𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐬𝐡𝐯𝐚𝐧|ماکان باشوان♬
#منتشرشده نانازززی🥹🤏✨ 𝙸𝚗 𝚎𝚟𝚎𝚛𝚢 𝚖𝚘𝚖𝚎𝚗𝚝 𝚠𝚒𝚝𝚑 𝚢𝚘𝚞, 𝙸 𝚍𝚒𝚜𝚌𝚘𝚟𝚎𝚛 𝚊 𝚠𝚑𝚘𝚕𝚎 𝚗𝚎𝚠 𝚠𝚘𝚛𝚕𝚍 𝚘𝚏 𝚏𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜💋🍷. {𝙹𝚘𝚒𝚗:
مگه میشه پسر اینقد ناز داشته باشه و عسل باشه؟؟؟
هدایت شده از •★دنیــای مـاکــان★•
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی بابای امیر🙂↔️✨
#تازهنشر
کنسرت تولد امیر1404/10/7✨
• . • . • . • .★. • . • . • . •
"𝒮𝓌𝑒𝑒𝓉 𝓂𝑜𝓂𝑒𝓃𝓉𝓈 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝓉𝒽𝑒 𝓋𝑜𝒾𝒸𝑒𝓈 𝓉𝒽𝒶𝓉 𝒽𝑒𝒶𝓁 𝓂𝑒 🧸🤎✨"
𝐋𝐈𝐍𝐊: @theworldofmacan
#شببهخیر
عشق مثل خوابـے کوتاـہ ولے شیرین میمانـב اما ؋ـرـבایش کـہ از خواب بیـבار شوے آرزو میکنے اے کاش هیچوقت این خواب را نمیـבیـבی!🌓🌌
همیشه مثل ماکان در قلب امیر و رهام فراتر از یک رویا✨️
شب به خیر ملودی های نارنجی🧡
#صبحبهخیر
صبحتون به زیبایی این لحظه💜🧡
چشمتون رو به دنیای بنفش و نارنجی ما باز کنید!
𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐬𝐡𝐯𝐚𝐧|ماکان باشوان♬
مریض که هستم
بگردمت شوخی کردم فداتشم
#خواهردوقلویمن
#part22
💜Roham🧡
با دیدن آتوسا تو اون حالت سریع پیاده شدم!
رهام:ام..
امیر:رهام فعلا نه!
رهام:باشه باشه!
در پشت رو باز کردم،وسایلش رو از امیر گرفتم و گذاشتم صندوق عقب!
..
دم خونشون وایسادم!
امیر وسایل آتوسا رو براش برد بالا و دوباره اومد!
امیر:رهام چرا وایسادی بیا خب!
رهام:نه مرسی میرم!
امیر:روهام!
رهام:بله!
امیر:ببخشید
سوالی بهش نگاه کردم
امیر:پریدم وسط حرفت!
رهام:اشکا...
امیر:ببخشید!
بغلش کردم ،سرشو تو گردنم برد!
خیس شدن گردنمو احساس کردم و بعدش صدای امیر
امیر:بخدا حالم بده نمیدونم چیکار کنم حالش خوب شه!
رهام:هیش!آروم باش!
زندگی همینه بالا و پایین داره الان زندگی آتوسا تو نقطه پایینه همه چی خوب میشه صبر داشته باش!
..
یکم گریه کرد و سرشو آورد بالا!
رهام:برو داداش نگرانت میشن
امیر:بیا بالا!
رهام:برو الان وضع خوبی نیست!
امیر:اتفاقا بیا چون الان مامان و علی و نازنین بیان مطمئنم شر به پا میشه!باشی بهتره!
رفتیم بالا و امیر مستقیم رفت تو اتاق پیش آتوسا!
با صدای چیزی به سمت اتاق دویدم
ادامه دارد...
نویسنده:زیزی