چیکار میکنین؟
به سمتش برگشتم و به زور و با خستگی تلخندی رو لبام نشوندم
رهام:سلام☺️☺️
نامشخص:واییییییییییی سلاااااام
لبخندی زدم و سرمو تکون دادم
نامشخص:میشهیه عکس بگیریم؟
رهام:بفرمایید
2 minutes later...
دیگه داشت اعصابم خورد میشد
رهام:ببخشید اجازه مرخصی میدید؟
نامشخص:این چه حرفیه بفرمایید
به سمت امیر رفتم که یادم افتاد براش آب نخریدم همون مسیرو برگشتم و بطری آبی خریدم...
ادامه دارد...
نویسنده:زیزی💔