نامه ۷۸ام..
✍🏽📜
راوی:
سال 2053 /در ماه نوامبر.
هوا طوفانی شده بود و دریغ از قطره ایی باران.
گویی هوا خوی وحشیگریاش بالا زده بود!
پنجره هارا با میله چوبی بست و ویلچرش را به سمت شومینه هدایت کرد.
خودش را در آینه کوچک کنار شومینه نگاه کرد؛موهایش حالا جوگندمی یک دست شده بود؛
کنار چشمش پر از چروک های زیبا بود..
روزها بود کلامی حرف نزده بود حتی صدایش را از یاد برده بود..
عادتش بود..هروز کل خانه را از نظر میگذراند!
به قاب روی شومینه که زیرش صندوقچه بود،نگاه انداخت..
خودش را کنار مردی میدید..
دهانش را به قصد کلامی باز کرد:
تو کی هستی؟ من کنار تو چرا اینقدر خوشحالم؟
هر چه فکر میکرد یادش نمیامد آن مرد که بود..
سی سال پیش؛در یک تصادف حافظهاش را از دست داد و قطع نخاع شد.
در این سی سال موهایش سپید شد ..
نزدیکای ساعت هفت عصر بود،و طبق معمول منتظر صدای زنگ پستچی..
در این سی سال شخص ناشناسی هر سه شنبه برایش نامه میفرستاد ..
او هیچگاه از خودش نامی نبرد...فقط در پایان نامه ها لفظی را خطاب میکرد!
زنگ خانه به صدا امد و نامه را از پستچی گرفت و مشغول خواندن شد.
نامه:
سلام حال خوب من؛امیدوارم حالت امروز خوب باشد.
امیدوارم امروز از من سایهایی در خیالت نقش بسته باشد،اما گمان نمیکنم..
شاید این آخرین نامه باشد که برایت مینویسم..پس خدا میداند هنگام نوشتنش حال من چگونهاست..
#طنین
خب من اومدم با یه سوپرایز خیلی خفن که میتونی دل امیر و شاد کنی اونم بدون پول حالا چجوری؟😁
۱.شما یه عکس دوست داشتین از خودتون میفرستین میتونید محوش هم کنید که چهرتون معلوم نباشه
۲.اسمتون و بنویسید
۳.یه دلنوشته خیلی کوتاه اندازه یکی دوخط برای من بفرستید برای تولد امیر☺️
۴.حتما ایدی داشته باشید میتونید هم مال اینستا باشه هم ایتا فرق نمیکنه ولی فقط یکی
منم با اینا ادیت میزنم و حالت کتابچه درست میکنم و تحویل امیر میدم
(قراره کنسرت ۱۹ام و برم)
لطفا همه اطلاعات کاملا بنویسید و ارسال کنید ممنونم
@Zahra_zhj
لینک چنل
⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷
https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba