eitaa logo
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
894 دنبال‌کننده
9هزار عکس
6هزار ویدیو
30 فایل
<بــه نـام افـریـنـنـدهِی خـورشـیـد و مـاه !'🌗> لـیـنـک زاپاسـمـون: https://eitaa.com/joinchat/942998140C3e178c9c50 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟏 : @Sheyda_macan✨🤍 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟐 : @Reyhaneh_arh✨🤍 𝟏.𝟐𝐤🛫𝟏.𝟓𝐤 𝑠𝑡𝑎𝑟𝑡 ' ¹⁴⁰² ⁰² ³¹ '
مشاهده در ایتا
دانلود
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کپشن:🫀🫠 موزیک شوک از کانال خودمون و سایت های معتبر پخش شد. م‍‌ن پ‍‌ش‍‌ت‍‌م گ‍‌رم‍ہ چ‍‌ون رف‍‌ی‍‌ق‍‌م ت‍‌وی‍‌ی🫀🫂 #𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧_iran'🧡✨ ┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓ 𝐣𝐨𝐢𝐧↷ https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba
بریم برا رمان ماکانیم؟😎
(عاشق صدای تو) رمان ماکانی🫀 +پاشو پناه پاشو دانشگاهمون دیر شد . با بی حوصلگی گفتم -اه کیمیا ، ساعت چنده! +نه مثل برق از جام بلند شدم -دیرم شد دیرم شد ۹ و نیم کلاس دارممممممممممممم. با جیغ به کیمیا نگاهی انداختم -چرا تو اماده شدی؟ +خانم ده بار صدات کردم بیدار نشدی سریع اماده شدم مقنعمو سر کردم من پناه کاردان هستم ۲۲ سالمه اهل تبریزم عاشق سینمام دانشجوی رشته سینما ام دارم کارگردانی میخونم نگاهی به دیوار خوابگاه انداختم چیزی یادم نره چشمم خورد به عکس ایدلام امیر و رهام رو خیلی دوستشون دارم ، تاحالا دوبارم رفتم کنسرتشون ولی نتونستم باهاشون عکس بگیرم، بیخیال، دیرم شدددددد بند کفشمو میبندم میدوم بیرون از خوابگاه خدارو شکر کلاسام نزدیک خوابگاهن کلی جون کندم تا رشته ی مورد علاقم تو تهران قبول شم وارد محوطه دانشگاه میشم میدوم سمت کلاسم با استاد بدیع زاده(مثلا کارگردان خیلی معروفیه چون بجز امیر و رهام نمیخوام اسم کسی معروف بیارم) تقی به در میزنم +بفرمایین تو -استاد ببخشید دیر کردم +طوری نیست پناه بشین خیلی استاد خوبیه دوستش دارم میشینم پیش روشا جزوه هامو باز میکنم که پارسا یکی از هم کلاسیام میگه +استاد پناه حتما خواب امیر مقاره رو میدیده، دیر کرده. همه میزنن زیر خنده خشم وجودمو پر میکنه مرتیکه یالغوز به چه جرئتی منو کنف میکنه. جلو این همه ادم ، بلد نیستن یکم به سلیقه هم احترام بزارن، این خوابمم این از کجا میدونه؟ اهان یه بار که خواب چرتمو راجب امیر داشتم برا روشا تعریف میکردم این یالغوز شنید از خشم صورتم جمع شد اما رو درسم حساس بودم بعدا جوابشو میدادم فعلا به درس گوش بدم. +متوجه شنید پس هنر های نمایشی مادر هنر های هفت گانس ، معماری و تجسمی، اوایی و ..... بلند شدم برا سوال -استاد ببخشید درسته که در هنر های نمایشی گفت و گو به کشمکش می انجامد و کشمش به اوج میرسد و له اتفاق ختم میشود در نمایشنامه؟ +بله کاملا درسته ، خوب کلاس تمومه شروع کردوسایلشو جمع کردن منم وسایلمو جمع کردم اومدم برم سمت در +خانم کاردان شما بمونید کارتون دارم همه رفتن و من و استاد موندیم -بفرمایین استاد +پناه ، من قراره یه پروژه رو کارگردانی کنم، تو بهترین دانشجوی منی میخوام ازت برای اولین کارت منشی صحنه ی من باشی . از خوشحالی روی پام بند نبودم -و....وای استاد واقعا؟ +اره واقعا بازیگرای معروفیم داخل این پروژه اند. -ح...حتما +فعلا به کسی چیزی نگو پناه تا واسه قرار داد خبرت کنم -چ...چشم به استوری امیر خیره بودم خیلی رهامیر و دوس داشتم ، چون هنوز مردمی بودن و‌ خیلی مهربون بودن همین منو جذب کرد به ماکان بند اهنگاشونم خیلی قشنگه نمیدونم چرا بعضیا انقدر ازشون بدشون میاد وارد کلاس بعدیم شدم و رفتن سمت پارسا -بار اخرت باشه منو تو جمع دست میندازی. +اوخی، واسه عشقش غیرتی شده، اون اصلا تورو میشناسه که انقدر یقه جر میدی واسش؟ -من که میدونم چرا میخوای منو بچزونی، بخاطر اینکه به دوستیت جواب رد دادم ، ببین منو من اهل دوس پسر نیستم تاحالا ام با هیچ پسری نبودم. +نکنه عشق مقاره نمیزاره -چرا خفه نمیشی من اونو بخاطر مهربونیش دوس دارم، و اهنگ های قشنگش، بعدشم تو یاد بگیر انقدر جلف نباشی شاید نگاهی بهت کسی انداخت . با چندش ازش رو گرفتم اه و رفتم نشستم پیش روشا +بابا ولشون کن اینا خیلی بیشعورن. پسره یالغوز دماغشو عمل کرده شبیه گراز شده دوتا دستاشم تتو داره موهاشم تیغ ماهی بافته شبیه شامپازه، درسته پولداره اما من ازش خوشم نمیاد لباساشم که نگم بهتره اصلا با امیر و رهام قابل مقایسه نیس این کلاسو دوس نداشتم استادشم رو مخ بود رفتم ته کلاس نشستم. گوشیمو در اوردممم رفتم اینستا، دیدم امیر و رهام استوری گذاشتن -ایولللل همه نگاها برگشت سمتم چرا خوشحالیمو به زبون اوردم +کاردان اینکارا چیه؟ -ببخشید استاد ....چیزه ....بلاخره من این مطلبو فهمیدم که درس دادین. معلوم بود باور نکرده ولی مهم نبود برام اخ جون ماکان بند تهران کنسرت متفاوتت دارهههههه کاش بتونم اینبار باهاشون عکس بگیرم تولد امیرمممم هس‌. تاریخ بلیط فروشی ساعت ۵ بود الان ساعت ۳ و نیمه نگاهی به مبلغ کارتم انداختم امروز ۲۸ اذرههه کنسرت ۳ دی تو کارتم ۲ میلیون و ۹۰۰ تومن داشتم بایدم تا ۲۰ دی که تولدمه باهاش سر کنم، تا اتلیه پولمو بده، چند وقتی بود که از بابام پول نمیگرفتم، چون دیگه بزرگ شده بودم من عکاسی و فیلمبردار عروسیم انجام میدم‌ کلاس نداشته باشم، میرم اتلیه رها دوستم برا عکاسی میتونستم بلیط کنسرت وسط بخرم که ۷۰۰ تومنه کیمیا ام که نمیومد تنها باید میرفتم تاحالا تو تبریز ۲ بار رفتم کنسرت بار اولمه تو تهران میخوام برم. ادامه دارد...... نظراتتون و بنویسین قشنگا 🫀 https://harfeto.timefriend.net/17199433926790
عاشق صدای تو🫀 ساندویچمو گاز زدم و رفتم تو سایت ساعت ۵ و نیم کلاس داشتم دو دقیقه دیگه سایت باز میشدددددد اوفففف ۲۰ ثانیه ۱۹..۱۸.۱۷.........۹....۸.۷.۶.۵.۴.۳.۲.۱ سایت باز شد داشت پر میشد دیدم ردیف دوم یه خالی دارههه سریع زدم روش نگاهم به قیمت نکردم چون همیشه یا وسط گیرم میومد یا اخر این بار چون تنها بودم خواهرمم نبود شانسم بود پرداخت که کردم با مالیت ۱ میلیون و ۳۰۰ از حسابم برداشت شد اه خاک تو سرم حالا این بیست و ۲ روز چیکار کنمممم چرا جوگرفت منو خر منم دوتا گوشم دارم کلاسم که تموم شد رفتم خوابگاه لباسامو عوض کردم و افتادم رو تخت و خوابم برد. باید تا ۳ دی هرشب برم فیلمبرداری تالار یا فیلمبرداری از کلیپ عروس و داماد اه وگرنه تا ۲۰ دی باید گشنگی بکشم کلاسامم تو همه میمیرم از اینهمه کار ......... -عروس خانم سرتو بگیر بالا نگاهی انداختم _اقای داماد شما با دست راستت گوشه ی کتت رو بگیر عکس و انداختم فردا کنسرت بود کلی شوق و ذوق داشتم کاش عکاسی داشته باشن با زنگ گوشیم به خودم اومدم استاد بدیع زاده بود -یه لحظه با اجازه جواب دادم +پناه -جونم استاد +بیا دفتر من کارت دارم -بله حتما استاد من تا دوساعت دیگه دفترتونم الان ساعت ۶ عصر بود اوففف از این سر تهران تا اون سر تهران خیلی راه بود عکاسی تموم شده بود اسنپی گرفتم و سوار شدم هنذفریمو گذاشتم تو گوشم این چند وقت حسابی خسته شده بودم و وقت کم اورده بودم هر وقت بیکار بودم اهنگ گوش دادن منو از این منجلاب میکشید بیرون اهنگ قفس ماکان بند ،میتونست حالمو بهتر کنه. اصلا دارو بود برام انگار. فقط اگه خدا بخواد بتونم باهاشون عکس بگیرم، یکی از ارزوهامه ..... بسم الهی گفتم و وارد دفتر استاد شدم به منشیش گفتم -استاد هستن؟ +خانم کاردان ؟ -بله +بفرمایین منتظرتونن. وارد دفترش شدم -سلام استاد +سلام بشین نشستم و شروع کرد به صحبت کردن +پناه، میخوام قشنگ از توانایی هات استفاده کنی، تو خیلی با استعدادی‌ پناه بازیگرای اصلی مشخص شدن فیلمبرداری از دو هفته دیگه استارت میخوره تهیه کننده های قدری پشت این قضیه ان. منم کارگردان دومم، انقدر این سریال بزرگ و عواملش، دو تا کارگردان داره از هیجان زبونم بند اومده بود -بازیگراش کیا هستن؟ +میفهمی، اینم قرار داد اولین کار جدیت قرار داد و گذاشت جلوم +امضاش کن با استرس خودکار رو گرفتم و با دستان لرزان امضا کردم و اثر انگشت زدم با شادی از اونجا زدم بیرون هوووووووووو من منشی صحنه یه کار پر بازیگررررر، یعنی بازیگراش کیان؟ ایوللللللل خدایا نوبت منم شددددددددد هوووووو ادامه دارد..... به نظرتون بازیگراش کیا هستن؟ نظراتتون و حتما برام بنویسین قشنگا🫀 حرفی ؟سخنی؟ https://harfeto.timefriend.net/17199433926790
وای خدا امشب چه خوبه🥺 م‍‌ن پ‍‌ش‍‌ت‍‌م گ‍‌رم‍ہ چ‍‌ون رف‍‌ی‍‌ق‍‌م ت‍‌وی‍‌ی🫀🫂 #𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐑𝐞𝐲𝐡𝐚𝐧𝐞𝐡'🧡✨ ┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓ 𝐣𝐨𝐢𝐧↷ https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌊 م‍‌ن پ‍‌ش‍‌ت‍‌م گ‍‌رم‍ہ چ‍‌ون رف‍‌ی‍‌ق‍‌م ت‍‌وی‍‌ی🫀🫂 #𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐑𝐞𝐲𝐡𝐚𝐧𝐞𝐡'🧡✨ ┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓ 𝐣𝐨𝐢𝐧↷ https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba
عاشق صدای تو🫀 وایی خدا همیشه واسه کنسرت بهترین لباسامو میپوشیدم اهنگ قشنگ قشنگم گذاشتم و مشغول لباس پوشیدم شدم امروزم تولد امیرع بلاخره میخوام برم تولدش باید خوشگل باشم وا یجور میگی انگار میخوای بری جشن تولد وایی حال خودمو نمیفهمم +تو الان میری صداشونو میشنوی دیگه اهنگ گذاشتنت چیه؟ از لج کیمیا صداشو بلند تر کردم خیلی ارایش نکردم حقیقتا بلد نیستم نگاهی به اینه انداختم و خیلی خوشگل شده بودم خوبه دل از ایینه کندم -خداحافظظظظظ اسنپی گرفتم همیشه تنهایی همه جا میرفتم برام مهم نبود کسی باهام میاد یا نه فقط حال خوب خودم مهمه و بس نمیخوام کسی حالمو بد کنه ....... یکساعت زودتر اومده بودم وارد شدم سانس اول بودم خیلی شلوغ بود همه زودتر اومده بودن. بلاخره تولد امیر بود و اینهمه فن نگاهی با کادوی توی دستم انداختم یعنی خوشش میاد؟ دوستش داره؟ اخه اخه بین این همه کادو کادوی تو رو میبینه؟ چرا خفه نمیشم من بسه دیگه افکارمو پس زدم اگه خوشش نیاد چی؟ بلاخره من۳ساله طرفدارشم میدونم نارنجی دوست داره برا رهامم از چهرش نقاشی کشیده بودم با تموم تلاشم با رنگ نارنجی یه تیشرت سفید و تم های نارنجی و پاییزی اصافه کرده بودم. کاش خوشش بیاد. از اونجایی که ادم خوش برخوردی بودم سریع با چندتا از فن ها گرم گرفتم که بغلم نشسته بودن نازگل گفت(یکی از فنا) +پناه ، چی شد ماکانی شدی؟ -خودمم نمیدونم زدم زیر خنده همه تو سالن نشسته بودیم تا اجرا شروع بشه -راستش من ماکان بند و میشناختم اهنگ های خیلی معروفشونم گوش میدادم و دوست داشتم ، فکر نمیکردم یه روزی فن بشم ، خوب .... من دانشجوی رشته ی سینماعم......... سریال جزیره که پخش شد... نازگل نذاشت حرفمو بزنم +نکنه تو فقط بخاطر امیر اینجایی؟ امیر لاوری؟ معلوم بود، معلوم بود کراش داری رو امیر..... پریدم وسط حرفش -اه یه دیقه حرف نزن تا بگمت، من نه امیر لاورم نه رهام لاور هردوشونو دوست دارم، شاید اول رو امیر کراش داشتم اما الان خیلی دوستشون دارم . جزیره رو که دیدم عاشق بازی امیر شدم.... باز پرید وسط حرفم +نکنه از بازی شادی مختاریم خوشت میاد نگاهی بهش کرد و ادای عوق زدن و در اوردم. - اون اگه بازیگر بود بازیگری امیر و زیر سوال نمیبرد ، من به عنوان کسی که تو هنرهای نمایشی سالها فعالیت داره میگم بازیش افتضاح بود، افتضاح معلوم بود نقش و خریده. +خوب ادامه بده -خوب تو امون بده. +چرا اجراشون شروع نمیشه؟ -الان شروع میشه، بزار بگم اول عاشق بازیش شدم بعد عاشق قیافش شدم بعد عاشق مهربونیش شدم بعد عاشق داداشش رهام شدم، کلا افتادم تو دام عاشقی +خب ادامه بده -بعد از جزیره شروع کردم به تحقیق کردن از امیر ، من از تموم بازیگرای مورد علاقم تحقیق میکنم، از امیر تحقیق کردم رسیدم به رهام، از رهامم تحقیق کردم کلا عاشقشون شدم ، مهربونی و ...‌‌..... +خیلی خوب خودم میشناسمشون -ولی جالبیش واسم این بود هنوز مردمی هستن. +هیس هیچی نگو دیگه شروع شد پوکر نگاش کردم -تبلیغه؟ +خیلی خوب خفه شو میخوام جیغامو نگه دارم. دوست خوبیه نازگل تو این چند دقیقه کلی جور شدیم سلیقمونم یکیه همیشه از دوستای نزدیکم به من و رهامیر توهین میشد .ولی خوشحالم نازگل رو پیدا کردم. هیچ وقت به علایقم احترام نمیزارن. بلاخره نوازنده ها اومدنن هیجان داشتم شروع کردم از همین حالا به جیغ زدن...... بلاخره رهامیر اومدن نفسم بند اومد چقدر خوشگل کرده بودن خو پس میخوای زشت بیان رو صحنه اه ولم کن بزار قشنگ جیغ بزنمم خو قلب من تحمل نداره اینهمه زیباییو -امیییررررررر عاشقتمممممممم شروع کرد به خندیدن -رهامممم عاشقتمممممم +نور سالن و بدید لطفا نور که اومد +سلاممممم -سلاممممممم براش دست تکون دادم که برام دست تکون داد وای من غشششش خدایا واسه من دست تکون داد من چقدر خوشبختم ایدلم واسم دست تکون میده ............... از بس جیغ زده بودم صدام خروسی شده بود -هربار این درو محکم نبند نرو این چشمای ترو نکن تو بدترو نفسم میبره دل من دلخوره بی تو از دلهره هر دقیقش پره +به امید دیدار تک تک تون ....... تموم شد چه زود کاش سانس بعدم بودم -نازگل زود تموم شد +اره -کاش میزاشتن عکاسی کنیم ، تو قرعه کشی که نه من نه تو بردی. بادم پنچر شد +نفهمیدی من و سوگل و سام چطوری ردیف جلوییم؟ با گیجی نگاش کردم +پارتی داریم، نترس میبرمت عکس بگیری. از خوشحالی میخواستم جیغ بزنم -م...مرسی، بگو پارتیت کیه؟ +فکرشم نمیکنی؟ -کی؟ +من سوگل کاشانیم(چاره ای نداشتم ایشالله ناراحت نشه کسی)
-خب؟ +فامیلم و دقت کن باهم از صندلیا پاشدیم رفتیم سمت بک استیج با خنگی گفتم -دخترشی؟ زد زیر خنده +نه عمومه چشام چهارتا شد -هان دستمو کشید بردم بک استیج یه چیز تو گوش بادیگارده گفت گذاشت بریم رفتیم جلوتر دیدم دارن عکس میگیرن ۱۰ متر فاصله داشتیم -باید بریم تو صف +اره دیگه پارتیم اینجا جواب نمیده، اینهمه لشگر نمیزارن ما اول عکس بگیریم. هرچی جلوتر میرفتیم ضربان قلبم بیشتر میشد بیشتر و بیشتر. دوست داشتم بپرم بغلشون خاک تو سرت چقدر مسخره ای یه عکسم از سرت زیاده خدایا من و این همه خوشحالی محاله محال ای خدا انقدر تند قلبم میکوبید میگفتم الان سکته میکنم کادو هامو سفت چسبیدم -استرس دارم... وای چیکار کنم نازگل به خونسردی گفت +اروم باش ........ یک متر فاصله داشتیم اول نازگل و سوگل و سام رفتن و بسیار زیبا خوش و بش کردن رهامیر میشناختشون خوب نشناسن عکس گرفتن نوبت من شد قلبم ول کن نبود با صدای خروسی گفتم -س..سلام امیر:سلام، امشب خیلی جیغ زدی،سالن و به خاک و خون کشیدی. زد زیر خنده چه جذاب میخنده منو یادشه منو یادشه خدا خدا من الان میمیرم کادوهامو دادم دستشون فک کنم سکته ناقص زدم رهام:خیلی ممنون -خواهش میکنم کاشانی:زودتر عکس بگیریم سانس بعدم هس. اه قاشق نشسته وسط صحبت من و ایدلام چی میگه وایستادم و کاشانی عکس گرفت -مرسی شب خوبی برامون رقم زدین نگاهی به چشمای امیر کردم غرق شدم تو اون چشما انگار دنیای من بودن سکته رو کامل زدم انگار زمان ایستاده امیر:خواهش میکنم گوشیمو از دست کاشانی گرفتم و از اون جمعیت اومدم بیرون نفسی کشیدم که دستم توسط نازگل کشیده شد +چی گفتی بهشون. -هیچی. +هیچی؟ یه دنیا حرف بود یه دنیا، چجوری به نازگل میفهموندم. ادامه دارد... داستانمون از اینجا شروع میشه نظراتتون و حتما برام بنویسین انرژی بگیرم🫀 https://harfeto.timefriend.net/17199433926790
م‍‌ن پ‍‌ش‍‌ت‍‌م گ‍‌رم‍ہ چ‍‌ون رف‍‌ی‍‌ق‍‌م ت‍‌وی‍‌ی🫀🫂 منبع :روبیکا #𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐌𝐎𝐡𝐚𝐝𝐞𝐬𝐞'🎀 ┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓ 𝐣𝐨𝐢𝐧↷ https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba