وای خدا امشب چه خوبه🥺
#استوری_هیما_هنر
من پشتم گرمہ چون رفیقم تویی🫀🫂
#𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐑𝐞𝐲𝐡𝐚𝐧𝐞𝐡'🧡✨
┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓
𝐣𝐨𝐢𝐧↷
https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری_رهام🌊
من پشتم گرمہ چون رفیقم تویی🫀🫂
#𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐑𝐞𝐲𝐡𝐚𝐧𝐞𝐡'🧡✨
┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓
𝐣𝐨𝐢𝐧↷
https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba
عاشق صدای تو🫀
#پارت_سه
#روز_کنسرت_۳_دی
وایی خدا همیشه واسه کنسرت بهترین لباسامو میپوشیدم
اهنگ قشنگ قشنگم گذاشتم
و مشغول لباس پوشیدم شدم
امروزم تولد امیرع
بلاخره میخوام برم تولدش باید خوشگل باشم
وا یجور میگی انگار میخوای بری جشن تولد
وایی حال خودمو نمیفهمم
+تو الان میری صداشونو میشنوی دیگه اهنگ گذاشتنت چیه؟
از لج کیمیا صداشو بلند تر کردم
خیلی ارایش نکردم
حقیقتا بلد نیستم
نگاهی به اینه انداختم و خیلی خوشگل شده بودم
خوبه
دل از ایینه کندم
-خداحافظظظظظ
اسنپی گرفتم
همیشه تنهایی همه جا میرفتم برام مهم نبود کسی باهام میاد یا نه
فقط حال خوب خودم مهمه و بس
نمیخوام کسی حالمو بد کنه
.......
یکساعت زودتر اومده بودم
وارد شدم
سانس اول بودم خیلی شلوغ بود همه زودتر اومده بودن.
بلاخره تولد امیر بود و اینهمه فن
نگاهی با کادوی توی دستم انداختم
یعنی خوشش میاد؟
دوستش داره؟
اخه اخه بین این همه کادو کادوی تو رو میبینه؟
چرا خفه نمیشم من
بسه دیگه
افکارمو پس زدم
اگه خوشش نیاد چی؟
بلاخره من۳ساله طرفدارشم
میدونم نارنجی دوست داره
برا رهامم از چهرش نقاشی کشیده بودم
با تموم تلاشم با رنگ نارنجی یه تیشرت سفید و تم های نارنجی و پاییزی اصافه کرده بودم.
کاش خوشش بیاد.
از اونجایی که ادم خوش برخوردی بودم
سریع با چندتا از فن ها گرم گرفتم که بغلم نشسته بودن
نازگل گفت(یکی از فنا)
+پناه ، چی شد ماکانی شدی؟
-خودمم نمیدونم
زدم زیر خنده
همه تو سالن نشسته بودیم تا اجرا شروع بشه
-راستش من ماکان بند و میشناختم
اهنگ های خیلی معروفشونم گوش میدادم و دوست داشتم ، فکر نمیکردم یه روزی فن بشم ، خوب .... من دانشجوی رشته ی سینماعم.........
سریال جزیره که پخش شد...
نازگل نذاشت حرفمو بزنم
+نکنه تو فقط بخاطر امیر اینجایی؟
امیر لاوری؟
معلوم بود، معلوم بود کراش داری رو امیر.....
پریدم وسط حرفش
-اه یه دیقه حرف نزن تا بگمت، من نه امیر لاورم نه رهام لاور هردوشونو دوست دارم، شاید اول رو امیر کراش داشتم اما الان خیلی دوستشون دارم .
جزیره رو که دیدم عاشق بازی امیر شدم....
باز پرید وسط حرفم
+نکنه از بازی شادی مختاریم خوشت میاد
نگاهی بهش کرد و ادای عوق زدن و در اوردم.
- اون اگه بازیگر بود بازیگری امیر و زیر سوال نمیبرد ، من به عنوان کسی که تو هنرهای نمایشی سالها فعالیت داره میگم بازیش افتضاح بود، افتضاح معلوم بود نقش و خریده.
+خوب ادامه بده
-خوب تو امون بده.
+چرا اجراشون شروع نمیشه؟
-الان شروع میشه، بزار بگم
اول عاشق بازیش شدم بعد عاشق قیافش شدم بعد عاشق مهربونیش شدم بعد عاشق داداشش رهام شدم، کلا افتادم تو دام عاشقی
+خب ادامه بده
-بعد از جزیره شروع کردم به تحقیق کردن از امیر ، من از تموم بازیگرای مورد علاقم تحقیق میکنم، از امیر تحقیق کردم رسیدم به رهام، از رهامم تحقیق کردم
کلا عاشقشون شدم ، مهربونی و ........
+خیلی خوب خودم میشناسمشون
-ولی جالبیش واسم این بود هنوز مردمی هستن.
+هیس هیچی نگو دیگه شروع شد
پوکر نگاش کردم
-تبلیغه؟
+خیلی خوب خفه شو میخوام جیغامو نگه دارم.
دوست خوبیه نازگل تو این چند دقیقه کلی جور شدیم سلیقمونم یکیه
همیشه از دوستای نزدیکم به من و رهامیر توهین میشد .ولی خوشحالم نازگل رو پیدا کردم.
هیچ وقت به علایقم احترام نمیزارن.
بلاخره نوازنده ها اومدنن
هیجان داشتم
شروع کردم از همین حالا به جیغ زدن......
بلاخره رهامیر اومدن
نفسم بند اومد
چقدر خوشگل کرده بودن
خو پس میخوای زشت بیان رو صحنه
اه ولم کن بزار قشنگ جیغ بزنمم
خو قلب من تحمل نداره اینهمه زیباییو
-امیییررررررر عاشقتمممممممم
شروع کرد به خندیدن
-رهامممم عاشقتمممممم
+نور سالن و بدید لطفا
نور که اومد
+سلاممممم
-سلاممممممم
براش دست تکون دادم که برام دست تکون داد
وای من غشششش
خدایا واسه من دست تکون داد
من چقدر خوشبختم ایدلم واسم دست تکون میده
...............
از بس جیغ زده بودم صدام خروسی شده بود
-هربار این درو
محکم نبند نرو
این چشمای ترو
نکن تو بدترو
نفسم میبره
دل من دلخوره
بی تو از دلهره
هر دقیقش پره
+به امید دیدار تک تک تون
.......
تموم شد چه زود
کاش سانس بعدم بودم
-نازگل زود تموم شد
+اره
-کاش میزاشتن عکاسی کنیم ، تو قرعه کشی که نه من نه تو بردی.
بادم پنچر شد
+نفهمیدی من و سوگل و سام چطوری ردیف جلوییم؟
با گیجی نگاش کردم
+پارتی داریم، نترس میبرمت عکس بگیری.
از خوشحالی میخواستم جیغ بزنم
-م...مرسی، بگو پارتیت کیه؟
+فکرشم نمیکنی؟
-کی؟
+من سوگل کاشانیم(چاره ای نداشتم ایشالله ناراحت نشه کسی)
-خب؟
+فامیلم و دقت کن
باهم از صندلیا پاشدیم رفتیم سمت بک استیج
با خنگی گفتم
-دخترشی؟
زد زیر خنده
+نه عمومه
چشام چهارتا شد
-هان
دستمو کشید بردم بک استیج
یه چیز تو گوش بادیگارده گفت گذاشت بریم
رفتیم جلوتر
دیدم دارن عکس میگیرن
۱۰ متر فاصله داشتیم
-باید بریم تو صف
+اره دیگه پارتیم اینجا جواب نمیده، اینهمه لشگر نمیزارن ما اول عکس بگیریم.
هرچی جلوتر میرفتیم ضربان قلبم بیشتر میشد
بیشتر و بیشتر.
دوست داشتم بپرم بغلشون
خاک تو سرت چقدر مسخره ای
یه عکسم از سرت زیاده
خدایا من و این همه خوشحالی محاله محال
ای خدا
انقدر تند قلبم میکوبید میگفتم الان سکته میکنم
کادو هامو سفت چسبیدم
-استرس دارم... وای چیکار کنم
نازگل به خونسردی گفت
+اروم باش
........
یک متر فاصله داشتیم
اول نازگل و سوگل و سام رفتن و بسیار زیبا خوش و بش کردن
رهامیر میشناختشون
خوب نشناسن
عکس گرفتن نوبت من شد
قلبم ول کن نبود
با صدای خروسی گفتم
-س..سلام
امیر:سلام، امشب خیلی جیغ زدی،سالن و به خاک و خون کشیدی.
زد زیر خنده
چه جذاب میخنده
منو یادشه منو یادشه خدا خدا من الان میمیرم
کادوهامو دادم دستشون
فک کنم سکته ناقص زدم
رهام:خیلی ممنون
-خواهش میکنم
کاشانی:زودتر عکس بگیریم سانس بعدم هس.
اه قاشق نشسته وسط صحبت من و ایدلام چی میگه
وایستادم و کاشانی عکس گرفت
-مرسی شب خوبی برامون رقم زدین
نگاهی به چشمای امیر کردم
غرق شدم تو اون چشما
انگار دنیای من بودن
سکته رو کامل زدم
انگار زمان ایستاده
امیر:خواهش میکنم
گوشیمو از دست کاشانی گرفتم و از اون جمعیت اومدم بیرون
نفسی کشیدم که دستم توسط نازگل کشیده شد
+چی گفتی بهشون.
-هیچی.
+هیچی؟
یه دنیا حرف بود یه دنیا، چجوری به نازگل میفهموندم.
ادامه دارد...
داستانمون از اینجا شروع میشه
نظراتتون و حتما برام بنویسین انرژی بگیرم🫀
https://harfeto.timefriend.net/17199433926790
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
بچه ها یه چالش خفن در راهه🌧️😘 هرکس لینک کانالمون رو پخش کنه و ۱۰ تا حداقل ممبر بیاره بیاد به پیویم پ
❌یه نکته ای بچه ها راجب این چالش حتماااااا باید اون کسایی که براشون لینک رو ارسال میکنید عضو بشن 🍀✨
#رهامیر
من پشتم گرمہ چون رفیقم تویی🫀🫂
منبع :روبیکا
#𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐌𝐎𝐡𝐚𝐝𝐞𝐬𝐞'🎀
┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓
𝐣𝐨𝐢𝐧↷
https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba